اطلاعیه مهم

توجه: از این پس ما را در آدرس جدیدمان در بلاگ بیان دنبال کنید

استادان علیه تقلب :: pap.blog.ir

ه‍.ش. ۱۳۸۷ مهر ۲, سه‌شنبه

آبروی مومن

بنام خدا- در پست مربوط به دیالوگ بین دکتر قدسی و نماینده WASJ در ایران از ریختن آبروی مومن شکایت شده بود. در نظری که آقای صابر در زمان September 21, 2008 7:16 PM ارائه کرده اند مطلب مهمی از یک مقاله مهمتر به این آدرس نقل کرده اند. توصیه اکید دارم که آن مقاله را بخوانید. در فرازی از آن بخشی از نامه 53 نهج البلاغه آمده است:
"فرمان اميرالمؤمنين (ع) به مالک اشتر درباره کارگزاران متخلف: «اگر يکي از آنان دستش را به خيانت آلوده ساخت... گريبانش را بگير و به خاک مذلت و خواري اش بنشان. داغ خيانت را بر او بزن و قلاده بدنامي و ننگ را بر گردنش بيفکن» (نامه 53)"
پر واضح است که کارگزار مالک اشتر از خیلی از این مومنان، که نماینده محترم WASJ
نگران آبروی آنان است، مومن تر بوده است.
در حوزه کار ما دانشگاهیان آیا مقاله چاپ شده دیگران را از نو بنام خود چاپ کردن خیانت به علم و "تولید علم" نیست؟ آیا، به بهانه توصیه مقامات بلندپایه جمهوری اسلامی مبنی بر تولید علم، خیانت نیست که مطالب تکه تکه از اینجا وآنجا وصله پینه کرده را به صورت مقاله ارائه کنیم؟ یا مطالب کم ارزش سرهم بندی شده، که هر دانشجوی کارشناسی رشته مربوطه را به خنده وامیدارد، را آب و رنگی داده و برای این مجله های معلوم الحال بفرستیم و پول چاپ آن را هم از محل اعتبارات پژوهشی دولتی بپردازیم؟ آیا من استاد خیانتکار نیستم اگر هر دانشجوئی مطلب خوش آب و رنگی تهیه کرد (یا کپی کرد) و نام مرا هم رویش گذاشت بدون مطالعه دقیق و تایید درستی مطلب و اصل بودن نتایج ادعا شده اجازه ارسال بدهم؟ اصلا چرا باید ارسال کننده دانشجو باشد؟ چرا استاد خودش مسئولیت ارسال را نمی پذیرد؟
به نظرم میرسد این خیانت ها نیز دز حوزه دانشگاه مشمول همان فرمان حضرت امیر باشند.