Professors Against Plagiarism

پنجشنبه ۴ سپتامبر ۲۰۰۸

نهایت بی‌پروایی در تقلب

مقاله‌ی اصلی:


مقاله‌ی تقلبی ۱: (کپی برابر اصل!)

همان مقاله‌ی تقلبی، این‌بار با اضافه کردن یک همکار دیگر به عنوان نویسنده‌ی دوم و چاپ آن در یک مجله‌ی دیگر!


بر روی تصاویر کلیک کنید تا مقاله‌ی کامل را ببینید.

این خبرهم در این رابطه خیلی جالب است. ظاهرا نام‌برده معاون آموزشی دانشگاه آزاد واحد گرگان هستند. بخوانید.

15 نظر:

Kourosh گفت...

دوستان کارتان با ارزش است و جای خوشحالی دارد. کار فرهنگی زمان میبرد ولی حتماً ارزشمند است. خواهش من اینست که کمی دایره دید را وسیع تر کنید و با نقض کپی رایت در تمام ابعادش برخورد کنید. دارائی های فکری افراد در این فضای مجازی دارد روزانه به یغما میرود و صدا از ندا در نمیآید. اینکه یک وبلاگنویس از مطلبی که با صرف وقت و زحمت تهیه شده کپی بردارد دل آدم فهمیده نمیگیرد و دلسرد نمیشود. اینکه رسانه های رسمی سنتی و غیر سنتی بخشی از مطالبشان را سرقت میکنند حتماً مسئله دار است ولی فاجعه وقتی است که یکی از بزرگترین مراجع فرهنگ و ادب فارسی نیز چنین میکند. با آرزوی موفقیت برای شما. من از کارتان حمایت میکنم.اینجا را ببینید:
http://weblogcrawler.blogspot.com/2008/08/blog-post_18.html

Ardeshir-Kalak گفت...
این پیام توسط یک مدیر وبلاگ حذف شده است.
Ardeshir-Kalak گفت...
این پیام توسط یک مدیر وبلاگ حذف شده است.
Akbar گفت...

با سلام و آرزوی توفیق تلاشگران این عرصه.
یه نکته ظریفی در متن مقاله اصلی ( که بدبختانه عیناً در مقاله حضرت استاد دادشی هم دیده شد) تاریخ ارسال و پذیرش اصل مقاله و تاریخ چاپ برخی مراجع مورد استناد دوستان است!
مقاله در سپتامبر 2006 پذیرفته و چاپ شده در حالیکه در ثسمت منابع، سه منبع به تاریخهای 2007 و 2006 وجود دارند!. ظاهراً آقای پروفسور استرالیایی هم گاف داده!

Saeid گفت...

در هر شاخه ای از علوم باید به جستجوی عاشقان آن پرداخت و دید چه زیبایی در آن نهفته شده است که بعضی از افراد اکثر اوقات خوب زندگی اشان را با آن سپری می کنند. علوم دارای قداست خاص خودشان هستند چرا که:علوم به منزله معابد با شکوه در شهر باستانی علم هستند و هر علم یکی از معابد آن. شهری که خشت خشت عمارت آن، در طی قرن ها و با رنج و صبر و در پی فهم اسرار هستی و در سایه کمال جویی بشر، بنا شده است. شهری که ساکنان آن به خاک ساییدن پیشانی بر محراب این معبد را فخری از هنرمندی دانش و فضل خود می دانند.
صحبت از قداست علوم است، سوال این است که من و شما چقدر در ساختن این شهر نقش داشته و داریم؟! آیا ساکنان شهر از عملکرد ما راضی هستند یا خیر؟ واضح است که ما با تولید علم جدید به خشتهای شهر علم اضافه می کنیم و باز واضح است که هر خشتی صرفا اگر ظاهر خشت داشته باشد و دارای کیفیت مناسب نباشد نه تنها مثمر ثمر نخواهد بود بلکه گاهی مضر هم نیز هست. خدا را سپاس که ساکنان این شهر، خود و کسانیکه عاشقند را به خوبی می شناسند و به راحتی ساکنان به ظاهر عاشق را از خود دور می کنند.بسیار خوشحالم که می بینم اساتید ارجمند ی در این حرکت باارزش بر علیه این تقلبها برآمده اند. در اینجا حمایت خود را از این حرکت ابراز می دارم و مطمئن هستم که این کار بسیار مفید مجامع علمی کشور خاهد بود.
سعید علیخانی دانشجوی سال آخر دکترا و عصوهیات علمی دانشگاه.

peyman گفت...

اساتید عزیز حرکت شما قابل تقدیر است اما آیا تنها با دیدن یک بخش قضیه و پاک کردن صورت مساله می توان خود را فریفت. دلیل این موج مقاله و مقاله بازی که اتفاقا شروعش از خود اساتید گرامی دانشگاه های معتبر کشور بوده چیست؟ وقتی استاد گرامی دانشگاه ... که اتفاقا اسم شریفشان را بعنوان حامی این وبلاگ هم مشاهده می کنم برای ارائه و ثبت مقاله در یک کنفرانس بین المللی 2 نمره ارفاق برای درس ... در نظر میگیرند یا استاد دیگر دانشگاه ... که احتمالا در آینده نزدیک به حامیان این حرکت آکادمیک ملحق می شوند سر کلاس اعلام می کند که در صورتی که برای کلاس من (غیر مستقیم یعنی به اسم من) مقاله بین المللی رجیستر کنید و تا پایان ترم ایندکس شده باشد نمره پایان ترم بالای 18 است از دانشجویان نباید انتظاری به غیر از این داشت. اگر بخواهیم کلی تر به قضیه بنگریم آیا کپی رایت تنها به معنی عدم جعل مقاله است. آیا در خارج از مرزهای این سرزمین غریب استفاده غیر مجاز از یک نرم افزار دارای حق کپی جرمی به مراتب بالاتر از کپی یک مقاله در یک کنفرانس غیر معتبر ندارد؟ چند درصد از حامیان این حرکت آکادمیک هر روزه نه یک بار بلکه بارها این قانون طلایی را نادیده میگیرند. چند بار شده که برای دانلود و تهیه کرک نرم افزارهای مهندسی، شبیه سازی و ... به سایتهای غیر مجاز و همکاران عزیزمان مراجعه کرده ایم. چطور می شود که استاد مطرح دانشگاه ... سالی 50 مقاله بیرون می دهد بدون اینکه حتی یک آزمایشگاه داشته باشد استاد دیگری در همان دانشگاه بدلیل کمبود مقالاتش (که اتفاقامقالاتش با وجود کمی تعداد پشتوانه علمی خوبی دارند) مورد بازخواست و در نهایت تعدیل!! قرار می گیرد. محیط آکادمیک ما را چه شده که استاد به مقاله -آی اس آی- بیشتر از پژوهش و کار آکادمیک اهمیت می دهند. حالا هم که احتمالا مشکلاتی برای اساتید گرامی ایجاد شده به این فکر افتاده اند که به نوعی اعاده حیثیت از جامعه علمی ایران بشود. این حرکت بخودی خود نمی تواند مثبت باشد چون اتفاقا کسانی که به صورت حرفه ای به جعل مقاله می پردازند بگونه ای کاملا حرفه ای وحساب شده به این کار می پردازند. این استاد گرگانی خیلی صداقت یا تنبلی به خرج داده که مقاله را عینا کپی کرده اند!! جامعه آکادمیک ما بیشتر از این حرکت های پبش و پا افتاده احتیاج به یک تجدید ساختار اساسی دارد. با آرزوی موفقیت و سرفرازی.

123 گفت...

با سلام،
اولا" میخواهم که از اساتید محترمی که این سایت را راه اندازی کرده اند تشکر کنم. بایستی جلوی این حرکت های غیر اخلاقی در جامعه علمی هر چه سریعتر گرفته شود و گر نه اعتبار بین المللی جامعه علمی ایران از بین خواهد رفت.
ثانیا" در پاسخ به توضیح همکار محترمی که به اصل مقاله ایراد گرفته باید بگویم که این مقاله مربوط به یکی از دانشمندان شناخته شده جهانی در علوم کشاورزی هست و این طور اشتباهی از این شخص خیلی بعید است. اگر به رفرنس 2007 توجه کنی نوشته In press و این به خاطر اینست که احتمالا" ایشان قبل از چاپ این مقاله را review کرده اند یا به نوعی اطلاعاتی از این مقاله را استفاده کرده اند مثلا" از طریق روابط دوستانه،
در پایان تمایل خود را به عضوبت در این سایت اعلام می نمایم
با تشکر
مهرشاد براری-دکترای اکولوژی گیاهان زراعی

Amin گفت...

قبل از خارج شدن از ایران برای تحصیل در مقطع دکترا، در عجب بودم که چرا استاد آینده من بیش از سه مقاله بین‌المللی ندارد. اکنون بعد از یک سال به عمق علمی این مقاله ها پی برده‌ام.
دلیل دیگر کم بودن مقاله‌های ایشان اجرای پروژه‌های صنعتی است که اجازه چاپ ندارند.

Reza گفت...

Thanks very much for putting this blog up. Congratulations to all profs, specially Dr. Samavi. It's fantastic, I think this is what exactly Iranian scientific community really needs, a clear line between science and fraudulent.
fyi there two websites that can help you to more quickly identify plagiarisms:
eTBALST:
http://invention.swmed.edu/etblast/index.shtml
and Deja Vu:
http://discovery.swmed.edu/dejavu/

these are very helpful to identify highly similar citations.
all the best, Reza from UofT

hossein گفت...

با سلام و عرض خسته نباشید خدمت شما اساتید محترم.
چند روز پیش یک ای میل به دست من رسید که یکی از این تقلبها را نشان می داد و همین باعث شد تا من در این مورد در اینترنت کمی چستجو کنم و خوشبختانه به این سایت جالب رسیدم. از دیدن این حرکت جالب بسیار خوشحال شدم و چیزی که بیشتر باعث خوشحالی من شد این بود که استادم جناب آقای دکتر خسروشاهی نیز جزء شما زحمتکشان است. به امید موفقیت شما.
حسین شیرمحمدی دانشجوی دکترای دانشگاه شهید بهشتی

Ali گفت...

با سلام به همه دوستان. می خواستم یک مطلب رو در رابطه با تاریخ مراجع عرض کنم که بعد از پذیرش مقاله شاید یک سال طول بکشه که مقاله چاپ بشه. در نهایت در زمان چاپ می توان مرجعی یا چیزی اضافه کرد. در ضمن مرجع شماره یک در مقاله اصلی که تاریخ 2007 دارد بصورت زیر چاپ می باشد.

Jahan گفت...

Salam be Dostan

Rastesh masaleye omde ine ke ma Research ro bekhatere khodesh ajnjam namidim faghat be khatere chape maghalst. Ke in hame maghalate Besiar zaif va taghaloobi chap mishe. Dar zemn ba tavojooh be bodjeh pajoheshi ke besiar kam ast va tazeh bishtar an ra be nore cheshmi ha midehand va in sabab mishe ke asatide tavana bedoone emkanat majbor bashand karhaye satehe paeen anjam bedand.

sas گفت...
این پیام توسط یک مدیر وبلاگ حذف شده است.
Ali گفت...

We need to think what causes plagiarism to become such a common problem in Iran. This is a cultural issue and we need to cave deep to find the rout causes.
The hunt for a degree is one of the core problems we need to address. Iranian academic community needs not to look elsewhere to find it; it needs to look in mirror!
I have been reading comments left on your website and there is no doubt those who have added their names and comments here are the academic elite and the same time this academic elite does not understand the difference between ‘’scientific’’ and ‘’academic’’ community. The word scientific is used over and over instead of academic.
We need to understand a degree does not mean intellect or intelligence of higher than average. It merely means the capability to study limited materials, preparing limited coursework and being able to learn. If we believe this then we understand a PhD does not mean God! A PhD means somebody has been able to commit to propose and finish a research. Well if you are in Iran of course, it means finding another PhD holder to supervise you and then finding an English research and translating it to Persian. Your supervisor has got his PhD the same way so the cycle of plagiarism continues. And by the way this was only if you were lucky and your supervisor was not one of ‘’Mr kordans’’!
You need to know this! If you knew why you did not voice any concern when Majlis passed a bill requiring president to have PhD and MPs to have MSc. The MPs are not experts. You are the experts. Why did you not say anything? Why you did not says it is scandalously ridiculous to require a PhD as minimum criteria to hold the presidents office? What on earth a research has got to do with presidency? Well this will cause more plagiarism and more bogus degrees. Don’t you think?
The other matter was Masoumeh Ebtekar scandalous letter when she was cought. Yes, I am well aware that she is by no mean an academic figure and because of here political background has acquired an office in TBU. But the letter was even worst than the cheating itself. Did you say anything? I didn’t think so!
Kind regards
Ali RADFAR
ali@radfar.co.uk

arash گفت...

با سلام
با تشكر از دوستان و اساتيد گرانقدر در راه اندازي اين سايت، نكته اي را خواستم به اطلاع برسانم
اكثر اين مقالات كه كپي هستند مقالات به زبان انگليسي هستند، آياتا كنون مقاله هاي فارسي چاپ شده در مجلات كشور را بررسي كرده ايد
من دانشجوي دكتري مديريت هستم
تا كنون با توجه به سعي بسيار زياد توانسته ام دو مقاله علمي پژوهشي در داخل كشور به چاپ برسانم
اولين مقاله در سال 1384 در پژوهشنامه بازرگاني شماره 37 به چاپ رسيد تا اينكه متوجه شدم يكي از اساتيد دانشگاه صنعتي شريف كه خيلي هم معروف هستند در تابستان امسال 1387 مقاله اي شبيه به مقاله من در مجله دانش مديريت شماره 82 به چاپ رسانده است جالب اينكه اين دو مقاله فقط از لحاظ جامعه آماري و روش آماري با هم متفاوت هستند.
بررسي بيشتر موضوع به عهده مسئولين محترم سايت
با تشكر
اميدوارم روزي در كشور ما حقوق مالكيت معنوي رعايت گردد