اطلاعیه مهم

توجه: از این پس ما را در آدرس جدیدمان در بلاگ بیان دنبال کنید

استادان علیه تقلب :: pap.blog.ir

ه‍.ش. ۱۳۸۷ شهریور ۲۳, شنبه

ساماندهی کنفرانس های داخلی و بهبود کیفیت مقالات

در اوایل دهه 1370 خورشیدی، بسیاری از کنفرانس های داخلی انجمن های علمی کشور شروع به فعالیت مستمر سالانه کردند. به خاطر دارم که در اولین دوره های برگزاری کنفرانس مهندسی مکانیک (که اینجانب از آن اطلاع کافی دارم) حداکثر 200 مقاله به هیئت برگزار کننده می رسید که از آن میان حدود 100 مقاله بصورت کاملا حرفه ای داوری شده و برای ارائه پذیرفته می شدند. پس از گذشت تقریبا یک دهه، تعداد مقالات ارسالی به بیش از 2000 رسیده است، سیستم ارسال و چاپ و اطلاع رسانی کاملا الکترونیکی شده اند ولی کیفیت مقالات به همان نسبت سقوط کرده است. به یاد یک سخن بامزه رایج در بین فیزیک دانان غربی افتادم که می گویند ضخامت ژورنالهای امروزی با سرعت نور زیاد می شود در حالیکه اطلاعات حمل شده توسط آنها به صفر میل می کند! این گزاره تا حد زیادی درست است و در بحث دیگری به موشکافی بیشتر آن خواهم پرداخت ولی هم اکنون موضوع صحبت ما کنفرانس های داخلی است


در دهه 1370 با 200 مقاله ما همان تعداد داور داشتیم که الان با 2000 مقاله داریم. در آن زمان استادم یک یا دو مقاله برای داوری دریافت می کرد و در زمانی معقول (یک یا دو هفته) ارزیابی خود را به کمیته برگزاری ارسال می کرد. هم اکنون بیش از 15 مقاله بدون اطلاع قبلی به اینجانب می رسد که بایستی طی مدت کوتاهی، مثلا یک ماه، ارزیابی شوند، در حالیکه فقط دو یا سه مقاله واقعا در زمینه کاری و تخصص اینجانب است. طبیعی است این اتفاق برای دیگران هم می افتد و نتیجه معلوم است: پس فرستاده شدن مقالات نامربوط با زمینه تخصصی داور به برگزار کننده! حال خود را جای دبیر علمی کنفرانس قرار دهید که می خواهد شرکت کنندگان را راضی نگه دارد. چند مرحله دیگر باید طی شود تا تکلیف یک مقاله مشخص گردد؟ نتیجه قابل پیش بینی است: بسیاری از مقالات ارسال شده در روزهای آخر (که بیش از 50 درصد مقالات هستند) عمیقا داوری نمی شوند


از طرف دیگر، ارسال مقاله توسط دانشجویان و بدون اطلاع استاد امری رایج در کنفرانس های داخلی است و برخی از اسنادان چنین دانشجویانی را داراي ضریب هوشی بالا تلقی می کنند و ظاهر شدن اسمشان به عنوان نویسنده این مقالات را امری عادی می پندارند. برخی از پیشنهاد های دکتر قدسی در خصوص بالا بردن کیفیت مقالات و مسائل مرتیط با حق نگارش هنوز تنها راه حل های ممکن برای جلوگیری از اتفاقاتی نظیر عدم اطلاع یک نویسنده از نویسنده بودنش است ولی در دراز مدت راه حل های بهتری نیاز داریم. یکی از روش های بالا بردن کیفیت، برگزاری کنفرانس های بزرگ در فاصله های زمانی بیش از 2 سال است. در اينجا من با ذكر يك مثال موفق، راه حلي را پيشنهاد مي دهم كه اميد وارم مورد توجه روساي انجمن هاي علمي كشور قرار گيرد

اتحاديه جهاني نجوم

(International Astronomical Union)

يكي از بزرگترين اتحاديه هاي فرامليتي در جهان است كه علاوه بر برقراري ارتباط بين منجمين، به آموزش و استاندارد سازي اين علم روز مي پردازد. اين اتحاديه در طول سال سمپوزيوم ها و كارگاههاي آموزشي را برنامه ريزي مي كند كه به مسائل بسيار تخصصي مي پردازند. مثلا سمپوزيوم سياه چاله ها در مركز كهكشانها. اين سمپوزيوم ها توسط يك پژوهشگر بنام پيشنهاد و در رده هاي مديريتي اين اتحاديه مورد داوري موضوعي قرار مي گيرند. سپس محل برگزاري و منابع مالي مشخص مي شوند. اين در حالي است كه پيشنهاد دهنده لزوما از كشور برگزار كننده نيست. معمولا بين 20 تا 50 نفر در هر كدام از اين سمپوزيوم ها شركت مي كنند و مجموعه مقالات توسط انتشارات دانشگاه كمبريج چاپ مي شوند. حدود 20 سمپوزيوم اينچنيني در طول سال، تقريبا تمام زير شاخه هاي علم وسيعي به نام نجوم و اختر فيزيك را پوشش مي دهند و طبيعتا كيفيت مقالات و سطح داوري بسيار بالاست، چون انتشارات معروفي همچون كمبريج حاضر به چاپ نتايج است. اما همين مجمع هر 3 سال يك بار گردهمايي جهاني بزرگي را برگزار مي كند كه در آن بيش از 3000 منجم و فيزيكدان حضور دارند. در اين مجمع جهاني، معمولا 3 يا 4 سخنراني كليدي توسط معروفترين پژوهشگران در چند موضوع داغ آن سال ارائه مي شوند. بخش مقالات شامل سخنراني هاي 10 دقيقه اي است و بخش پوستر هم وجود دارد. مجموعه مقالات اين نشست بزرگ چاپ نمي شوند ولي تصميم هاي گرفته شده در گروه هاي كاري و ارتباط هاي ايجاد شده، توسعه و برنامه هاي 3 سال آينده را شكل مي دهند

مثال ذكر شده در فوق را به راحتي مي توان در مقياس هاي كوچك به كار برد. مثلا انجمن مهندسين مكانيك ايران مي تواند سمپوزيوم هاي سالانه اي را در هر كدام از زير شاخه هاي مهندسي مكانيك برگزار كند. تعداد كمتر شركت كنندگان در هر كدام از اين سمپوزيوم ها (نسبت به كنفرانس هاي سالانه) مسلما به داوري هاي دقيق تر مي انجامد، كيفيت مقالات بهتر مي شوند، منابع مالي به نحو شايسته اي هزينه مي شوند، پژوهشگران در شرايط مطلوبي با همكاران خود آشنا مي شوند و طبيعتا باروري علمي بالا مي رود. به علاوه، شهر هاي كوچك تر با امكانات محدود تر هم مي توانند ميزبان شوند و برو و بياي شهرشان بيشتر گردد. در اين ميان، نياز به يك مجمع بزرگتر را مي توان با برگزاري كنفرانس هاي 3 يا 4 سالانه رفع كرد، ولي نبايد ارزش علمي مستقيمي به چنين كنفرانس هاي بزرگي نسبت داد. نتيجه كار سمپوزيم ها را يك انتشاراتي معتبر مي تواند چاپ كند و نتيجه يك كنفرانس مثلا 3 سالانه مي تواند تعيين استراتژي سال هاي آينده باشد

پس مي توان هم كنفرانس داشت و هم كيفيت ولي نه با شيوه هاي فعلي