اطلاعیه مهم

توجه: از این پس ما را در آدرس جدیدمان در بلاگ بیان دنبال کنید

استادان علیه تقلب :: pap.blog.ir

۱۳۸۷ اسفند ۷, چهارشنبه

یادداشتهای یک سردبیر، یادداشت سوم: تقلب عمده

به نام خداوند جان و خرد
با سلام و احترام به خوانندگان گرامی
در این نوشتار به توصیف نوع دیگری از تقلب در مقالات می پردازم که عنوان "تقلب عمده" را برای آن برگزیده ام. در این نوع تقلب که تا حدودی زیرکانه تر از تقلب ناشیانه (1) است، متقلب چارچوب اصلی یک مقاله را استفاده می کند و با حذف و اضافه برخی جملات یا حتی پاراگراف ها سعی می کند تا حدودی آن را نسبت به مقاله اصلی متفاوت سازد. در نوع پیچیده تر آن حتی برخی مراجع نیز حذف و اضافه می شوند. این موضوع ممکن است در مورد شکلها و جداول نیز نمود پیدا کند. به عنوان مثال تغییر شکل یک جدول و یا تهیه یک نمودار بر اساس اطلاعات یک جدول و جایگزینی آنها. بهر حال چنین متقلبانی آن قدر توجه دارند که عنوان مقاله اصلی را عوض کنند. گاهی اوقات مشاهده شده است عنوان مقاله تقلبی را بسیار جالب و زیرکانه برمی گزینند.
البته به دلیل راحت طلبی معمولاً متقلبان زحمت پیاده سازی آزمایشها یا تکرار شبیه سازی ها را به خود نمی دهند و فقط تا آنجا مقاله اصلی را تغییر می دهند که گمان می برند تقلبی بودن آن برای مدیریت و داوران نشریه یا کنفرانس تخصصی مورد نظر آشکار نشود. همان گونه که در یادداشت قبلی (2) ذکر شد معمولاً چنین تقلبهایی از دید داوران متخصص در حوزه مورد نظر که به آخرین پیشرفتها در زمینه کار خود آگاه هستند و در امر داوری زبده می باشند پنهان نمی ماند، به ویژه اگر چنین داورانی دسترسی برخط (On-line) به مهمترین پایگاه های مقالات در حوزه ذیربط داشته باشند. از همین روی چنین مقالاتی کمتر از سوی متقلبان به نشریات و کنفرانسهای تراز اول ارسال می گردند. در همین جا یادآوری می شود که به عمد بیان این نوع تقلب را به پس از یادداشت قبلی موکول کردم و در آن یادداشت نیز جزییات دقیقی را از مراحل انتخاب داوران بالقوه و فرایند کار توضیح دادم تا خوانندگان محترم توجه داشته باشند که علی رغم تمام آن وسواسها و دقت نظرها بازهم مقالات تقلبی می توانند بعضاً از چنین صافی هایی عبور کنند. بهر حال اگر سردبیر یا گروه سردبیری نشریه وظیفه خود را با دقت و ظرافت انجام دهند در برخی موارد مقالات حاوی تقلب عمده را خود شناسایی می کنند و یا تدابیری را اتخاذ می کنند که احتمال شناسایی آن در مراحل بعد افزایش یابد. توضیح بیشتر در این مورد را به یکی از یادداشتهای آتی موکول می نمایم. اگر خوانندگان محترم نیز در این مورد تجربیات یا راهکارهای مناسبی در ذهن دارند ممنون خواهم شد اگر نظر خود را ابراز نمایند تا مبحث مورد نظر با غنای بیشتری طرح گردد.
اجازه فرمایید بحث تقلب عمده را با ذکر سه مثال از تجربیات شخصی به عنوان سردبیر نشریه (3) دنبال کنم و در خلال بیان موضوع نیز بحث را با ذکر مواردی از آداب داوری پربارتر سازم. آنچه در این زمینه در مورد آداب داوری بیان می شود به صورت غیر مستقیم در قبال کسب همین تجارب از داوران آموخته ام و از این بابت وام دار ایشان هستم. نخستین مورد تجربه ای است طنز گونه، البته از نوع طنز تلخ. مقاله ای دریافت کردیم به گمانم از دو نویسنده هندی این مقاله برای سه داور ارسال شد، یک داور ایرانی و دو داور خارجی. یکی از داوران که متخصصی اسپانیایی است پاسخ داوری را در قالب تکمیل فرم داوری به نشانی نشریه ارسال کرده بود. در بخش نخست فرم مذکور از داور در مورد کیفیت نگارش مقاله نظر خواسته می شود، منظور ادبیات نگارش به لحاظ املایی و انشایی است. ایشان با شوخ طبعی خاصی نوشته بودند به لحاظ نگارش مقاله خیلی خوب است چون خودم آن را نوشته ام، تنها برخی پاراگراف ها ایراد دارد و این مربوط به همان عباراتی است که مولف مقاله ارسالی (مولف متقلب) آنها را تا حدودی تغییر داده است. برای پیشگیری از اطناب کلام از بیان سایر نظرات این داور خودداری می کنم. در این مورد تنها به لحاظ اهمیت به این موضوع اشاره می نمایم که پس از اطمینان یافتن سردبیر بر اساس سیاست نشریه بلافاصله مقاله مذکور از فرایند داوری خارج گردید و مردود اعلام شد. همچنین نام مولف رابط مقاله در لیست سیاه قرار گرفت و حداقل به مدت سه سال از ایشان مقاله ای در نشریه برای داوری پذیرفته نمی شود. این موضوع به خود فرد و مولفان همکار نیز اعلام گردید.
در مورد دوم، مقاله ای دریافت شد به زبان انگلیسی از سه مولف ایرانی که نویسنده رابط مقاله دانشجو بود و دو مولف دیگر استاد راهنما و استاد مشاور او. جالب آن که مولف رابط نام خود را به عنوان مولف سوم مقاله ذکر کرده بود. پس از طی مراحل دعوت از داوران بالقوه و دریافت پاسخ مثبت دو داور خارجی، مقاله برای ایشان ارسال شد و هنوز به دنبال یافتن داوران بیشتری بودیم. داور اول پیشنهاد پذیرش مقاله را با اصلاحات جزئی کرد. پس از مدت کوتاهی پاسخ و فرم داوری تکمیل شده از داور دوم که استاد یکی از دانشگاه های معتبر استرالیا است دریافت گردید. ایشان با مقایسه مقاله در دست بررسی و مقاله ای که از روی آن تقلب شده بود و علامت گذاری بر روی دو مقاله، نشان داده بود که مقاله در حال بررسی جعلی و از نوع با تقلب عمده است به گونه ای که بخشهای قابل ملاحظه ای از آن عیناً از روی مقاله اصلی رونویس گردیده است. در اشاره به این مورد بر روی دو نکته تاکید می نمایم. نخست آنکه با توجه به آشنایی قبلی با یکی از مولفان مقاله، موضوع را به صورت حضوری با ایشان در میان گذاردم. او با ابراز تاسف از وقوع چنین موردی گفت استاد راهنمای این آقای دانشجو مولف دوم مقاله است و من به عنوان استاد مشاور چندان در جریان امور نیستم. جالب آن که نام ایشان در مقاله ارسالی به عنوان مولف اول ذکر شده بود. البته با توجه به شناخت اینجانب از این استاد و سطح تخصصی مقالات و فعالیتهای دیگر وی مطمئن هستم اصلاً نیازی به چنین مقالات تقلبی ندارد. در این مورد خوانندگان محترم را به پرسش پایانی این یادداشت ارجاع داده و نیز بحث بیشتر را به یکی از یادداشتهای بعدی سردبیر وا می نهم. اما نکته دوم، در آداب نگارش مقاله در سطح بین المللی عرف آن است که تنها نام افرادی که مستقیماً در پژوهش و فعالیتهای علمی و/یا تخصصی مرتبط که مقاله از آن استخراج شده و به نگارش درآمده است به عنوان نویسنده مقاله ذکر می شود و نیز نام مولفین مقاله به ترتیب اولویت نقش بیشتر ایشان در آن تحقیق علمی و نگارش مقاله است. متاسفانه در ایران در سالهای دور و نزدیک شاهد آن بوده ایم که به دلایلی نظیر ظاهراً احترام به استاد (که از دید اینجانب این عمل نه تنها احترام گذاردن محسوب نمی شود بلکه اصولاً روشی ناپسند مطابق اخلاق حرفه ای است)، یا الزام نمودن مستقیم یا غیر مستقیم دانشجو به این عمل به دلیل تاثیر غیرمستقیم پاره ای مقررات آموزشی یا مالی من درآوردی (4) نام دانشجو که معمولاً بیشترین نقش را در موضوع تحقیق داشته است در مقالات ارسال شده به نشریات و کنفرانسهای تخصصی پس از نام استادان راهنما و مشاور در مقاله آورده می شود.
تجربه بعدی نیز مربوط به مقاله دیگری است آن هم با تقلب عمده البته با زیرکی بسیار بیشتر از موارد پیشین. در این مورد فاصله زمانی تهیه مقاله اصلی و تقلبی بسیار کم بود فقط در حدود چند ماه. به گونه ای که تاریخ ارسال آن به نشریه یک ماه قبل از انتشار نهایی مقاله اصلی بود که توسط چهار مولف کره ای به رشته تحریر در آمده است. این مقاله، مقاله ای به زبان انگلیسی بود با کیفیت نگارشی خیلی خوب که به ظاهر توسط یک کارشناس ارشد و یک استاد دانشگاه به نگارش درآمده بود که متاسفانه این تقلب نیز مربوط به نویسندگان ایرانی است. تقلب در مراحل اولیه شناسایی نگردید و پس از طی مراحل داوری از سوی داوران ایرانی و خارجی بر اساس نظر داوران توسط هیات تحریریه با اصلاحات جزیی چه به لحاظ نگارشی و چه از نظر محتوایی برای انتشار پذیرفته شد. جالب است ذکر کنم یکی از داوران خواسته بود که در مورد سیستم مورد نظر توضیح بیشتری توسط مولفان ارائه شود زیرا آنها در آزمایشات نسبتاً مشابهی که داشته اند برخی موراد را مشاهده ننموده اند. این موارد به مولف رابط مقاله انعکاس یافت و او هم در مهلت مقرر مقاله اصلاح شده را فرستاد که نه تنها توضیحات اضافی ارائه گردیده بود بلکه طول مقاله چهار صفحه افزایش یافته و چند شکل جدید نیز در مورد نتایج بدست آمده به آن افزوده شده بود. پس از کنترل انجام موارد خواسته شده از مولف، در نهایت مقاله تایید شد و برای صفحه بندی و انتشار در نوبت قرار گرفت. حدود یک ماه از این موضوع گذشت یک روز نامه ای الکترونیکی از یکی از داوران این مقاله که استاد یکی از دانشگاه های برجسته آمریکا است بدستم رسید که مقاله را با همکاری یک دانشجوی دکتری خود داوری کرده بود (البته با اطلاع اینجانب به عنوان سردبیر از موضوع). ایشان در این نامه توضیح داده بود که دانشجوی او اخیراً مقاله انتشار یافته ای را مشاهده کرده که شباهت زیادی به مقاله داوری شده توسط آنها دارد. ایشان ذکر کرده بود نمی تواند قضاوت کند کدام مقاله اصلی و کدام مقاله تقلبی است. از او تشکر کرده و توضیح دادم موضوع را بررسی خواهم کرد و از ایشان خواستم نسخه ای از مقاله انتشار یافته را برایم ارسال نماید. ایشان نیز اقدام کرد بهر حال موضوع بررسی شد و با قراین متعدد مشخص گردید به احتمال قریب به یقین مقاله ارسالی به نشریه ما تقلبی است. چون هنوز احتمال بسیار کمی وجود داشت که از این بابت اشتباه کرده باشیم طی نامه ای الکترونیکی از مولف رابط مقاله خواستم تلفنی با ما تماس بگیرد. چنین شد در ابتدا این مولف که بر خلاف دو مورد تقلب قبل یک خانم بود با اعتماد به نفس زیادی صحبت می کرد و پس از توضیح موضوع در قالبی متین و ذکر دلایل برای او نخست کمی دستپاچه شد اما بعد با تاثر فراوان در حالی که می گریست به خطای خود اعتراف کرد و درخواست می نمود که موضوع با مدیریت سازمانی پژوهشی که به عنوان محقق در آن به کار اشتغال داشت مطرح نشود. توضیح دادم که با توجه به سیاستهای نشریه فعلاً طرح موضوع با آن سازمان در اولویت نیست، اما بهرحال با مولف دوم مقاله طرح خواهد شد. با صدای گریان توضیح می داد که آن استاد نقشی در این تقلب ندارد و استاد پایان نامه او بوده که هیچ ارتباطی با تقلب در این مقاله ندارد و اگر موضوع فاش شود آبروی او نزد استاد از دست می رود. از آن روی که اجابت این خواسته با سیاستهای نشریه در تناقض بود تنها با توجه به شرایط به او پیشنهاد کردم خود موضوع را به شیوه ای مناسب با آن استاد در میان گذارد و برای اطمینان از تحقق این امر از او خواستم به مولف دوم بگوید تلفنی با نشریه تماس بگیرد. او چند روزی برای این کار مهلت خواست که قبول کردم.
دو سه روز بعد آن استاد تماس گرفت در حالی که صدای او کاملاً محزون و از سوی دیگر برآشفته بود. به صورت مفصل توضیح می داد که روحش نیز از چنین تقلبی آگاه نبوده است. توصیف او کاملاً با مولف رابط مقاله تقلبی مطابقت داشت. از بیان توضیحات او در می گذرم تنها به نکته ای مهم اشاره می کنم و خوانندگان محترم را در مورد شرح این نکته به مطالعه یکی از یادداشتهای بعدی سردبیر در مورد اخلاق حرفه ای در باب آداب تالیف مقاله فرا می خوانم. این استاد می گفت این خانم دانشجوی خوب و کوشایی بود و پایان نامه خود را بخوبی و با نمره بالا به پایان رساند و مقاله ای هم از آن پایان نامه استخراج شد که به انتشار رسید. ادامه داد مدتی بعد از فارغ اتحصیلی او به دیدن من آمد و در مورد یک مقاله که تهیه کرده بود توضیح داد و به من پیشنهاد داد مقاله را پس از بررسی و در نظر گرفتن نظرات استاد به صورت مشترک برای نشریه ای تخصصی ارسال کنیم. خاطرم نیست ایشان براساس اطلاع می گفت یا احتمال قوی می داد که این خانم برای تمدید استخدام یا تغییر وضعیت استخدامی یا مواردی از این دست، به انتشار مقاله ای در فرصت زمانی مشخصی نیاز داشته است. سپس ادامه داد من هم با توجه به حسن ظن به ایشان مقاله را مروری کردم و اصلاحات جزیی را پیشنهاد نمودم، پس از آن دیگر از موضوع اطلاع دقیقی نداشتم تا روز گذشته که با من تماس گرفت و جریان تقلب و شناسایی آن توسط نشریه را توضیح داد. بهر تقدیر بر اساس سیاست نشریه در این مورد نیز مقاله مردود شناخته شد و تدابیر تنبیهی ذکر شده در مورد قبل در مورد مولف رابط این مقاله نیز اتخاذ گردید. اجازه فرمایید این یادداشت را با یک پرسش به پایان ببرم. آیا چنانچه آداب تالیف مقاله به لحاظ اخلاق حرفه ای توسط مولفان همکار این دو مقاله رعایت می گردید، مولف متقلب می توانست به چنین کار ناشایستی در جامعه تخصصی مبادرت نماید و علاوه بر آن نام این افراد را حداقل در نظر داوران مذکور بی اعتبار نماید؟
به امید حق

پانویس ها:
1- رجوع کنید به "یادداشتهای یک سردبیر، یادداشت اول: تقلب ناشیانه" در وبلاگ استادان علیه تقلب.
2- رجوع کنید به "یادداشتهای یک سردبیر، یادداشت دوم: : ایجاد بستر مناسب برای شناسایی تقلب (1)" در وبلاگ استادان علیه تقلب.
3- Iranian Journal of Electrical and Computer Engineering
4- این موضوع نیز به لطف خدا در یکی نوشتارهای آتی مجموعه "یادداشتهای یک سردبیر" تقدیم خوانندگان محترم خواهد گردید. حتی در آنجا بیان خواهد شد که برخی سیاستهای اتخاذ شده برای ارتقاء سطح مقالات کنفرانسهای معتبر نیز پاره ای موارد می تواند از این بعد اثر سوء داشته باشد.

۱۳۸۷ اسفند ۵, دوشنبه

یادداشتهای یک سردبیر، یادداشت دوم: ایجاد بستر مناسب برای شناسایی تقلب (1)

به نام خداوند جان و خرد
با سلام و احترام به خوانندگان گرامی
سال 2000 میلادی بود که اندکی پس از توزیع فراخوان مقاله برای نشریه (1) در یک کنفرانس بین المللی در کشور چین پاکت نامه ای حاوی نخستین مقاله تالیف دو نویسنده استرالیایی به صورت چاپ شده بر روی کاغذ بدستم رسید. به یادم دارم امکانات دسترسی به اینترنت به لحاظ سرعت در آن سالها بسیار محدود بود. به دلایلی که خارج از حوصله این نوشتار است در آن زمان تمامی اعضاء هیات تحریریه از متخصصان ایرانی داخل کشور انتخاب گردیدند، از ایجاد سایت اینترنتی برای نشریه اجتناب گردید و برای نخستین شماره از نشریه نه فراخوان مقاله ای در ایران توزیع شد و نه از همکاری داوری هموطن مقیم ایران سود بردیم. در نهایت نیز کل مقالات شماره اول یا تالیف نویسندگان خارجی بود یا ایرانیان مقیم خارج از کشور. در ادامه مطلب به اختصار توضیح خواهم داد که به لطف خداوند متعال چگونه اتخاذ مناسب برخی شیوه ها در مراحل بعد در عین وجود محدودیتها و مقدمات ذکر شده که مدیریت کار را بسیار دشوار می ساخت سنگ بنایی شد برای شناسایی بهتر تقلب در مقالات دریافتی از سوی نشریه در سالهای بعد.
نخستین تصمیم مهم آن بود که با وجود عدم رواج حتی دریافت مقالات به صورت الکترونیکی از طریق شبکه اینترنت از سوی نشریات تخصصی ایرانی در آن زمان، تمامی فرایندهای اساسی شامل مراحل اعلام فراخوان، دریافت مقاله از مولفان، دعوت از داوران، ارسال مقاله برای داوری، دریافت نظرات داوران و ... به صورت الکترونیکی انجام شود. این امر که امکان دریافت مقاله و ارتباط و همکاری با طیف وسیعی از متخصصان را به عنوان داوران بالقوه در سراسر دنیا با سرعت زیاد فراهم می آورد و مشکلات مربوط به زمان طولانی ارسال مراسلات و مفقود شدن آنها را بسیار کاهش می داد (بدون آنکه توجه خاصی از بابت پیشگیری از تقلب در آن تصمیم وجود داشته باشد) در تداوم فرایند کار نشریه کمک بسیاری به شناسایی تقلب در معدود مقالات جعلی ارسال شده به نشریه گردید. البته کار بسیار دشوار بود تنها همین اندازه اشاره کنم که در ماه های اول با روشهای کاملاً ابتدایی نشانی پست الکترونیکی بیش از بیست هزار عضو هیات علمی با تخصص در عرصه مهندسی برق و کامپیوتر در دانشگاه های خارج از کشور در سراسر جهان شناسایی شد و فراخوان مقاله برای آنها ارسال گردید. برای مدیریت نشریه دسترسی به متن مقالات به صورت الکترونیکی و ابزارهای مختلف در دسترس در سالیان بهد شناسایی تقلب را بسیار ساده تر ساخت. البته مهمترین وجه بهره گیری از نسخ الکترونیکی مقالات فراهم آوردن امکان همکاری با داوران متخصص در اقصی نقاط جهان بوده است.
از ابتدای شروع کار قصد آن بود که نشریه ای معتبر در سطح بین المللی بنا نهاده شود. لذا تصمیم گرفته شد از همکاری داوران بسیار متخصص مرتبط با حوزه تخصصی برای هر مقاله دریافتی سود برده شود. خوب به خاطر دارم که مثلاً برای یافتن پنج داور طراز اول برای نخستین مقاله از حدود سی متخصص برجسته دعوت همکاری بعمل آورده شد که در نهایت سه داور آمریکایی، یک سویسی و یک نفر از کره جنوبی قبول دعوت کردند. شاید شما هم شنیده باشید که "تجربه بهترین استاد است"، باید اذعان نمایم تجربه شخصی من آن است که اگر بنا بر درس آموزی و عبرت گرفتن باشد حتی تجربه های تلخ گاهی استادهای بهتری هستند. همکاری داوران متخصص در هر حوزه تخصصی که به آخرین روشهای علمی ارائه شده در مقالات مجلات و کنفرانسهای آشنا هستند موجب گردید بحث تشخیص تقلب در مقالات و مهمتر از آن ارزش علمی و نوآوری مقالات دریافتی بسیار تسهیل شود هرچند که جلب همکاری چنین داورانی دشوار است. البته بدیهی بود که پیش از ثبت رسمی مقالات و آغاز فرایند داوری سعی برای شناسایی تقلب احتمالی در مقاله توسط مدیریت نشریه صورت پذیرد، اما بهر حال این مرحله تنها صافی اول محسوب می گردید و در تداوم فرایند کمک ذیقیمت داوران نقس بسیار بسزایی دارد.
در زمان ارسال متن دعوت از متخصصان امر داوری برای چند مقاله اول دریافتی، مطابق عرف آن زمان مجلات تخصصی ایران عنوان و خلاصه مقاله برای افراد فرستاده می شد اما نام و مشخصات مولفان برای فرد دعوت شده فاش نمی گردید و ذکر می شد که مقاله بدون نام مولفان برای داور ارسال می گردد (2).
یکی از دعوت شدگان که به دلیل اشتغالات فراوان کاری بسیار مودبانه دعوت داوری را رد کرد (3)، نکته ای را یادآور شد که آموختن این تجربه را تا حدود زیادی وام دار او هستم. خدمتی که او با اندرز خود به نشریه کرد به مراتب ارزشمندتر از داوری افتخاری چندین مقاله بود (4). کلام ساده او که استاد برجسته یکی از دانشگاه های معروف آمریکایی است این بود که سیاست مذکور چندان مفید نیست و اغلب متخصصان ترجیح می دهند که در هنگام داوری مقالات نویسندگان آن را بشناسند. خوب که اندیشیدم دریافتم حق با اوست و در اغلب اوقات ذکر نام مولفان به ویژه برای داوران متخصص مراعات کننده اخلاق حرفه ای تاثیری در نتیجه داوری آنها ندارد و ذکر آن می تواند در پذیرش همکاری متخصصان برجسته مفید باشد. علاوه بر آن در قضاوت موارد ادعایی در مقالات شناسایی مولفان و در نظر داشتن تجربه آنها در امور مرتبط نظیر پیاده سازی شبیه سازیها و انجام آزمایشهای عملی و تحلیلها و نتیجه گیری ها کاملاً مفید فایده باشد. از همان دوران در زمان ارسال دعوت داوری مقالات و همچنین متن اصلی مقالات ذکر نام و مشخصات مولفان را مبنی قرار دادیم. این موضوع نیز چه از باب جلب همکاری داوران متخصص که در شناسایی تقلب در متن مقالات و یا ادعا های مربوط به نوآوری و یا نتایج بدست آمده آن تاثیر دارد کاملاً موثر بوده است و هم در شناسایی برخی تقلبهای متوسط یا شبه ناشیانه. مثلاً در موردی که مولفی مقاله یا متن تخصصی انتشار نیافته از متخصصان دیگری را به نام خود ارسال داشته بود به دلیل نوعی ساده انگاری شناسایی شد. این فرد فراموش کرده بود که در بخشی از مقاله که نویسندگان اصلی در جمله ای با ضمیر اول شخص جمع به کار قبلی خود ارجاع داده بودند و مرجع را در انتهای مقاله ذکر کرده بودند، متن را تغییر دهد و از ضمیر مناسب استفاده نماید. خوانندگان محترم توجه دارند که در صورت عدم اطلاع داور از نام مولفان مقاله چنین تقلبی برای ایشان قابل شناسایی نیست.
آخرین بخش یا به عبارت دیگر خاطره ای که در این نوشتار به ذکر آن می پردازم هر چند به صورت مستقیم در شناسایی تقلب در مراحل بعد تاثیر نداشت، اما در توجه دادن به بنده که این حوزه کار تا چه اندازه خطیر و حائز اهمیت است و امور مرتبط با آن باید با چه دقت و وسواسی پیگیری شود کاملاً تاثیر گذار بود. در زمانی که در پی یافتن داوری مناسب برای یکی دو مقاله اول واصل شده به نشریه بودم از یک داور ژاپنی متخصص دعوت کردم تا در این مورد همکاری کند. در آن زمان تعداد مقالات او بیش از چهار صد مقاله بود که افزون بر دویست مقاله از میان آنها در مجلات تخصصی دارای فرایند داوری تخصصی (Peer-review) انتشار یافته بود، فردی کاملاً برجسته با افتخارات فراوان علمی در حوزه تخصصی خود. پاسخ ایشان چنین بود که پیش از اعلام نظر در مورد این دعوت تمایل دارد پاسخ چند پرسش را بداند. پرسشهایی ساده اما عمیق نظیر این موارد: ناشر نشریه چه سازمانی است و از چه اعتباری در ایران برخوردار است؟ فرایند داوری مقالات چگونه است؟ اعضاء هیات تحریریه چگونه برگزیده شده اند؟ داوران مقالات چگونه شناسایی می شوند و معیارهای لازم برای در نظر گرفتن فردی به عنوان داور بالقوه مقاله کدام هستند؟ ما به ازائی که داور در مقابل همکاری کسب می کند چیست؟ بیش از ده پرسش از این دست. پاسخ لازم را با دقت و عنایت و طبعاً با کمال صداقت تهیه کردم و ارسال نمودم. سپس جواب او را دریافت کردم مبنی بر آن که حال با توجه به اطلاعات دریافت شده و اطمینان از مجموعه شرایط لازم برای مدیریت و انتشار یک نشریه معتبر بین المللی او آماده است در امر داوری این مقاله با نشریه همکاری نماید. در سالهای بعد هم تا به امروز حسب مورد از داوری تخصصی ایشان بهره مند گردیده ایم. از همه پاسخهای ارائه شده به ایشان می گذرم و فقط به این نکته اشاره می نمایم که توضیح دادم ما به ازائی که داور در مقابل همکاری کسب می کند قدرشناسی مدیریت نشریه و ذکر نام داوران در نشریه و سایت آن است. انتظار او هم همین بود. خوانندگان گرامی توجه دارند که در بسیاری از کشورها متخصصان دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی همکاری در امر داوری مقالات مجلات و کنفرانسهای تخصصی را جزیی از وظایف یک استاد، هیات علمی یا متخصص می دانند و به صورت افتخاری در این زمینه همکاری می نمایند. خوشبختانه این امر نیز تا حدود زیادی در ایران نیز رایج است، حداقل در مورد نشریه ای که اینجانب افتخار سردبیری آن را دارم و استادان و متخصصانی که با این نشریه همکاری می کنند چنین است. البته در این کشورها داوری مقالات نیز همراه سایر فعالیتهای تخصصی افراد در این دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی ارزش گذاری شده و بسیار با اهمیت تلقی می گردد.
به امید حق

پانویس ها:
1- Iranian Journal of Electrical and Computer Engineering
2 - هنوز هم در برخی مجلات و کنفرانسهای تخصصی ایران و جهان این شیوه مرسوم است.
3 - انشاءا... اگر عمری باشد در یادداشتهای آینده در مورد آداب تالیف، آداب داوری، آداب سردبیری , ... تاملاتی دارم که تقدیم خوانندگان گرامی خواهد شد.
4 - طی ده سال گذشته این افتخار را داشته ایم که از خدمات ارزشمند و همکاری افتخاری اعضاء محترم هیات تحریریه و تمامی داوران نشریه بهره مند باشیم. خداوند متعال اجرشان افزون کند.