اطلاعیه مهم

توجه: از این پس ما را در آدرس جدیدمان در بلاگ بیان دنبال کنید

استادان علیه تقلب :: pap.blog.ir

۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۱, جمعه

یادداشتهای یک سردبیر، یادداشت هفتم: ارسال دوگانه مقاله

به نام خداوند جان و خرد
با سلام و احترام به خوانندگان گرامی
این یادداشت به موضوع ارسال دوگانه مقاله (Double Submission) اختصاص دارد که مفهوم آن ارسال یک مقاله در حال داوری یا پذیرفته شده برای ارائه و/یا ارائه شده و/یا انتشار یافته توسط یک نشریه یا کنفرانس برای داوری در نشریه یا کنفرانس دیگری است. این عمل اقدامی ناشایست از بعد اخلاق حرفه ای محسوب می گردد. خوانندگان محترم توجه دارند که در این مورد برخلاف موارد یاد شده در یادداشتهای قبلی (1) مولف یا مولفان نسبت به تقلب به صورت استفاده غیرمجاز از مقالات دیگران در مقاله تهیه شده خود مبادرت نمی نمایند، بلکه مقاله قبلی خود را به همان صورت یا با اعمال تغییراتی که از بعد علمی مهم محسوب نمی شود برای نشریه یا کنفرانس دیگری ارسال می نمایند.
اغلب نشریات یا کنفرانسهای معتبر علمی در زمان دریافت مقاله از مولفان می خواهند فرم اقرارنامه یا انتقال حق نشر (Copy-Right Form) را تکمیل نمایند، معمولاً این فرم متضمن عباراتی است که با تکمیل و امضاء آن مولف تایید می کند که مقاله ارسالی مبرا از حالت ارسال دوگانه مقاله است، اما حتی عدم وجود چنین فرمی برای یک نشریه یا کنفرانس یا عدم تکمیل آن توسط مولفان اقدام به ارسال دوگانه مقاله را توجیه ننموده و مجاز نمی کند.
متاسفانه درصد ناچیزی از مولفان به صورت ناآگاهانه و یا با عذر این که با محدودیتهایی مواجه هستند مبادرت به این اقدام می کنند. توجیهاتی نظیر محدودیت سنوات تحصیلی و الزام به داشتن مقاله پذیرفته شده برای دفاع از پایان نامه توسط دانشجویان تحصیلات تکمیلی، طولانی بودن زمان فرایند داوری نشریات علمی، فراموش کردن ارسال قبلی مقاله برای مرجعی دیگر، ارسال مقاله توسط یکی دیگر از مولفان برای نشریه یا کنفرانسی دیگر، همه و همه از جمله عذرهایی است که آورده می شود اما هیچیک ناشایستی ارسال دوگانه مقاله را توجیه نمی کند. البته ناکارآمدی برخی ضوابط و مقررات در آموزش عالی به صورت عام و یا برخی دانشگاه ها و مراکز پژوهشی به صورت خاص نیز به این مسئله دامن می زند، اما هیچکدام مجوز قابل پذیرش برای چنین اقدام ناشایستی نمی باشد.
اجازه دهید برخی مثالهای عینی برای این مورد را ذکر کنم تا بیان موضوع روشنتر گردد. این مورد کاوی ها عموماً از مثالهایی آورده می شود که ممکن است در نگاه اول در نظر برخی افراد موجه جلوه نماید:
· ارسال مقاله فرستاده شده/مورد پذیرش/ارائه شده/انتشار یافته یک کنفرانس یا نشریه برای یک کنفرانس یا نشریه دیگر با توجیه آن که جزئیات بیشتری در مقاله نشریه آورده شده است (بدون ذکر این موضوع در مقاله ارسالی).
· ارسال مقاله فرستاده شده/مورد پذیرش/ارائه شده/انتشار یافته یک کنفرانس یا نشریه برای یک نشریه کنفرانس یا نشریه دیگر با توجیه آن که زبان مقالات متفاوت است، برای مثال یکی فارسی و دیگری انگلیسی است. (بدون ذکر این موضوع در مقاله ارسالی).
· ارسال مقاله فرستاده شده/مورد پذیرش/ارائه شده/انتشار یافته یک کنفرانس یا نشریه برای یک کنفرانس یا نشریه دیگر با توجیه آن که مجموعه مقالات کنفرانس یا مقالات نشریه اول به سهولت برای برخی افراد مثلاً هموطنان ایرانی در دسترس و یا قابل استفاده نیست (بدون ذکر این موضوع در مقاله ارسالی).
شاید در نگاه اول برخی از این موارد در نظر خوانندگان محترم مثالهایی ذهنی بشمار آید، اما چنین نیست. شاید به نظر عجیب بیاید اما با مواردی مواجه بوده ام که مولف در توجیه اقدام خود استدلال کرده که چون برخی کارشناسان ایرانی به زبان انگلیسی تسلط ندارند، مقاله ای مشابه مقاله انگلیسی انتشار یافته توسط خود را با تغییراتی کمب به زبان فارسی آماده کرده و برای نشریه ارسال داشته است تا مورد استفاده ایشان قرار گیرد.
البته این موضوع که تحقیق انجام شده به صورت مقاله برای کنفرانس یا نشریه فرستاده شده/مورد پذیرش/ارائه شده/انتشار یافته پس از توسعه بیشتر به صورتی که از دید متخصصان امر متفاوت یا کاملتر تشخیص داده شود برای کنفرانس یا نشریه دیگری ارسال شود امری کاملاً پذیرفتنی و مقبول است، اما در همین حالت نیز اخلاق حرفه ای حکم می کند برای اطلاع مخاطبان و نیز برای رفع هر گونه شائبه موضوع در مقاله دوم به وضوح تصریح شود.
همچنین کنفرانسهایی علمی وجود دارند که با هماهنگی برخی نشریات معتبر علمی اعلام می نمایند مقالات برگزیده کنفرانس را در نشریه انتشار خواهند داد. در چنین موردی بعضاً با علم مدیران و داوران نشریه ممکن است مقالات برگزیده کنفرانس مذکور تنها با جزئیات بیشتر و احتمالاً با داوری مجدد پذیرفته شده و انتشار یابند، بهر حال این اقدام نیز از دید اخلاق حرفه ای کاملاً پذیرفته شده است و به عنوان مشوقی برای مولفان جهت ارسال مقالات با ارزش علمی بیشتر برای کنفرانس استفاده می گردد.
به امید حق
حمیدرضا صادق محمدی

1- رجوع کنید به "یادداشتهای یک سردبیر" در وبلاگ استادان علیه تقلب.

۱۳۸۸ اردیبهشت ۸, سه‌شنبه

دانشگاههای غیردولتی، مقالات علمی و نحوه وابستگی مولفان


در ابتدا لازم به ذکر است که نویسنده متن از حساسیت همکاران به موضوعی که طرح می­شود آگاه است ولی با استناد به جمله­ای که در ضلع بالای سمت راست این وبلاگ نوشته شده است ورود به آن را علی­رغم همه حساسیت­ها لازم می­داند. جمله مذکور همانطور که ملاحظه می­فرمائید چیزی جز این نیست که:

این بلاگ به همت تعدادی از استادان دانشگاه‌های کشور ایجاد شده است و هدف آن مبارزه با تخلف یا تقلب علمی در دانشگاه‌ها چه از سوی دانش‌جویان و چه از سوی اندکی از اعضای هیات علمی است. متاسفانه ما شاهد گسترش حرکت‌های غیر اخلاقی در فضای علمی کشور هستیم که با انگیزه‌هایی چون اخذ مدرک یا ارتقای مرتبه‌ی دانشگاهی صورت می‌گیرتد.

تنها چند سال پس از تاسیس دانشگاه آزاد و ارتقاء فعالیت­های این دانشگاه به سطوح مختلف تحصیلات تکمیلی، مجموعه آموزش عالی کشور با پدیده جدیدی به­نام اعلام کاذب وابستگی مولفان در مقالات و گزارشات علمی مستخرج از فعالیت آنان در دانشگاه آزاد به نام دانشگاه­های دولتی روبرو گردید. روشنتر اینکه اساتیدی که در دانشگاه­های دولتی مشغولند مقالات علمی مستخرج از انجام فعالیت­های پژوهشی و یا راهنمایی دانشجویان خود در دانشگاه آزاد (ویا سایر موسسات آموزش عالی غیردولتی) را به طور کاذب با درج وابستگی خود به دانشگاه دولتی محل اشتغال اصلی اعلام می­نمایند تا از مزایای مترتب بر آن (مانند اعتبارات تحقیقاتی، پایه­های سالیانه، ارتقاء مرتبه و .....) بهره­مند گردند. اگرچه سیستم آموزش عالی کشورمان در مقایسه با روش­های متداول جهانی نکات و موارد منحصر به فرد کم ندارد ولی بی­اغراق شاید برای چنین موردی نمونه نظیری در هیچ­کجای دنیا نتوان یافت. به نظر می­رسد علی­رغم گرم و سرد شدن نوع روابط بین وزارتخانه متصدی امر آموزش عالی و دانشگاه آزاد در طی سالیان گذشته یک نوع توافق پنهانی در مجموعه آموزش عالی کشور در این خصوص وجود دارد وگرنه چگونه می­توان فعالیت­هایی را که هیچ سابقه­ای در یک دانشگاه ندارد به نام آن ثبت نمود در حالیکه صاحب اصلی اثر (به­طور مثال دانشگاه آزاد) نسبت به چنین دستبردی معترض نباشد؟

نویسنده این سطور اگرچه شخصا حضور اعضاء هئیت علمی در مراکز آموزشی متعدد به ویژه نوع آزاد آن را که غالبا بدون کسب مجوز از دانشگاه مرجع صورت می­گیرد مجاز به­شمار نمی­آورد ولی با علم به بسیاری از مشکلات رویاروی اعضاء هئیت علمی به ویژه تنگناهای مالی اصولا خود را واجد صلاحیت لازم برای داوری و یا تقبیح چنین فعالیت­هایی نمی­داند. ولی جدای از این مشکل کلی، واقعیت این است که لااقل این بخش از کار یعنی انتساب کاذب مقاله به دانشگاه دیگر فاقد توجیه اخلاقی بوده و در واقع به باور نویسنده می­توان بنا به دلایل زیر آن را مصداق نوعی تقلب دانسته و خواستار مقابله با آن شد.

1- وابستگی مولفین (Affiliation) یک کار تحقیقاتی اصولا بر اساس محل انجام کار و نحوه حمایت مالی و لجستیکی از آن بر اساس فعالیت­های ثبت شده در آن موسسه مانند پروژه­های تحقیقاتی و یا تحصیلات تکمیلی تعیین می­گردد. بدیهی است در صورتیکه اساتید دانشگاه­ها با کسب مجوز از موسسه­ای که در آن رسما مشغول کارند در سازمان دیگری نیز فعال باشند می­توان نتایج حاصله از فعالیت آنان را به نام دو موسسه ثبت نمود زیرا در این حالت لااقل سرمایه­ای به صورت نیروی انسانی محقق از سوی یک دانشگاه در اختیار دانشگاه دیگر گذاشته شده است در حالیکه این امر در فعالیت اغلب همکاران در دانشگاه آزاد و یا دانشگاه­های غیردولتی موضوعیت نداشته و آنان بدون کسب چنین مجوزهایی در فعالیت­های آموزشی و پژوهشی انجام شده در دانشگاه­های غیردولتی شرکت می­نمایند و به­طور طبیعی چنین فعالیت­هایی از نگاه دانشگاه محل خدمت وی غیر رسمی (شاید هم غیر قانونی) می­باشد. تعجب­آور است که در چنین شرایطی نام موسسه­ای ذکر شود که در تکوین اثر هیچ نقشی (به جز برهم گذاشتن چشم!) نداشته­است.

2- اصولا اساتید دانشگاه­ها از مهمترین گروه­های مرجع در هر جامعه­ای محسوب می­شوند و این امر علاوه بر امتیازات اجتماعی مانند احترام و تکریم آحاد جامعه به آنان محدودیت­هایی را نیز فراهم آورده است. به­طور مثال یک استاد دانشگاه به دلیل برخورداری از چنین موقعیتی مجاز نیست به دروغ به فعالیت­هایی اشاره نماید که اصولا در موسسه محل اشتغال وی انجام نشده است. تردیدی نیست که این امر بدآموزی­های بسیاری را برای مخاطبین و همکاران پروژه که غالبا دانشجویان هستند دارد که از آن نمی­توان به سادگی گذشت.

3- ظاهرا با توجه به سیاست­های چند سال اخیر وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، کمیت مقالات منتشر شده توسط دانشگاه­ها در تخصیص بودجه و اثبات شایستگی­های علمی آنان (مانند تعیین دانشگاه­های شاخص و بلایای نظیر!) آنچنان مهم بوده­است که این موسسات با وقوف به تملک بعضی از کارهای تحقیقاتی مورد ادعا به سایر موسسات مانند دانشگاه آزاد، اینگونه مقالات را در لیست فعالیت خود می­پذیرند و به­نام عضو هئیت علمی ثبت می­نمایند. به بیان واضح­تر کاری که هزینه­های انجام آن توسط مرکز آموزشی دیگری پرداخت شده است به کذب به­نام موسسه­ای که هیچ نقش در آن نداشته است ثبت می­گردد.

درهرحال همانگونه که در مقدمه این نوشتار تاکید گردید نویسنده متن به دنبال طرح موضوع حسن و قبح حضور همکاران در دانشگاه­های آزاد و یا غیردولتی نیست ولی به­نظر می­رسد می­توان راهکارهایی را برای رفع این مشکل منحصربفرد در سیستم آموزش عالی کشور که از مصادیق تقلب (یا تخلف) محسوب می­شود یافت. در واقع در صورتیکه مرتبه علمی همکاران در موسساتی که در آن فعالیت می­نمایند مستقل از یکدیگر باشد و نتایج کارهای انجام شده در یک مرکز را نتوان در دانشگاه دیگر ادعا نمود شاید بتوان از استمرار این کار خلاف جلوگیری نمود. به بیان دیگر بر اساس این پیشنهاد استناد به کارهای انجام شده در دانشگاه­های غیردولتی نمی­تواند در دانشگاه­های دولتی امتیازی داشته باشد (لااقل اگر امتیاز منفی برای آن درنظر گرفته نشود) در حالیکه می­توان به آنان متناسب با نوع رابطه استخدامی (به­طور مثال پاره وقت، نیمه وقت و تمام وقت!) در دانشگاه غیردولتی استناد نمود و حتی تقاضای ارتقاء رتبه داشت. شاید نتیجه این امر چندان نامناسب نیز نباشد زیرا با توجه به استانداردهای متفاوت در بررسی تقاضاهای ارتقاء مرتبه در موسسات آموزش عالی کشور بسیار جالب خواهد بود که فردی در محل اشتغال دولتی خود در مرتبه استادیاری و در دانشگاه غیردولتی در مرتبه دانشیاری و یا استادی باشد (یابالعکس). توجه دارید که قبلا در خصوص منحصر بفرد بودن بعضی موارد در سیستم آموزش عالی کشور تاکید شده بود و راهکار جدید را نیز می­توان در همان راستا توجیه نمود!

در هرحال شاید به این طریق بتوان از:

- ثبت اثر انجام شده در یک موسسه آموزش عالی غیردولتی به­نام یک مرکز دانشگاهی دولتی (و بالعکس)،

- تضییع حقوق همکارانی که بنا به هر دلیلی تمایل به فعالیت در دانشگاه­های غیردولتی ندارند و یا اصولا از آنان دعوت نمی­گردد،

و در نهایت ایجاد شبهه کاذب در همکاری بین موسسات آموزش عالی دولتی و غیردولتی (اخیرا بعضی از همکاران آنچنان این موسسات را شریک­المال فرض نموده­اند که بدون کسب مجوز، در نام مولفین مقالات خود لیست بالا بلندی شامل دانشجویان دانشگاه­های دولتی و آزاد را همزمان درج می­نمایند!) جلوگیری نمود.

سید حسین امیرشاهی

hamirsha@aut.ac.ir