اطلاعیه مهم
۱۳۸۸ آذر ۲۰, جمعه
به استادان پر مشغلهی اجرایی دانشجوی دکتری ندهید!
۱- برخی از افراد ذکرشده در مقالهی نیچر، ممکن است اصولاً به موضوع تقلب اهمیتی ندهند و نویسنگان این مقالات را افرادی با اغراض سیاسی بدانند. اما میدانیم که بسیاری از استادان غیر مسوول هم برای گذران زندگی خود مجبور هستند چندین جا کار یا تدریس کنند و بنابراین «پرمشغله» تلقی میشوند. موضوع این پست دستهی دوم است.
۲- استادان پر مشغله مانند بقیه علاقهمندند که ارتقا یابند و تنها راه آن را گرفتن چند دانشجوی دکتری میدانند که از نتیجهی کار پژوهشی آنها بهرهمند شوند.
۳- به همین دلیل هستند استادانی که زمینهی پژوهشی و تدریسشان با موضوع تز دانشجو شان خیلی متفاوت است. این امر برای برخی از آنان چندان مهم نیست و مزایای دانشآموخته شدن دانش جو (مقاله و امتیازهای دیگر) مهمتر است.
۴- پس تعداد خوبی دانشجوی دکتری را میتوان یافت که استادهایشان یا تسلط کافی به موضوع تز ندارند یا فرصتی ندارند که به این کار آنطور که شایسته است بپردازند. پس خود باید کار کنند. همهی این افراد لزوما توانایی کافی را برای پژوهش مستقل که منجر به مدرک دکتری شود ندارند.
۵- دانشجو حتما باید مقالهی ژورنال داشته باشد تا دانشآموخته شود.
۶- دانشجو شاید مشاهده کرده است که برخی دیگر با کپی پیست کردن از مقالههای خارجی (به بهانه های مختلف از قبیل مسلط نبودن به انگلیسی و ... ) موفق شده اند دکتری خود را بگیرند.
خوب همهی این شرایط یک دانشجوی متوسط و ضعیف را به تقلب ترغیب میکند. چاپ مقاله، چنانچه بنده قبلا عرض کرده بودم، در حال حاضر یک بازی برد-برد-برد برای دانشجو، استاد و دانشگاه (وزارت علوم که تبلیغش را میکند) تلقی میشود.
علاوه بر آگاهی دادن به دانشجویان و تنبیه متقلبین به نظر این حقیر
گرفتن دانشجوی دکتری را برای مسولان در سطح وزیر یا معاون وزیر و افراد با مشغلههای غیر علمی زیاد ممنوع کنید.
البته قطعاً موارد استثنا مختلفی را میتوان برشمرد که مسولان دانشگاه میتوانند این موارد را به صورت خاص بررسی کنند.
خطر ظهور مکتب جدید علمی
چندی است که جامعه علمی ایران به اهمیت مبارزه با تقلب پی برده و در این راه این صفحه شروع به کار کرده است. اما هر چه پیشتر می رویم متاسفانه بازخورد بدتری می گیریم.
ما انتظار نداریم که متقلبان وطنی اخراج شوند اما تا کنون یک عذرخواهی صادقانه از آنها نشنیده ایم. یا فرافکنی شده و همه چیز بر سر دانشجوی بیچاره شکسته شده یا Science و Nature صهیونیست اعلام شدند یا حکم دادگاه را تغییر داده اند و یا اینکه حق با سکوت بوده و نهایتا در گلو شکسته! نگرانی این وجود دارد که برای مشت هر چه محکمتر به Nature از آنها قدردانی ویژه شود.
به نظر این دوستان میدان را اشتباه گرفته اند و به جای پاسخگویی طلبکار می شوند. واضع مکتبی شده اند که به درستی می توان آنرا شارلاتانیزم علمی نامید. در ورطه علم و پژوهش یا نباید وارد شد و یا اگر وارد شدید باید پاسخگو راستگو و متواضع بود. می دانم که چقدر این تعابیر به این دوستان نمی آید.
حتما شنیده اید که هیتلر برای کنترل اضطراب حضور در میان مردم آنها را گاو فرض می کرد. گاهی به ذهن متبادر می شود که این دوستان همین نسبت را با ما رعایت می کنند. نمی دانیم که چگونه این جمله فارسی سره را توضیح دهیم:" اگر اسم شما در بالای مقاله ای است یعنی شما در آن همکاری کرده اید و به همان نسبت در آن شریک هستید چه در ترفیع چه در تنبیه!"
و اما یک نکته:
با این سلسله گزارش ها به اعتبار علمی دانشگاه علم و صنعت لطمه جدی وارد شده است و این نگرانی وجود دارد که همکاران و دانشجوبان این دانشگاه درتعاملات بین المللی خود متضرر شوند. انتظار اینکه شورای این دانشگاه با این انگشت شمار اساتید خود برخورد کرده و از کیان علمی دانشگاه خود حمایت کند بیشتر شبیه توهم است تا واقعیت. لذا پیشنهاد می شود اساتید و دانشجویان این دانشگاه مستقلا از این انگشت شمار اعجوبه های علمی تبری جسته و این امر را محکوم کنند.