Professors Against Plagiarism

Thursday، May 21، 2009

استاد یوسی‌ال‌ا به‌خاطر تقلب در یک مقاله استعفا داد



Sunday، May 17، 2009

پاسخ به تقلب احتمالی


مقاله ی جالبی در شماره ی ماه مارس مجله ی ساینس (با تشکر از آقای روح اله توکلی)
برای دیدن کل مقاله بر روی تصویر فوق کلیک کنید.

داستان کوتاهی از یک مجله ی تقلبی


با تشکر از دکتر رضا ملک زاده

Wednesday، May 13، 2009

یادداشتهای یک سردبیر، یادداشت هشتم: مقاله تقلبی، کنفرانس تقلبی و مجله تقلبی

به نام خداوند جان و خرد
با سلام و احترام به خوانندگان گرامی
این یادداشت به بیان تقلبهای سه گانه ای می پردازد که شاید کمتر برای خوانندگان آشنا باشد. گاهی مواقع گزارش می شود که فرد یا افرادی برای موجه و علمی نشان دادن نتایج کار خود از مقالات جعلی و تقلبی به عنوان مرجع یا دستاورد فعالیت نام می برند که یا اصلاً وجود خارجی ندارند (حداقل با نشانی یا نمایه ارائه شده برای آنها). ممکن است به چنین مراجعی در گزارش تخصصی یا علمی یک پروژه، فرم پیشنهاد یک پروژه، یک مقاله کنفرانس یا نشریه، شرح حال علمی فرد یا نظایر آن اشاره شده باشد. بهر حال هدف فریب مخاطب برای توجیه او و دستیابی به هدف مورد نظر فرد متقلب است.

مثال ساده ای را در نظر بگیرید که به عنوان داور مقاله ای را داوری می کنید. اگر در فهرست مراجع نام مولف مقاله را در چند مورد به ویژه در مورد مراجع اصلی ببینید و به صحت ان شک نکنید قاعدتاً ادعاهای تخصصی فرد در مقاله را ساده تر قبول می نمایید و چنانچه کلیت مطالب به لحاظ ظاهری مناسب جلوه کند، احتمالاً پیشنهاد پذیرش مقاله را می نمایید. حال ممکن است اساساً آن مرجع یا مراجع ذکر شده با نام مولف وجود خارجی نداشته باشند و یا آنکه فرد متقلب با کمی دستکاری در عنوان مقاله اصلی آن را با نام خود به عنوان مرجع معرفی کرده باشد. بدیهی است که پس از پذیرش مقاله این امکان برای او وجود خواهد داشت که در ویراست نهایی مقاله مراجع را تغییر دهد مراجع غیر واقعی را حذف و مراجع اصلی را جایگزین نماید. معمولاً چنین مواردی کمتر توسط کمیته علمی/سر دبیر یا مدیر اجرایی کنترل می شوند.

یا آنکه در مثالی دیگر ممکن است فرد یا افرادی برای قابل پذیرش نشان دادن نتایج یک پروژه تحقیقاتی در ارائه گزارش پروژه عناوین مقالات اختراعی (Invented Papers) ظاهراً انتشار یافته ای اما غیر واقعی را به عنوان دستاورد پژوهش عرضه نماید. حتی امکان دارد متن آنها را نیز به صورت جعلی آماده سازی کرده و ارائه دهند. از آنجا که با عنایت به برخی نظرات خوانندگان محترم در مورد نوشتارهای قبلی از سلسله "یادداشتهای یک سردبیر"(1) ممکن است این موارد غیر واقعی یا حداقل انتزاعی به نظر آید. ایشان را به مطالعه مطلبی در مورد چنین تقلبی در پروژه تحقیقاتی پژوهشگران یک دانشگاه آلمانی که اخیراً در مجله اشپیگل انعکاس یافته بود به نقل از وبلاگ پروفسور Debora Weber-Wulff با عنوان Invented Publications دعوت می کنم. وبلاگ ایشان با عنوان Copy, Shake, and Paste مطالب ارزشمندی را در زمینه تقلب در اختیار عموم قرار می دهد و در مورد نمونه های واقعی مورد اشاره دراین نوشتار نیز از مثالهای موجود در این وبلاگ استفاده شده است.
موضوع کنفرانس تقلبی هم خود دارای انواعی است. نخستین نوع که ارتباط کمتری با سلسله یادداشتهای یک سردبیر دارد تنها پوششی برای کلاهبرداری رایانه ای است. در این روش افرادی با راه اندازی سایت اینترنتی به ظاهر موجه و انتخاب عنوان کنفرانسی نسبتاً پر طمطراق و گسترده به لحاظ پوشش حوزه های تخصصی اما ناشناخته فراخوان مقاله اعلام کرده و عموماً از طریق پست الکترونیکی به ظاهر اطلاع رسانی می کنند، بعد هم ظاهراً مقالات را دریافت کرده به سادگی مورد پذیرش قرار داده و برای قطعی کردن پذیرش ثبت نام کرده، حتی پول رزرو هتل و تور گردشگری را دریافت می کنند. البته مدتی می گذرد که مخاطبان اصل مطلب را دریافته و متوجه کلاهبرداری شوند.
نوع دوم کنفرانس تقلبی را نمی توان کلاهبرداری دانست بلکه بیشتر نوعی کسب و کار است. در این حالت نیز کنفرانسی با عنوانی دهان پر کن و گسترده به لحاظ پوشش حوزه های تخصصی اما کم ارزش برپا می شود، مراحل دریافت مقاله و پذیرش ساده و ثبت نام و دریافت پول انجام می شود. برای آنها اصولاً حضور افراد و ارائه حضوری مقاله در کنفرانس اساساً مطرح نیست (حتی این موضوع را به اطلاع افراد می رسانند) و آمادگی دارند تنها با دریافت وجه ثبت نام مقاله را در مجموعه مقالات به صورت چاپ شده بر روی کاغذ و/یا الکترونیکی انتشار دهند. برای افراد شرکت کننده در محل کنفرانس نیز تمام مراسم یک کنفرانس واقعی اما در واقع کم ارزش از بعد علمی برگزار می شود. مورد اخیر را حتی در زمینه انتشار کتب علمی حاوی مقالات بلند مرتبط با یک حوزه تخصصی نیز مشاهده کرده ام.
نوع سوم نیز به کنفرانسهای تقلبی اشاره دارد که فرد متقلب در بیان شرح حال علمی و سوابق تخصصی خود را به عنوان عضو کمیته علمی و/یا داور و حتی برگزیده آن اعلام نماید. البته چنین ادعاهای کذبی ممکن است در مورد کنفرانسهای معتبر نیز از سوی افراد متقلب بیان شود. بهر حال قصد ندارم دامنه بحث را با برخی موارد نظیر عناوین برگزیده مرد علمی سال ... و عضو آکادمی علوم ... و نظایر آن از انجمنهای یا آکادمی های با عناوین ظاهراً چشمگیر اما به لحاظ اعتبار علمی کم ارزش (در واقع بی ارزش) که با ارسال شرح حال علمی و پرداخت پشیزی پول می توان آن را بدست آورد گسترده تر نمایم.
بحث نهایی این نوشتار در مورد مجله تقلبی است. منظور نگارنده در این مبحث صرفاً آن نیست که فردی نسخه مقاله تقلبی خود در یک مجله که جعلی که وجود خارجی ندارد را ارائه دهد یا از آن به عنوان یک مرجع نام ببرد، یا خود را به عنوان عضو کمیته علمی یا داور آن معرفی نماید، چنین تقلبی حتی اگر رخ هم دهد بسیار ناشیانه است. بلکه بحث اصلی در مورد مجلات واقعی ظاهراً علمی سطح بالایی است که فرایند داوری تخصصی نیز دارند، اما این فرایند خود تقلبی است. مثلاً مقالات کم ارزشی را با گرفتن مبالغی از مولفان انتشار می دهند که غالباً از آنها با عنوان نشریات کم ارزش یاد می شود و در سایتهای مختلفی نظیر همین وبلاگ "استادان علیه تقلب" عناوین برخی از آنها ذکر شده است.
حتی ممکن است چنین مجلاتی از سوی ناشران بسیار معتبری انتشار یابند، موضوع رسوایی اخیر شش مجله ظاهراً علمی و بسیار معتبر که با حمایت مالی شرکت دارویی Merck توسط یکی از زیرمجموعه های انتشاراتی معروف Elsevier منتشر می گردید و در برخی مقالات توجیه گر تحقیقات علمی و دارویی این شرکت بود در سطح بین المللی توسط مجله The Scientist و سایت bioethics.net مطرح گردید و موجب بحثهای فراوانی گردید. به گونه ای که انتشاراتی Elsevier ناگزیر به اعتراف نسبت به این موضوع و عذرخواهی در این زمینه شد. علاقه مندان به مطالعه این مورد نیز می توانند به این مطلب با عنوان Fake Journals وبلاگ پروفسور Debora Weber-Wulff و سایتهای The Scientist، bioethics.net و Elsevier مراجعه نمایند.

به امید حق
حمیدرضا صادق محمدی
1- رجوع کنید به "یادداشتهای یک سردبیر" در وبلاگ استادان علیه تقلب.

Tuesday، May 12، 2009

مشکلی فنی در این بلاگ

متاسفانه مشکلی فنی در این بلاگ پیش آمده و من نمی توانم تصویر آپلود کنم. چند مورد جالب برای پست دریافت کردم که به علت این مشکل تا کنون نتوانستم آن ها را پست کنم. امیدوارم به زودی این مشکل حل شود.


Friday، May 1، 2009

یادداشتهای یک سردبیر، یادداشت هفتم: ارسال دوگانه مقاله

به نام خداوند جان و خرد
با سلام و احترام به خوانندگان گرامی
این یادداشت به موضوع ارسال دوگانه مقاله (Double Submission) اختصاص دارد که مفهوم آن ارسال یک مقاله در حال داوری یا پذیرفته شده برای ارائه و/یا ارائه شده و/یا انتشار یافته توسط یک نشریه یا کنفرانس برای داوری در نشریه یا کنفرانس دیگری است. این عمل اقدامی ناشایست از بعد اخلاق حرفه ای محسوب می گردد. خوانندگان محترم توجه دارند که در این مورد برخلاف موارد یاد شده در یادداشتهای قبلی (1) مولف یا مولفان نسبت به تقلب به صورت استفاده غیرمجاز از مقالات دیگران در مقاله تهیه شده خود مبادرت نمی نمایند، بلکه مقاله قبلی خود را به همان صورت یا با اعمال تغییراتی که از بعد علمی مهم محسوب نمی شود برای نشریه یا کنفرانس دیگری ارسال می نمایند.
اغلب نشریات یا کنفرانسهای معتبر علمی در زمان دریافت مقاله از مولفان می خواهند فرم اقرارنامه یا انتقال حق نشر (Copy-Right Form) را تکمیل نمایند، معمولاً این فرم متضمن عباراتی است که با تکمیل و امضاء آن مولف تایید می کند که مقاله ارسالی مبرا از حالت ارسال دوگانه مقاله است، اما حتی عدم وجود چنین فرمی برای یک نشریه یا کنفرانس یا عدم تکمیل آن توسط مولفان اقدام به ارسال دوگانه مقاله را توجیه ننموده و مجاز نمی کند.
متاسفانه درصد ناچیزی از مولفان به صورت ناآگاهانه و یا با عذر این که با محدودیتهایی مواجه هستند مبادرت به این اقدام می کنند. توجیهاتی نظیر محدودیت سنوات تحصیلی و الزام به داشتن مقاله پذیرفته شده برای دفاع از پایان نامه توسط دانشجویان تحصیلات تکمیلی، طولانی بودن زمان فرایند داوری نشریات علمی، فراموش کردن ارسال قبلی مقاله برای مرجعی دیگر، ارسال مقاله توسط یکی دیگر از مولفان برای نشریه یا کنفرانسی دیگر، همه و همه از جمله عذرهایی است که آورده می شود اما هیچیک ناشایستی ارسال دوگانه مقاله را توجیه نمی کند. البته ناکارآمدی برخی ضوابط و مقررات در آموزش عالی به صورت عام و یا برخی دانشگاه ها و مراکز پژوهشی به صورت خاص نیز به این مسئله دامن می زند، اما هیچکدام مجوز قابل پذیرش برای چنین اقدام ناشایستی نمی باشد.
اجازه دهید برخی مثالهای عینی برای این مورد را ذکر کنم تا بیان موضوع روشنتر گردد. این مورد کاوی ها عموماً از مثالهایی آورده می شود که ممکن است در نگاه اول در نظر برخی افراد موجه جلوه نماید:
· ارسال مقاله فرستاده شده/مورد پذیرش/ارائه شده/انتشار یافته یک کنفرانس یا نشریه برای یک کنفرانس یا نشریه دیگر با توجیه آن که جزئیات بیشتری در مقاله نشریه آورده شده است (بدون ذکر این موضوع در مقاله ارسالی).
· ارسال مقاله فرستاده شده/مورد پذیرش/ارائه شده/انتشار یافته یک کنفرانس یا نشریه برای یک نشریه کنفرانس یا نشریه دیگر با توجیه آن که زبان مقالات متفاوت است، برای مثال یکی فارسی و دیگری انگلیسی است. (بدون ذکر این موضوع در مقاله ارسالی).
· ارسال مقاله فرستاده شده/مورد پذیرش/ارائه شده/انتشار یافته یک کنفرانس یا نشریه برای یک کنفرانس یا نشریه دیگر با توجیه آن که مجموعه مقالات کنفرانس یا مقالات نشریه اول به سهولت برای برخی افراد مثلاً هموطنان ایرانی در دسترس و یا قابل استفاده نیست (بدون ذکر این موضوع در مقاله ارسالی).
شاید در نگاه اول برخی از این موارد در نظر خوانندگان محترم مثالهایی ذهنی بشمار آید، اما چنین نیست. شاید به نظر عجیب بیاید اما با مواردی مواجه بوده ام که مولف در توجیه اقدام خود استدلال کرده که چون برخی کارشناسان ایرانی به زبان انگلیسی تسلط ندارند، مقاله ای مشابه مقاله انگلیسی انتشار یافته توسط خود را با تغییراتی کمب به زبان فارسی آماده کرده و برای نشریه ارسال داشته است تا مورد استفاده ایشان قرار گیرد.
البته این موضوع که تحقیق انجام شده به صورت مقاله برای کنفرانس یا نشریه فرستاده شده/مورد پذیرش/ارائه شده/انتشار یافته پس از توسعه بیشتر به صورتی که از دید متخصصان امر متفاوت یا کاملتر تشخیص داده شود برای کنفرانس یا نشریه دیگری ارسال شود امری کاملاً پذیرفتنی و مقبول است، اما در همین حالت نیز اخلاق حرفه ای حکم می کند برای اطلاع مخاطبان و نیز برای رفع هر گونه شائبه موضوع در مقاله دوم به وضوح تصریح شود.
همچنین کنفرانسهایی علمی وجود دارند که با هماهنگی برخی نشریات معتبر علمی اعلام می نمایند مقالات برگزیده کنفرانس را در نشریه انتشار خواهند داد. در چنین موردی بعضاً با علم مدیران و داوران نشریه ممکن است مقالات برگزیده کنفرانس مذکور تنها با جزئیات بیشتر و احتمالاً با داوری مجدد پذیرفته شده و انتشار یابند، بهر حال این اقدام نیز از دید اخلاق حرفه ای کاملاً پذیرفته شده است و به عنوان مشوقی برای مولفان جهت ارسال مقالات با ارزش علمی بیشتر برای کنفرانس استفاده می گردد.
به امید حق
حمیدرضا صادق محمدی

1- رجوع کنید به "یادداشتهای یک سردبیر" در وبلاگ استادان علیه تقلب.

Tuesday، April 28، 2009

دانشگاههای غیردولتی، مقالات علمی و نحوه وابستگی مولفان


در ابتدا لازم به ذکر است که نویسنده متن از حساسیت همکاران به موضوعی که طرح می­شود آگاه است ولی با استناد به جمله­ای که در ضلع بالای سمت راست این وبلاگ نوشته شده است ورود به آن را علی­رغم همه حساسیت­ها لازم می­داند. جمله مذکور همانطور که ملاحظه می­فرمائید چیزی جز این نیست که:

این بلاگ به همت تعدادی از استادان دانشگاه‌های کشور ایجاد شده است و هدف آن مبارزه با تخلف یا تقلب علمی در دانشگاه‌ها چه از سوی دانش‌جویان و چه از سوی اندکی از اعضای هیات علمی است. متاسفانه ما شاهد گسترش حرکت‌های غیر اخلاقی در فضای علمی کشور هستیم که با انگیزه‌هایی چون اخذ مدرک یا ارتقای مرتبه‌ی دانشگاهی صورت می‌گیرتد.

تنها چند سال پس از تاسیس دانشگاه آزاد و ارتقاء فعالیت­های این دانشگاه به سطوح مختلف تحصیلات تکمیلی، مجموعه آموزش عالی کشور با پدیده جدیدی به­نام اعلام کاذب وابستگی مولفان در مقالات و گزارشات علمی مستخرج از فعالیت آنان در دانشگاه آزاد به نام دانشگاه­های دولتی روبرو گردید. روشنتر اینکه اساتیدی که در دانشگاه­های دولتی مشغولند مقالات علمی مستخرج از انجام فعالیت­های پژوهشی و یا راهنمایی دانشجویان خود در دانشگاه آزاد (ویا سایر موسسات آموزش عالی غیردولتی) را به طور کاذب با درج وابستگی خود به دانشگاه دولتی محل اشتغال اصلی اعلام می­نمایند تا از مزایای مترتب بر آن (مانند اعتبارات تحقیقاتی، پایه­های سالیانه، ارتقاء مرتبه و .....) بهره­مند گردند. اگرچه سیستم آموزش عالی کشورمان در مقایسه با روش­های متداول جهانی نکات و موارد منحصر به فرد کم ندارد ولی بی­اغراق شاید برای چنین موردی نمونه نظیری در هیچ­کجای دنیا نتوان یافت. به نظر می­رسد علی­رغم گرم و سرد شدن نوع روابط بین وزارتخانه متصدی امر آموزش عالی و دانشگاه آزاد در طی سالیان گذشته یک نوع توافق پنهانی در مجموعه آموزش عالی کشور در این خصوص وجود دارد وگرنه چگونه می­توان فعالیت­هایی را که هیچ سابقه­ای در یک دانشگاه ندارد به نام آن ثبت نمود در حالیکه صاحب اصلی اثر (به­طور مثال دانشگاه آزاد) نسبت به چنین دستبردی معترض نباشد؟

نویسنده این سطور اگرچه شخصا حضور اعضاء هئیت علمی در مراکز آموزشی متعدد به ویژه نوع آزاد آن را که غالبا بدون کسب مجوز از دانشگاه مرجع صورت می­گیرد مجاز به­شمار نمی­آورد ولی با علم به بسیاری از مشکلات رویاروی اعضاء هئیت علمی به ویژه تنگناهای مالی اصولا خود را واجد صلاحیت لازم برای داوری و یا تقبیح چنین فعالیت­هایی نمی­داند. ولی جدای از این مشکل کلی، واقعیت این است که لااقل این بخش از کار یعنی انتساب کاذب مقاله به دانشگاه دیگر فاقد توجیه اخلاقی بوده و در واقع به باور نویسنده می­توان بنا به دلایل زیر آن را مصداق نوعی تقلب دانسته و خواستار مقابله با آن شد.

1- وابستگی مولفین (Affiliation) یک کار تحقیقاتی اصولا بر اساس محل انجام کار و نحوه حمایت مالی و لجستیکی از آن بر اساس فعالیت­های ثبت شده در آن موسسه مانند پروژه­های تحقیقاتی و یا تحصیلات تکمیلی تعیین می­گردد. بدیهی است در صورتیکه اساتید دانشگاه­ها با کسب مجوز از موسسه­ای که در آن رسما مشغول کارند در سازمان دیگری نیز فعال باشند می­توان نتایج حاصله از فعالیت آنان را به نام دو موسسه ثبت نمود زیرا در این حالت لااقل سرمایه­ای به صورت نیروی انسانی محقق از سوی یک دانشگاه در اختیار دانشگاه دیگر گذاشته شده است در حالیکه این امر در فعالیت اغلب همکاران در دانشگاه آزاد و یا دانشگاه­های غیردولتی موضوعیت نداشته و آنان بدون کسب چنین مجوزهایی در فعالیت­های آموزشی و پژوهشی انجام شده در دانشگاه­های غیردولتی شرکت می­نمایند و به­طور طبیعی چنین فعالیت­هایی از نگاه دانشگاه محل خدمت وی غیر رسمی (شاید هم غیر قانونی) می­باشد. تعجب­آور است که در چنین شرایطی نام موسسه­ای ذکر شود که در تکوین اثر هیچ نقشی (به جز برهم گذاشتن چشم!) نداشته­است.

2- اصولا اساتید دانشگاه­ها از مهمترین گروه­های مرجع در هر جامعه­ای محسوب می­شوند و این امر علاوه بر امتیازات اجتماعی مانند احترام و تکریم آحاد جامعه به آنان محدودیت­هایی را نیز فراهم آورده است. به­طور مثال یک استاد دانشگاه به دلیل برخورداری از چنین موقعیتی مجاز نیست به دروغ به فعالیت­هایی اشاره نماید که اصولا در موسسه محل اشتغال وی انجام نشده است. تردیدی نیست که این امر بدآموزی­های بسیاری را برای مخاطبین و همکاران پروژه که غالبا دانشجویان هستند دارد که از آن نمی­توان به سادگی گذشت.

3- ظاهرا با توجه به سیاست­های چند سال اخیر وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، کمیت مقالات منتشر شده توسط دانشگاه­ها در تخصیص بودجه و اثبات شایستگی­های علمی آنان (مانند تعیین دانشگاه­های شاخص و بلایای نظیر!) آنچنان مهم بوده­است که این موسسات با وقوف به تملک بعضی از کارهای تحقیقاتی مورد ادعا به سایر موسسات مانند دانشگاه آزاد، اینگونه مقالات را در لیست فعالیت خود می­پذیرند و به­نام عضو هئیت علمی ثبت می­نمایند. به بیان واضح­تر کاری که هزینه­های انجام آن توسط مرکز آموزشی دیگری پرداخت شده است به کذب به­نام موسسه­ای که هیچ نقش در آن نداشته است ثبت می­گردد.

درهرحال همانگونه که در مقدمه این نوشتار تاکید گردید نویسنده متن به دنبال طرح موضوع حسن و قبح حضور همکاران در دانشگاه­های آزاد و یا غیردولتی نیست ولی به­نظر می­رسد می­توان راهکارهایی را برای رفع این مشکل منحصربفرد در سیستم آموزش عالی کشور که از مصادیق تقلب (یا تخلف) محسوب می­شود یافت. در واقع در صورتیکه مرتبه علمی همکاران در موسساتی که در آن فعالیت می­نمایند مستقل از یکدیگر باشد و نتایج کارهای انجام شده در یک مرکز را نتوان در دانشگاه دیگر ادعا نمود شاید بتوان از استمرار این کار خلاف جلوگیری نمود. به بیان دیگر بر اساس این پیشنهاد استناد به کارهای انجام شده در دانشگاه­های غیردولتی نمی­تواند در دانشگاه­های دولتی امتیازی داشته باشد (لااقل اگر امتیاز منفی برای آن درنظر گرفته نشود) در حالیکه می­توان به آنان متناسب با نوع رابطه استخدامی (به­طور مثال پاره وقت، نیمه وقت و تمام وقت!) در دانشگاه غیردولتی استناد نمود و حتی تقاضای ارتقاء رتبه داشت. شاید نتیجه این امر چندان نامناسب نیز نباشد زیرا با توجه به استانداردهای متفاوت در بررسی تقاضاهای ارتقاء مرتبه در موسسات آموزش عالی کشور بسیار جالب خواهد بود که فردی در محل اشتغال دولتی خود در مرتبه استادیاری و در دانشگاه غیردولتی در مرتبه دانشیاری و یا استادی باشد (یابالعکس). توجه دارید که قبلا در خصوص منحصر بفرد بودن بعضی موارد در سیستم آموزش عالی کشور تاکید شده بود و راهکار جدید را نیز می­توان در همان راستا توجیه نمود!

در هرحال شاید به این طریق بتوان از:

- ثبت اثر انجام شده در یک موسسه آموزش عالی غیردولتی به­نام یک مرکز دانشگاهی دولتی (و بالعکس)،

- تضییع حقوق همکارانی که بنا به هر دلیلی تمایل به فعالیت در دانشگاه­های غیردولتی ندارند و یا اصولا از آنان دعوت نمی­گردد،

و در نهایت ایجاد شبهه کاذب در همکاری بین موسسات آموزش عالی دولتی و غیردولتی (اخیرا بعضی از همکاران آنچنان این موسسات را شریک­المال فرض نموده­اند که بدون کسب مجوز، در نام مولفین مقالات خود لیست بالا بلندی شامل دانشجویان دانشگاه­های دولتی و آزاد را همزمان درج می­نمایند!) جلوگیری نمود.

سید حسین امیرشاهی

hamirsha@aut.ac.ir



Sunday، April 19، 2009

ظرفيت علمي كشور و تعدد مجلات پژوهشي و كنفرانسهاي علمي

آييننامه ارتقاء اعضاء هئيت علمي دانشگاه ها و مراكز آموزش عالي كه توسط وزارت علوم، تحقيقات و فناوري تهيه گرديده است مشابه بسياري از كشورهاي ديگر به درستي توجه ويژه اي به فعاليت هاي تحقيقاتي آنان دارد و اگرچه تغييرات ي كه اخير ا در آن صورت گرفته (مانند ارزشگذاري به فعاليت هاي فرهنگي اساتيد ) نگرانيهايي را در خصوص تفسي ر نادرست از اينگونه فعاليت ها و ا متيازات مترتب بر آن ايجاد كرده است ولي هنوز هم فعاليت هاي پژوهشي اساتيد يك بند وتوك ننده در ارتقاء آنان محسو ب مي شود. بعلاوه، سياست هاي چندساله اخير وزارت مذكور بر تشويق اساتيد به ارائه و چاپ دستاوردهاي علمي خود در مجلات و كنفرانس هاي علمي و پژوهشي استوار بوده و در اين راستا بسياري از دانشگاه ها و مراكز پژوهشي كشور تخصيص اعتبارات تحقيقاتي به كادر علمي خود و حتي اختصاص دانشجويان تحصيلات تكميلي به آنان را به ميزان اينگونه فعاليت ها مرتبط نمودهاند. اگرچه در اساس ترديدي نيست كه مي بايد بسياري از تحقيقات اصيل (نه الزاما تمامي آنان ) به چاپ مقاله در مجلات معتبر و مرتبط منجر گردند ولي به نظر مي رسد كه افراط در اجراي اين سياست از يكسو و ويژگي بدل كاري ما ايرانيان از سوي ديگر منجر به كشف و يافتن مسيرهاي سادهتر در تحصيل اين قبيل امتيازات رديده است . همزمان با انتشار و چاپ مجلات داراي نمايه در كشورهاي همسايه (مانند پاكستان) به منظور رفع مشكلات مربوط به فراغت از تحصيل ISI دانشجويان دكتري و اندوختن امتيازات مربوط به ارتقاء اعضاء هئيت علمي (كه شرح آن به نحو مطلوب در اين وبلاگ درج گرديد) به نظر مي رسد كثرت مجلات علميپژوهشي داخلي به همراه كنفرانسهاي علمي مسير ديگري را فراهم ساخته است تا دوستاني كه امكان ، حوصله و يا وقت كافي به حرير مقاله به زبان غير مادري را نيز ندارند از فرصت ارتقاء و يا حداقل طولاني نمودن رزومه خويش محروم نگردند.

عليرغم افزايش قابل توجه دانشجويان مقاطع مختلف تح صيلات تكميلي در سال هاي اخير اين سوال پيش مي آيد كه توان و ظرفيت علمي كشور به واقع چقدر است و اصولا چگونه مي توان آن را سنجيد و بر اساس آن به نشرياتي مجوز داد كه تنها راه بقاء آنان ارتزاق از بودجه هاي دولتي تخصيص يافته به دانشگاه هاست. همه نيك مي دانيم كه اين مجلات فاقد مشتري به مفهوم تجاري آن هستند و متاسفانه مقالات چاپ شده در آنان حتي در كارهاي تحقيقاتي بعدي همان محقق و مولف نيز مورد استناد قرار نمي گيرند. اخيرا بسياري از دانشگاهها در چهارچوب سياستهاي جديد وزارت علوم در خصوص تخصصي نمودن مجلات علمي به كسب مجوز و چاپ تعداد بسيار زياد ي مجله اقدام نموده اند و در واقع مجوز چاپ يك مجله آنان به مجلات متعدد و متكثر تبديل گرديده است. به علاوه، هر ساله دانشگاههاي جديدتر كه حيثيت علمي و حتي ارتقاء اعضاء هئيت علمي خود را در گرو چاپ مجله مي دانند به ليست بالا بلند نشريات علمي_پژوهشي كشور افزوده مي شوند . در خصوص كنفرانس هاي علمي مشكل حادتر است به نحويكه هرساله تعداد زيادي كنفرانس ، سمينار، همايش و گردهمايي (كه راقم اين سطور متاسفانه به تفاوت بين آنان آگاه نيست) به صورت عمومي و تخصصي در شكل هاي عادي و دانشجويي با هزينه هاي سرسام آور و متاسفانه تاثي رگذاري علمي بسيار اندك برگزار ميگردند.

در واقع اين سوال پيش مي آيد كه آيا وزارت علوم، تحقيقات و فناوري در صدور مجوز براي مجلات پژوهشي ظرفيت علمي موجود در كشور را مورد توجه قرار مي دهد و اصولا در برگزاري كنفراتس هاي علمي در كشور آيا نهاد علمي تصميم گيرنده اي وجود دارد؟ به راقم اين سطور حق دهيد كه به اين قبيل فعاليت هاي به ظاهر علمي به چشم يك پركننده (فيلر) امتيازات در فرمهاي ارتقاء و يا قطور كننده رزومه دانشجويان و اساتيد نگاه كند . متاسفانه معتقدم ما ملت بدل كاري هستيم و قادريم با تبعيت ظاهري از قوانين آنان را آنچنان از درون تهي نمائيم كه هيچ چيز جزء ظاهري آراسته باقي نماند.

سيد حسين اميرشاهي
hamirsha@aut.ac.ir

Tuesday، April 14، 2009

صرفه‌جویی علمی؟

خبر بسیار کوتاه است و در عین حال مهم. پایان‌نامه از دروس دوره کارشناسی ارشد حذف می‌شود و جای خود را به چند واحد تئوری می‌دهد. اکثر سایت ‌های خبری با دیده تعجب این خبر را درج کرده‌اند. در این مجال جای آن نیست که از گذشته پرسیده شود که این موضوع از چه زمانی مطرح شده و چقدر کارشناسی شده و اصولا از نظر منطقی این کار چقدر به الگوی‌مصرف مربوط می‌شود. بهتر است از آینده‌ای صحبت کنیم که قرار است این طرح در آن عملی شود.
در دنیا تحصیلات دانشگاهی مقدماتی یا undergraduate (شامل دوره‌های فوق‌دیپلم و لیسانس) و تحصیلات تکمیلی یا postgraduate (فوق‌لیسانس و دکترا) کاملا از هم متمایز هستند. مهمترین عامل این تمایز انجام پژوهش است. دانشجوی تحصیلات مقدماتی در کلاس‌های دانشگاه و همینطور آزمایشگاه ‌ها شرکت می‌کند تا بیاموزد چگونه روش‌هایی که پیشینیان برای حل مشکلات ابداع کرده‌اند را به کار گیرد. این دانشجو پس از پایان تحصیل می‌تواند آنچه که آموخته است را در عمل به کار گیرد.
در مقابل شرایط دانشجویان تحصیلات تکمیلی به طور کلی متفاوت است. این دانشجویان –بدون توجه به اینکه چند واحدهای درسی هم می‌گذرانند یا نه- یک کار پژوهشی کامل را تحت نطر استاد راهنمایشان می‌گذرانند و این خود تضمین می‌کند که در آینده به تنهایی قادر به انجام کارهای پژوهشی هستند. کار پژوهشی تنها استاد دانشگاه شدن و مقاله دادن نیست. تمام سازمان‌ها و صنایع بزرگ علاوه بر نیروهای کاردان نیازمند پژوهشگرانی هستند که فعالیت و توسعه سازمان بر پایه کار آنان می‌چرخد.
حال اجرای این طرح چه معایب و چه مزایایی دارد.
معایب:
1- کارشناسی ارشد از رده تحصیلات تکمیلی خارج می‌شود. فرق فارغ التحصیلان لیسانس و فوق‌لیسانس تنها گذراندن چند واحد بیشتر خواهد بود و هیچکدام سابقه پژوهشی جدی نخواهند داشت. همچنین دانشجویان دکترایی که پیش از آن هیچ پژوهشی انجام نداده‌اند، به هیچوجه کارایی مناسبی نخواهند داشت. امروزه تحصیل در مقطع دکترا و فوق‌لیسانس در جهان به سوی تنها پژوهش پیش می‌رود -کاری نداریم که چرا ما عکس حرکت می‌کنیم- و زمزمه اجرایی شدن آن در ایران هم به شنیده می‌شود. تصور کنید چهره دانشجوی دکترای پژوهشی را که برای اولین بار حضور استاد راهنمای خود رسیده است در حالی که اصلا نمی‌داند پژوهش چیست.
2- دیگر محدودیتی برای پذیرش دانشجو وجود ندارد و کلاس‌های پر از دانشجو این بار در مقطع کارشناسی‌ارشد امکان رسیدگی استاد به یک‌یک دانشجویان را سلب خواهد کرد.
3- همه می‌دانیم دانشگاه‌های ایران با سابقه نسبتا طولانی، کادر علمی باسابقه و دانشجویان با استعداد جای خوبی در رنکینگ جهانی ندارند ولی همین جایگاه امروزی هم مرهون مقالات نسبتا زیادی است که در آنها تولید می‌شود. عمده این مقالات حاصل پایان‌نامه دانشجویان کارشناسی‌ارشد است. به بیان دیگر با عملی شدن این طرح مقام دانشگاه‌های ایران به شدت افت نموده از آنچه امروز هست بدتر خواهد شد.
مزایا:
1- مشکل دستبرد علمی و خرید و فروش پایان نامه‌ها که اخیرا تبدیل به دغدغه‌ای شده بود از ریشه –تاکید می‌کنم کاملا از ریشه- حل می‌شود! وقتی پایان‌نامه و مقاله‌ای نباشد دیگر چطور می‌توان در انجام آن تقلب کرد.
2- گفته شده که پایان‌نامه موجب اتلاف وقت استاد می‌شود. اگر این گفته پذیرفته شود –و پژوهش این‌قدر بی ارزش باشد- طبیعتا استادان بایستی مانند معلمین تمام روزهای هفته وقت خود را در کلاس و پای تخته بگذرانند که البته این امر شرایط را برای جذب دانشجوی بیشتر در همه مقاطع دانشگاه‌ها فراهم خواهد کرد.
3- بعید به نظر نمی‌رسد این نکته در مورد دانشگاه‌های قدیمی مصداق داشته باشد اما دانشگاه آزاد و پیام‌نور می‌توانند بدون نگرانی جهت تامین استاد راهنما و مشاور به هر تعدادی دانشجوی فوق‌لیسانس بگیرند- خصوصا مشکل دانشگاه پیام نور که اول دانشجو را گرفته و بعد به فکر تامین استاد افتاده است-
حال با در نظر گرفتن این مزایا و معایب بنده هنوز نمی‌دانم که انجام چنین کاری به صلاح است یا خیر.
پیامی


Wednesday، April 1، 2009

پایگاه ISI و علوم کامپبوتر

مقاله Research Evaluation for Computer Science به تازگی در Communication of ACM چاپ شده است. بخش نتایج بررسی اعتبار سنجی پایگاه ISI در علوم کامپبوتر آن جالب به نظر می رسد که به شرح زیر است:


"An issue of concern to computer scientists is the tendency to use publication databases that do not adequately cover CS, such as Thomson Scientific's ISI Web of Science.

The principal problem is what ISI counts. Many CS conferences and most books are not listed; conversely, some publications are included indiscriminately. The results make computer scientists cringe.d Niklaus Wirth, Turing Award winner, appears for minor papers from indexed publications, not his seminal 1970 Pascal report. Knuth's milestone book series, with an astounding 15,000 citations in Google Scholar, does not figure. Neither do Knuth's three articles most frequently cited according to Google.

Evidence of ISI's shortcomings for CS is "internal coverage": the percentage of citations of a publication in the same database. ISI's internal coverage, over 80% for physics or chemistry, is only 38% for CS.

Another example is Springer's Lecture Notes in Computer Science, which ISI classified until 2006 as a journal. A great resource, LNCS provides fast publication of conference proceedings and reports. Lumping all into a single "journal" category was absurd, especially since ISI omits top non-LNCS conferences:

  • The International Conference on Software Engineering (ICSE), the top conference in a field that has its own ISI category, is not indexed.
  • An LNCS-published workshop at ICSE, where authors would typically try out ideas not yet ready for ICSE submission, was indexed.

ISI indexes SIGPLAN Notices, an unrefereed publication devoting ordinary issues to notes and letters and special issues to proceedings of such conferences as POPL. POPL papers appear in ISI—on the same footing as a reader's note in a regular issue.

The database has little understanding of CS. Its 50 most cited CS references include "Chemometrics in food science," from a "Chemometrics and Intelligent Laboratory Systems" journal. Many CS entries are not recognizable as milestone contributions. The cruelest comparison is with CiteSeer, whose Most Cited list includes many publications familiar to all computer scientists; it has not a single entry in common with the ISI list.

ISI's "highly cited researchers" list includes many prestigious computer scientists but leaves out such iconic names as Wirth, Parnas, Knuth and all the 10 2000–2006 Turing Award winners except one. Since ISI's process provides no clear role for community assessment, the situation is unlikely to improve.

The inevitable deficiencies of alternatives pale in consideration:

In assessing publications and citations, ISI Web of Science is inadequate for most of CS and must not be used. Alternatives include Google Scholar, CiteSeer, and (potentially) ACM's Digital Library.

Anyone in charge of assessment should know that attempts to use ISI for CS will cause massive opposition and may lead to outright rejection of any numerical criteria, including more reasonable ones.

"
لینک اصل مقاله:
http://cacm.acm.org/magazines/2009/4/22954-research-evaluation-for-computer-science/fulltext


Monday، March 30، 2009

یک مرجع مفید برای مولفان، داوران و سردبیران مقالات نشریات تخصصی

با سلام و احترام به خوانندگان گرامی
امروز که در حال آغاز نگارش بخش دیگری از "یادداشتهای یک سردبیر" بودم به مرجع مفیدی برخورد کردم که دریغم آمد معرفی آن به خوانندگان محترم را به تاخیر بیاندازم.
این مرجع که توسط "کمیته اخلاق انتشارات" (Committee on Publication Ethic) تهیه شده شامل 17 فلوچارت است و راهکارهای مواجهه با انواع تقلبهای احتمالی را پیشنهاد می کند. مطالعه این مجموعه می تواند برای مولفان، داوران و سردبیران مقالات نشریات تخصصی در مورد روشها و آداب صحیح از بعد تخصصی آموزنده باشد. با قول مجدد ارائه مجموعه آداب تالیف، داوری و سردبیری مقالات نشریات تخصصی در سلسله نوشتارهای یادداشتهای یک سردبیر، خوانندگان محترم را به مطالعه مجموعه ارزشمند (
COPE Flowcharts PDF, 476 kb) توصیه می نمایم.

Sunday، March 29، 2009

Competition on Plagiarism Detection



CFP PAN'09: 3rd Int. PAN Workshop - 1st Competition on Plagiarism Detection

Satellite workshop of 25th SEPLN Conference on
Uncovering Plagiarism, Authorship and Social Software Misuse

Donostia-San Sebastián, September 10
http://www.webis.de/pan-09

About the PAN Workshop:
The workshop shall bring together experts and researchers around the exciting and future-oriented topics of plagiarism detection, authorship identification, and the detection of social software misuse. The development of new solutions for these problems can benefit from the combination of existing technologies, and in this sense the workshop provides a platform that spans different views and approaches. The following list gives examples from the outlined fields for which contributions are welcome, but not restricted to:

Plagiarism detection:
* plagiarism detection in general, in Web communities and social networks, and cross-language plagiarism
* identifying near-duplicate and versioned documents of all kinds: text, software, image, music, video
* technology for high-similarity retrieval such as fingerprinting and similarity hashing

Authorship identification:
* models for authorship identification, authorship attribution, and writing style
* NLP- and knowledge-based retrieval models to capture personal traits and sentiment
* Web forensics, community fraud, and new Web infringements

Social Software Misuse Detection:
* uncovering serial sharing and lobbying
* monitoring vandalism, trolling, or stalking
* trust, psychological and personality-based user studies, social aspects of Web misuse

Background:

lagiarism analysis is a collective term for computer-based methods to identify plagiarism offense. In connection with text documents we distinguish between orpus-based and intrinsic analysis: the former compares suspicious documents against a set of potential original documents, the latter identifies potentially plagiarized passages by analyzing the suspicious document with respect to changes in writing style.

Authorship identification divides into so-called attribution and verification problems. In the authorship attribution problem, one is given examples of the writing of a number of authors and is asked to determine which of them authored given anonymous texts. In the authorship verification problem, one is given examples of the writing of a single author and is asked to determine if given texts were or were not written by this author. As a categorization problem,
verification is significantly more difficult than attribution. Authorship verification and intrinsic plagiarism analysis represent two sides of the same coin.

"Social Software Misuse" can nowadays be noticed on many social software based platforms. These platforms like blogs, sharing sites for photos and videos, wikis and online forums are contributing up to one third of new Web content. "Social Software Misuse" is a collective term for anti-social behavior in online communities; an example is the distribution of spam via the e-mail infrastructure. Interestingly, spam is one of the few misuses for which detection technology is developed at all, though various forms of misuse exist that threaten the different online ommunities. Our workshop shall close this gap and invites contributions concerned with all kinds of social software misuse.

About the Competition on Plagiarism Detection:
The detection of plagiarism by hand is a laborious retrieval task, a task which can be aided or automatized. The PAN competition on plagiarism detection shall foster the development of new solutions in this respect.

The competition divides into two tracks:
* External Plagiarism Analysis. Given a set of suspicious documents and a set of potential source documents the task is to find all passages within the suspiscious documents which have been plagairized from one or more of the source documents.
* Intrinsic Plagiarism Analysis. Given a set of suspicious documents the task is to detect paragraphs in the documents which have not been written by its main author. source documents are given in this task.

A large corpus of artificial plagiarism containing cases which have been obfuscated and/or translated will be released for the competition. A development corpus, to be used in developing a detection software, will be released two months before the competition starts, a competition corpus will be used to evaluate and compare detection softwares. The former will contain fully annotated plagiarism cases, the latter will not.

The succes of a plagiarism detection software will be measured in terms of its precision, recall, and granularity.

Important Dates:
open Notification of interest for participation
28.03.2009 Release of the development corpus
21.05.2009 Release of the competition corpus
07.06.2009 Submission deadline for the competition
15.06.2009 Notification of competition results
01.07.2009 Submission deadline for the papers
15.07.2009 Notification of reviews
01.08.2009 Submission deadline for final version of the papers
10.09.2009 (afternoon) PAN Workshop

Workshop Organization:
Benno Stein Bauhaus University Weimar
Paolo Rosso Universidad Politécnica de Valencia
Efstathios Stamatatos University of the Aegean
Moshe Koppel Bar-Ilan University
Eneko Agirre University Basque Country

Competition Organization:
Bauhaus University Weimar:
Benno Stein, Martin Potthast, and Andreas Eiselt

Universidad Politécnica de Valencia:
Paolo Rosso and Alberto Barrón Cedeño

Contact:
pan09@webis.de

Information about workshop and competition can be found at

معرفی خبرنامه "روند پژوهش"

با عرض سلام.
چند روز پیش متوجه شدم سایت اسکوپوس یک خبرنامه بسیار جالب داره که دیدنش رو می تونم به همه افراد دانشگاهی توصیه کنم:
http://www.info.scopus.com/researchtrends/
در این وب سایت، یک خبر نسبتاً جالب توجه من رو به خودش جلب کرد. راجع به اینکه شما «چرا به مقالات یک برنده نوبل ارجاع می دهید؟»:
http://www.info.scopus.com/researchtrends/why_9.html
و یکی دو مطلب مرتبط، یعنی «نوبل بردن چطور روند ارجاعات را عوض می کند؟»:
http://www.info.scopus.com/researchtrends/archive/RT4/why.htm
و همین طور «آیا می دانید که...؟»:
http://www.info.scopus.com/researchtrends/INDEX.html#did
به خصوص این مطلب آخر که خیلی کوتاه هم هست واقعاً جالب به نظر می رسه. در این مطلب به 3 برنده جایزه نوبل شیمی در سال 2008 اشاره شده و نشون داده که اچ - ایندکس (h-index) این افراد در سال 2007 به ترتیب 67، 18 و 4 بوده. حالا شما پیدا کنید ارتباط بین معیارهای کمی و «خوب» بودن محقق را!

سید امیر مرعشی

Monday، March 23، 2009

یادداشتهای یک سردبیر، یادداشت ششم: تقلب ترجمه ای

به نام خداوند جان و خرد
با سلام و احترام به خوانندگان گرامی
آن چه تا کنون در سلسله نوشتارهای یادداشتهای یک سردبیر ارائه گردید به بیان انواع متفاوت تقلب در مقالات در حالتی می پرداخت که متن اصلی و مقاله تقلبی هر دو در قالب یک زبان به نگارش درآمده باشند. در این بخش گونه ای از تقلب مطرح می شود که زبان مقاله تقلبی با زبان مقاله اصلی متفاوت باشد، برای تقریب موضوع به ذهن به عنوان مثال حالتی را در نظر آورید که متن اصلی به زبان انگلیسی و مقاله تقلبی به زبان فارسی باشد. در این نوشتار از این نوع تقلب با عنوان "تقلب ترجمه ای" یاد می شود.
به لحاظ تقسیم بندی انواع تقلب، تقلب ترجمه ای در واقع در عرض تقلبهای پیش گفته نیست بلکه در طول آنها قرار دارد، درواقع می توان هر یک از انواع تقلبهای "ناشیانه"، "عمده"، "محتوایی" و "تقلب اقتباسی" (1) را در نظر گرفت که مرحله ترجمه نیز به آن افزوده شده است. لذا باید تمهیدات لازم برای شناسایی آن تقلبها را نیز تا حد امکان برای مقابله با این نوع تقلب بکار برد. آن چه کار را در مورد چنین تقلبی دشوار می سازد آن است که دایره افرادی که به هر دو زبان آشنا باشند و از تخصص لازم برای داوری مقاله برخوردار بوده و آمادگی تقبل مسئولیت داوری را نیز داشته باشند بسیار محدود تر از زمانی است که مثلاً هم متن اصلی و هم مقاله تقلبی به زبان انگلیسی به رشته تحریر در آمده اند. چنین مشکلاتی چند برابر خواهند شد اگر تعداد افراد متخصص در زمینه مقاله مورد ارزیابی کاهش یابد. به عنوان مثال حالتی را فرض کنید که متن اصلی به زبان ایتالیایی و متن تقلبی به زبان فارسی باشد. البته طبعاً تعداد افراد آشنا به این زبانها نیز کاهش می یابد.
از بعد دیگر باید توجه داشت که فرد یا افرادی که اقدام به تهیه مقاله تقلبی از نوع تقلب ترجمه ای می کنند باید تا حدی به هر دو زبان آشنا باشند و همچنین تسلط ایشان به حوزه تخصصی مقاله نسبتاً خوب باشد. بدیهی است مقاله تقلبی حاوی ترجمه ناشیانه حتی از برترین متون تخصصی نیز خیلی زود مشت تهیه کنندگان خود را به عنوان متقلب باز می کند. اصولاً بسیاری از اوقات داوران متخصص که امر داوری را با دقت انجام می دهند می توانند بخشهایی از متن مقاله را که ترجمه شده است شناسایی کنند مگر آن که با یک ترجمه کاملاً حرفه ای یا یک مولف کاملاً ضعیف از بعد کیفیت نوشتاری املایی و انشایی روبرو باشند.
تقلب ترجمه ای معمولاً از متون اصلی تخصصی به زبانهای رایج بین المللی به زبانهایی که کمتر در آن حوزه تخصصی رواج دارند روی می دهند، زیرا معمولاً محققان برجسته سعی دارند مقالات و متون تخصصی با نوآوری مناسب را به زبان بین المللی انتشار دهند. البته عکس این حالت نیز مشاهده شده است که افراد متقلب مقالات خوب به زبانهای دیگر را به زبان انگلیسی ترجمه و به نام خود برای مجلات و یا کنفرانسهای تخصصی ارسال می کنند.
هر چند قصد دارم بحث شناسایی مقالات تقلبی را به یکی از نوشتارهای آتی "یادداشتهای یک سردبیر" موکول نمایم، اما در این مجال ذکر دو نکته در این خصوص خالی از فایده نیست. نخست آن که برای مجلات و کنفرانسهای تخصصی که مقالات را به زبانهای غیر بین المللی منتشر می سازند –نظیر زبان فارسی در حوزه علوم مهندسی- ارائه نمایه مقالات شامل عنوان، نام مولفان، چکیده، کلید واژه ها و ... به یکی از زبانهای بین المللی رایج مثلاً انگلیسی این امکان را فراهم می آورد که هم گستره اطلاع رسانی تخصصی مقالات افزایش یابند و هم مقالات تقلبی که به نوعی تقلب ترجمه ای در آنها استفاده شده است شناسایی شوند (قبل یا بعد از انتشار).
اما نکته دوم، گاهی اوقات در مقالات حاوی تقلب ترجمه ای یا انواع دیگر تقلب دیده شده است که مولف یا مولفان متقلب در مقاله خود به متن اصلی نیز ارجاع می دهند اما نه به گونه ای که به سادگی مشخص گردد نوآوری یا نتیجه مهم مقاله مربوط به آن متن است. ممکن است به نظر آید این عمل از روی ناشیگری انجام می گردد، اما در اغلب اوقات چنین نیست بلکه آنها سعی می کنند با این عمل داوران را فریب دهند. انگیزه ایشان از چنین اقدامی آن است که داور به تقلبی بودن مقاله شک نبرد و گمان کند تحقیقات مولف یا مولفان مقاله تقلبی در ادامه تحقیقات ارائه شده در متن اصلی است.
به امید حق
پانویس:
1- رجوع کنید به "یادداشتهای یک سردبیر" در وبلاگ استادان علیه تقلب.

سال نو بر همه‌ مبارک باد