سلام. رشته تخصصی من ژئودزی هست و پس از مطالعه خلاصه مقاله میتوان گفت که جز سطر آخر آن بقیه موارد علمی و دارای معنی میباشند. در این مقاله ادعای ارائه روش جدیدی شده که عنوان معلوم الحالی برای ما ایرانیها دارد! ولی از نظر یک متخصص خارجی فرض بر ارائه یک روش جدید بوده ضمنا سطر آخر مقاله هم با زیرکی خاصی تدوین شده. به هر حال از تعدادی از هموطنان ما چنین چیزهای میشه انتظار داشت چون سوادو شخصیتشان در حد همین کلمات هست!
به نظرم حتی مسخره کردن هم حد و حدودی دارد این کار را هر فردی به هر منظوری انجام داده در شان یک محقق نیست میتوانست طور بهتری اعتراض کند مثل دانشجویان ام ای تی اگر داوران کنفرانس بفهمند قضیه چه بوده قطعا دیدشان به ما تغییر پیدا میکند
فاصله بسیاری از مقالاتی که ما در کنفرانسهای بین المللی چاپ می کنیم تا مقاله کله پاچه کمتره تا فاصله آنها تا مقالاتی که تکنولوژیهای جدید رو توی کنفرانسها پیشنهاد میکنن. یعنی اینکه بقیه مقالات رو هم اگه خوب کالبدشکافی کنیم میبینیم که خیلی با این فرق نداره فقط زبان آن ظاهر بهتری داره
به نظر میاد که یک یا چند نفر از دست این کنفرانس های بی ارزش (که تعدادی هم ایرانی مقاله در آنها چاپ می کنند) به ستوه آمده و دست به این اقدام جالب زده اند: دست انداختن مجریان این کنفرانس ها و نویسندگان آنها.
لابدمولفین محترم دویست و خورده ای یورو بابت ثبت نام پرداخت کرده اند! حیف پول بی زبان!
اصولا این روز ها کنفرانس - چه داخلی و چه خارجی - بیشتر مفهوم "یه چند روزی دور هم باشیم" دارد تا "ارائه آخرین یافته های علمی و تحقیقاتی" . من تصور می کنم تا یکی دو سال دیگر مفهوم اول غالب شده و محققین برای ارائه "بهترین جوک سال در رشته خودشان" رقابت خواهند کرد.
به نظر من به حای اینکه بیشتر سطح کنفرانسها و داوریها را به سخره بگیریم بایستی به حال سو رفتار اینگونه افراد تاسف بخوریم. عمکرد این افراد باعث خدشه دار شدن وجه ایرانیان و محققین واقعی خواهد شد. همانگونه که دیگر دوستان اشاره کردند، بجز یک سطر مابقی خلاصه مقاله حاوی اطلاعات علمی است لیکن به طرز ماهرانه ای طراحی شده که قطعا در نظر کسی که با این واژه ها آشنایی ندارد ، قابل شناسایی نیست. ضمنا این مقاله در بخش پوستر پذیرفته شده و در این بخش معمولا مجالی به ایده های جدید داده می شود و شیوه داوری آن با مقاله کامل متفاوت است. به نظر من اساتید محترم بایستی موضوع این مقاله و ابعاد منفی آنرا برای دانشجویان تشریح نموده و اینگونه اعمال را تقبیح نمایند.
صدها مورد از دستبردهای فکری ایرانیان را در همین سایت دیده ایم و اگر کنفرانس های خارجی بخواهند روزی مقالات ایرانیان را قبول نکنند به خاطر آنهاست نه به خاطر چنین مقالاتی
این مقاله مسلما بار علمی ندارد و اگر کسی واقعا بر روی کاری زحمت کشیده باشد آن را به اینصورت ضایع نمی کند. متن این مقاله مسلما چیزی است شبیه مقالات تولید شده توسط کامپیوتر. بی سرو ته اما با متنی سنگین. هدف کسانی که چنین مقالاتی را به کنفرانس ها ارسال می کنند این است که به همگان نشان دهند داوری مقالات تا چه حد سست است. هیچ انتقادی چه از نظر علمی و چه از نظر اخلاقی بر نویسندگان این مقالات وارد نیست و ایران را نیز بی آبرو نمی کنند انتقاد زمانی وارد است که نویسنده محترم همین مقاله را بفرستد ولی به جای اسامی جناب گوسفند و بز و بره سفید ،بلانسبت، نام خود و دو تن از همکاران یا همکلاسی های خود را بالای مقاله بنویسد و از امتیاز پژوهشی و یا نمره پایان نامه آن بهره مند شود.
اولاً اگر قرار بود به خاطر چاپ یک چکیده تقلبی در یک کنفرانس، مقالات ایرانیها «بایکوت» شوند، قبل از آن باید این اتفاق برای پیش کسوت های این موضوع در دانشگاه ام آی تی رخ می داد.
ثانیاً، به نظر بنده این مقاله یک مقاله جدی است و مخاطب آن هم همه ایرانی هایی هستند که کار آنها به پژوهش مرتبط است. استاد و دانشجوی ایرانی پس از خواندن این چکیده باید از خود سوال کند که آیا ارزش مقالاتی که ارائه کرده یا خواهد کرد، بیشتر از این مقاله است؟ متولیان پژوهش و علم سنجی نیز باید به فکر فرو روند که آیا واقعاً شمارش «تعداد» مقالات روش مناسبی برای ارزیابی پیشرفتهای پژوهشی است؟ انصافاً اگر در همین مقاله به جای کله پاچه از عبارت دهن پرکنی نظیر support vector machine استفاده می شد و مثلاً به جای آبلیمو از statistical analysis چه کسی اصلاً در عدم اصالت این چکیده تردید می کرد؟
من تصور میکنم بیش از تقلب مشکل جامعه علمی ایرانی مقالاتی باشند که حرف زیادی برای گفتن ندارند به عنوان مثال فردی به نتایج یک مقاله میرسد و سپس ذوق زده میشود و آن را تبدیل به یک مقاله جدید میکند. اصولا تشخیص این مقاله ها هم برای داور کار ساده ای نیست تنها چیزی که میتواند این مقالات را تمیز دهد کسانی هستند که موضوع کاریشان خیلی نزدیک به موضوع یاد شده است. که اساسا دسترسی به این افراد هم کار ساده ای نیست. ولی در نهایت میبینیم که تعداد مقالات پر ارجاع ایرانی به مقالات یکی از دانشگاه های خوب دنیا هم نمیرسد که اصولا چون یک میانگین گیری از کل سیستم است نمیتوان آن را به گردن موضوع و یا شرایط ویژه یا غیره انداخت.
سلام، همانطور كه آقاي كيامهر نوشته اند اين متن بجز جمله آخر كاملا علمي بوده كه با توجه به مهارت استفاده از كلامات تقلبي، به نظر من هيچگونه ايرادي نمي توان به داوري يك كنفرانس غير بومي وارد كرد. متن اصلي اين مقاله از پارگراف اول مقاله علمي زير كپي شده است، http://www.bagherbandi.com/abstract/abstract7.pdf
كساني كه تاكنون داوري مقالات بخصوص خلاصه مقالات بين اللملي را انجام داده اند مي دانند كه چرا بنده معتقدم نمي توان به داوري و كنفراس ايراد گرفت
In conference faghat Abstract mikhaste ehtemalan. Vase hamin motevajjeh nashodan. Vali be har hal be nazaram conference khoobi nemitooneste bashe. Author haye maghale hatta esme institution i ke toos hastan ro nayavordan.
شرکت در کنفرانس برای کسب امتیاز و ارتقا نیست. بلکه فرصتی است برای تبادل ایده ها و نظرات تازه و آشنايي با پژوهشگران مختلف در یک زمینه تخصصی. بنابراین داوری در کنفرانس که در بیشتر موارد تنها از روی یک چکیده انجام می شود، با داوری مقاله کامل متفاوت است.( البته ظاهرا در رشته های فنی و مهندسی جایگاه کنفرانس کمی متفاوت از سایر رشته ها است.) باید توجه داشت که برگزارکنندگان کنفرانس بر این باورند که ارائه دهنده مقاله در کنفرانس حاضر شده و مقاله کامل خود را به صورت پوستر یا سنخرانی برای جمع زیادی از متخصصان ارائه خواهد کرد که مسلماً مزخرفاتی از قبیل مقاله حاضر را نمی توان ارائه کرد. به هر حال فارغ از جنبه اخلاقی فرستادن چنین مقاله هایی برای کنفرانس، تنها نتیجه ای که می توان گرفت این است که به کنفرانس با دید امتیاز و ارتقا و غیره نباید نگریست.
۱-به نظر تعدادی از دوستان نگراناند که با این کار (فرستادن چنین مقالهای به یک کنفرانس خارجی) حیثیت علمی سایر دانشپژوهان ایرانی و مقالاتشان زیر سوال رود. ۲- از سوی دیگر برخی نیز نسبت به کنفرانسها و مجلات بینالملی آنچنان بدبین شدهاند که احساس میکنند احتمالا اگر در این مقاله جای تعدادی از کلمات با کلمات «دهان پر کن» تری عوض میشد، احتمالا هیچکس به اصالت علمی آن (چه از نظر محتوایی و چه از لحاظ تقلبی نبودن) شک نمیکرد. -- در این راستا توضیحات زیر شاید مفید باشد.
طبیعتا اولین کاری که بعد از دیدن این مقاله انجام دادم، جست و جوی صفحهی مربوط به مقالات پذیرفته شدهی این کنفرانس در گوگل بود. http://tinyurl.com/bs6j2w در نهایت شگفتی متوجه شدم که صفحهی مربوطه توسط گوگل حتی ایندکس هم نشده (که مشخصا عجیب است، از آنجا که گوگل صفحات بسیار پرتتری از یک کنفرانسِ حتی رده پایین را هم سریعا ایندکس میکند.) [البته این کار را دو روز پیش انجام دادم. الان که خواستم لینک جست و جو را اینجا بگذارم، متوجه شدم که نتایج جست و جو بر خلاف دو روز پیش خالی نیست، که به دلیل گذاشته شدن لینک آن صفحه در روزهای اخیر در وبسایتهای خبری مختلف و همچنین رد و بدل شدن آن بین جامعهی کاربران عمدتا ایرانی اینترنت است.]
بعد از اینکه متوجه عدم ایندکس شدن صفحه توسط گوگل شدم، شروع به جست و جو در مورد کل این وبسایت کردم. www.copernicus.org از توضیحات صفحهی اولاش اینطور بر میآید که یک ناشر آنلاین مجانی است. تا اینجا همه چیز خوب است، اما قضیه آنجا جالب میشود که متوجه میشویم این وبسایت در مجامع علمی مربوطه کاملا ناشناخته است و هیچ کس به آن اهمیتای نمیدهد. تا حدی که حتی مدخل ویکیپدیایی برای این ناشر وجود ندارد: http://en.wikipedia.org/wiki/Copernicus_(disambiguation) (رجوع کنید به بخش academic institutions)
همچنین این وبسایت بر خلاف ادعای گردانندگاناش هیچ ارتباطای با «جامعهی ژئودزی اروپا» ندارد.
طبعا هر مقالهای را هم که دریافت میکند، انتشار میدهد.
--- تمام این توضیحات بالا در تایید این نکتهی همیشه-گفته-شده در این وبلاگ و جاهای دیگر بود که اصولا کنفرانسها و مجلات معتبر بینالمللی در اکثر موارد کارشان را درست و دقیق انجام میدهند. استثناءها واقعا انگشتشمارند. و از طرف دیگر فهمیدن این نکته هم که آیا یک کنفرانس، کنفرانس معتبری است یا خیر، معمولا کار چندان سختای نیست. با کمای جست و جو این طرف و آن طرف اینترنت و کمای پرس و جو از همکاران متخصص آن شاخه میتوان تا حد خوبای به میزان اعتبارشان پی برد. فقط لازم است که صرفا به خارجی/بینالمللی بودن کنفرانس یا به امتیاز آی.اس.آی اش یا به رنکینگ وزارت علوماش اکتفا نشود.
دو نفر به خوبی اشاره کردند که انتشار این مقاله بیشتر از آنکه خنده داشته باشد به یک واقعیت اشاره می کند که همانا شمارش مقالات برای ارزیابی قدرت آکادمیک افراد و دانشگاه هاست. آقای دکتری را می شناسم که جزو پژوهشگران برتر کشور شناخته شد و در رزومه خود سالها دبیری شیمی و ریاست یکی از واحدهای دانشگاه آزاد را یدک می کشد. طی چند سال گذشته که به یک دانشگاه دولتی منتقل شده هم نزدیک به چهارصد مقاله کنفرانس و ژورنال چاپ کرده است. البته نام کله پاچه توی هیچکدام از مقالات وی وجود ندارد ولی بوی کله پاچه از همه آنها به مشام میرسد. درست است که این کنفرانس شاید در بین متخصصین ارزش کمی داشته باشد. شاید فلان ژورنال آی اس آی هم خیلی معتبر نباشد ولی فعلا مبنای ارزش گذاری در ایران مقالات افراد است. هرکه مقالاتش بیش اعتبارش بیشتر
نکته ای که برای من جای سوال داره اینه که نویسندگان این مقاله هویت واقعی ندارند و هیچ آدرس ایمیل و نام دانشگاه هم از اونها وجود نداره. اگر به داور خارجی حق بدیم که معنی کله پاچه رو ندونه، اما در مورد ناشناس بودن نویسنده ها فکر نمیکنم بشه توجیهی برای کسی که مقاله رو پذیرفته وجود داشته باشه. نکته دیگه تعداد افراد ایرانی هست که در این کنفرانس مقاله دادن، به نظرم جالبه http://meetingorganizer.copernicus.org/EGU2009/poster_programme/463
با سلام، من هم با نظر دوستانی که اینکار و اینطور اعتراض رو خیلی نسنجیده و ناپسند شمرده بودند کاملا موافقم. خدا واقعا آخر و عاقبت اینکار و پیامدهاش رو برای محققین واقعی مملکت ما و کل ایرانی های به خیر بگذرونه. به قول یکی از دوستان اگه بفهمن قضیه چی بوده و قصد مقابله به مثل داشته باشن، دیگه فکر نکنم به این راحتی ها حتی یه خلاصه مقاله از ما ایرانی ها تو مجامع علمی پذیرش کنن. اینجاست که بزرگان و اساتید و اهل فن ما باید دست به کار بشن یه جوری قضیه رو ختم به خیرش کنن. البته اینکه درپیت بودن این قبیل کنفرانس ها یه جوری بالاخره باید فاش بشه، درش حرفی نیست ولی نه به اینگونه روشها که عواقبش ممکنه برای جایگاه محققین ما دردسر ساز و مشکل ساز بشه.
در خیلی از کنفرانسها، در بخش ارائه پوستر سابمیت کردن یک خلاصه ممکن است بدون داوری جدی انجام گیرد. به هر حال فرض بر این است که دانشجوهایی میخواهند نتایج اولیه کارشان را هرچند غلط یا نامربوط باشد، در حد پوستر ارائه دهند. اصولا فرض بر این نیست که عدهای سوبمیت کردن خلاصه را جزو تفریحاتشان میدانند. هیچ به نتیجه این کار (قرار دادن این تصویر در این وبلاگ) فکر کردهاید؟ از فردا دانشجوهای مریض و بیکار (که تعدادشان در دانشگاههای ایران کم هم نیست) شروع میکنند به بازی مفرح "چرند سابمیت کردن". و بعد با توجه به اینکه کشور و حتی دانشگاهی که از آن مقاله سابمیت شده به راحتی از روی آی پی آدرس قابل شناخت است، اعتبار علمی دانشجویان و محققان ایرانی از وضع فعلی هم بیشتر زیر سوال خواهد رفت. و ارائه مقاله برای دانشجویان واقعی سخت تر و سخت تر خواهد شد. علاوه بر اینکه این کار اختلال در روند علمی برگزاری کنفرانسها محسوب میشود. پیشنهاد میکنم سریع این پست را حذف کنید و به مساله تقلب جدی تر نگاه کنید.
بنده حقیقتا از برخی اظهار نظرها متعجبم. گفته می شود که مقاله علمی است مقاله ای که ما فقط چکیده اش را داریم و آنهم به گفته یکی از دوستان از جای دیگر کپی شده است، کجایش علمی است؟ برخی می ترسند که دیگر از ایرانیان مقاله قبول نکنند (آیا این اولین باری است که کسی مزخرف برای یک کنفرانس میفرستد؟) و می گویند داوری چنین مقالاتی سخت است و نمی توان آنها را تشخیص داد. اگر قرار باشد که هر کس هر مزخرفی را به کنفرانس بفرستد و داوران از تشخیص سره از نا سره ناتوان باشند چه حاجت است به داور. خب هر کس زودتر مقاله فرستاد قبول شود تا جایی که ظرفیت کنفرانس پر شود و بعد هم همه بیایند مقالاتشان را ارائه دهند. اگر مقاله نوشتن به این راحتی است چرا عده ای به خودشان زحمت تقلب می دهند خب بیایند یک متن بی سروته تهیه کنند و برای کنفرانس بفرستند. اما خوشبختانه اینچنین نیست و در غالب کنفرانس ها چنین مقالاتی را بی تردید رد می شوند و در مورد حاضر هم داوران به دلیل تنبلی یا بی سوادی در مظان اتهام هستند و اگر کنفرانس آنطور که گفته شده نا معتبر باشد این اتفاق فقط موجب افتادن تشت رسوایی برگزارکنندگان آن گردیده است.
بي ادبي نويسندگان نسبت به کنفرانس EGU قابل قبول نيست و از سوي ديگر پذيرفته شدن اين مقاله در يک "کنفرانس معمولي" هم براي کساني که فعاليت علمي دارند چيز عجيبي نمي باشد. اما اين ماجرا مي تواند پيام آموزنده اي براي کساني (در داخل) داشته باشد که بجز شمردن تعداد مقالات کار ديگري بلد نيستند و به آنها نشان دهد که نسبت "مقاله" با "علم" چيست و به عبارت ديگر توليد مقاله با توليد علم چه تفاوتي دارد.
I would like also, as a couple of friends pointed out already, to say that contributing to science and knowledge is completely different from publishing papers. Unfortunately, that's one of the wrong ways by which we, in Iranian academies , usually measure science advancement. But, I would argue how many papers in a single year in a specific department (say CS department) do we produce that will gain a high citation impact factor? How many researchers are there in a given field with an h-index of higher than say 20? Publishing worthless papers is as easy as spending several hundred dollars. I do not blame solely those who have done this, but also the system in which so-called researchers thrive!!!
سلام. به نظر من ، این ، بی انصافی دوستان مدافع ارائه ی این گونه مقالات است . واقعاً به این قشر افراد تحصیل کرده تاسف می خورم. تصور من اینه که نویسنده ی مقاله ، دچار نوعی بیماری وسواسی است و همین بیماری به احتمال زیاد در متخصص شدن ایشان نقش بزرگی داشته.در تخصص ایشان در رشته ی تحصیلی اش شک ندارم با این حال مطمئنم که در هیچ زمینه ی دیگری ، غیر از درس پیشرفتی ندارد که حتی تفریحات خودش را هم به این کار اختصاص داده. دوست عزیز ، اگر از جریان عمده ی داخل کشور ، که فقط تعداد مقالات را ، معیار پیشرفت علمی می شمرد عصبانی هستی ، شاید دلیلش این باشد که از جامعه انتظار داری به امثال تو که تمام وقت ، عمر و انرژیش را صرف علم کرده بیشتر بها بدهد ، در غیر این صورت اگر مکانیزم بهتری را می شناسی ، اعلام کن.
اگر فکر میکنی این کارها ، پیشرفت صنعتی ما را مختل میکند و انرژی جوانان ما را صرف نوعی رقابت بیهوده می کند ، بدان که این ها نتیجه و سیاست نظام ماست نه مقالت دانشگاه ها. امتداد این جور بدبینی ها ، وسیاه شمردن ها که نه واقعیت بلکه نوعی احساس درونی شما نسبت به محیط اطرافت را نشان می دهد و بیشتر زمینه ی روانشناختی دارد تا علمی ، احتمالاً شما را به ناامیدی بسیار بیشتری سوق می دهد و از طرفی احتمالاً نوعی غرور کاذب ایجاد می کند که شما را از جامعه ایزوله می کند. شما به شدت پدیده های اطرافت را تعمیم می دهی و فکر می کنی حالا با ارائه ی این یک مقاله و تفسیر غیر منصفانه ات ، اعتبار علمی این گونه موسسات را زیر سوال بردی که این طور نیست. به احتمال زیاد ، شما از آن دسته افرادی هستی که ایران را بی فایده برای تحصیل می دانی و شوق زیادی برای تحصیل در خارج از کشور داری. اما این نکته را به یاد داشته باش که این نتیجه توحش تخصص است و در هر کجا که باشی ، وضع همین است ، چرا که درون تو مشکل وجود دارد. حتی برخی افراد شبیه به شما ، آنقدر سطح علمی دانشگاه های کشور را پایین می دانند که حاضرند در دوره فوق لیسانس شرکت نکنند و ایران بمانند تا اینکه فرصتی ایجاد شود و به خارج مهاجرت کنند. قطعاً سطح دانشگاه های ایران بسیار پایین است و من هم اگر بتوانم برای تحصیل مهاجرت می کنم ، اما این برخورد رادیکال این گونه افراد است که مشکل آفرین برای زندگی شخصیشان می شود. امید وارم تمام این حدس های من غلط باشد اما اگر این طور نبود سعی کن دیدت را عوض کنی.خواهش می کنم این Comment را پاک نکنید.
این بلاگ به همت تعدادی از استادان دانشگاههای کشور ایجاد شده است و هدف آن مبارزه با تخلف یا تقلب علمی در دانشگاهها چه از سوی دانشجویان و چه از سوی برخی از اعضای هیات علمی است. متاسفانه ما شاهد گسترش حرکتهای غیر اخلاقی در فضای علمی کشور هستیم که با انگیزههایی چون اخذ مدرک یا ارتقای مرتبهی دانشگاهی صورت میگیرتد.
ما با هرگونه تقلب مخالفیم و سکوت در برابر آنرا هم جایز نمیدانیم. در این بلاگ قصد داریم برخی موارد و روشهای تقلب را بیان و ضمن آموزش به دانشجویان و تلاش برای اشاعهی اخلاق و آداب حرفهای در جمع خودمان، مسولان را وادار کنیم تا به مشکل تقلب و ریشههای آن واکنش جدی نشان دهند.
29 نظر:
دکتر ما که مردیم از خنده، خدا خیرتون بده
:))
آدم وسوسه میشه از این سبک مقاله ها بفرسته و بعد هم به ویراستارهای مجله یا داورهای کنفرانس بگه قضیه چی بوده
سلام. رشته تخصصی من ژئودزی هست و پس از مطالعه خلاصه مقاله میتوان گفت که جز سطر آخر آن بقیه موارد علمی و دارای معنی میباشند. در این مقاله ادعای ارائه روش جدیدی شده که عنوان معلوم الحالی برای ما ایرانیها دارد! ولی از نظر یک متخصص خارجی فرض بر ارائه یک روش جدید بوده ضمنا سطر آخر مقاله هم با زیرکی خاصی تدوین شده. به هر حال از تعدادی از هموطنان ما چنین چیزهای میشه انتظار داشت چون سوادو شخصیتشان در حد همین کلمات هست!
به نظرم حتی مسخره کردن هم حد و حدودی
دارد این کار را هر فردی به هر منظوری انجام داده در شان یک محقق نیست میتوانست طور بهتری اعتراض کند مثل دانشجویان ام ای تی اگر داوران کنفرانس بفهمند
قضیه چه بوده قطعا دیدشان به
ما تغییر پیدا میکند
فاصله بسیاری از مقالاتی که ما در کنفرانسهای بین المللی چاپ می کنیم تا مقاله کله پاچه کمتره تا فاصله آنها تا مقالاتی که تکنولوژیهای جدید رو توی کنفرانسها پیشنهاد میکنن. یعنی اینکه بقیه مقالات رو هم اگه خوب کالبدشکافی کنیم میبینیم که خیلی با این فرق نداره فقط زبان آن ظاهر بهتری داره
با این شوخی ها بزودی هیچ کجای دنیا از ایرانیها مقاله هم قبول نخواهند کرد. بعد بشینین پتیشن امضا کنین.
Shameful act...
به نظر میاد که یک یا چند نفر از دست این کنفرانس های بی ارزش (که تعدادی هم ایرانی مقاله در آنها چاپ می کنند) به ستوه آمده و دست به این اقدام جالب زده اند:
دست انداختن مجریان این کنفرانس ها و نویسندگان آنها.
لابدمولفین محترم دویست و خورده ای یورو بابت ثبت نام پرداخت کرده اند! حیف پول بی زبان!
اصولا این روز ها کنفرانس - چه داخلی و چه خارجی - بیشتر مفهوم "یه چند روزی دور هم باشیم" دارد تا "ارائه آخرین یافته های علمی و تحقیقاتی"
. من تصور می کنم تا یکی دو سال دیگر مفهوم اول غالب شده و محققین برای ارائه "بهترین جوک سال در رشته خودشان" رقابت خواهند کرد.
به نظر من به حای اینکه بیشتر سطح کنفرانسها و داوریها را به سخره بگیریم بایستی به حال سو رفتار اینگونه افراد تاسف بخوریم. عمکرد این افراد باعث خدشه دار شدن وجه ایرانیان و محققین واقعی خواهد شد.
همانگونه که دیگر دوستان اشاره کردند، بجز یک سطر مابقی خلاصه مقاله حاوی اطلاعات علمی است لیکن به طرز ماهرانه ای طراحی شده که قطعا در نظر کسی که با این واژه ها آشنایی ندارد ، قابل شناسایی نیست.
ضمنا این مقاله در بخش پوستر پذیرفته شده و در این بخش معمولا مجالی به ایده های جدید داده می شود و شیوه داوری آن با مقاله کامل متفاوت است.
به نظر من اساتید محترم بایستی موضوع این مقاله و ابعاد منفی آنرا برای دانشجویان تشریح نموده و اینگونه اعمال را تقبیح نمایند.
صدها مورد از دستبردهای فکری ایرانیان را در همین سایت دیده ایم و اگر کنفرانس های خارجی بخواهند روزی مقالات ایرانیان را قبول نکنند به خاطر آنهاست نه به خاطر چنین مقالاتی
این مقاله مسلما بار علمی ندارد و اگر کسی واقعا بر روی کاری زحمت کشیده باشد آن را به اینصورت ضایع نمی کند. متن این مقاله مسلما چیزی است شبیه مقالات تولید شده توسط کامپیوتر. بی سرو ته اما با متنی سنگین.
هدف کسانی که چنین مقالاتی را به کنفرانس ها ارسال می کنند این است که به همگان نشان دهند داوری مقالات تا چه حد سست است. هیچ انتقادی چه از نظر علمی و چه از نظر اخلاقی بر نویسندگان این مقالات وارد نیست و ایران را نیز بی آبرو نمی کنند
انتقاد زمانی وارد است که نویسنده محترم همین مقاله را بفرستد ولی به جای اسامی جناب گوسفند و بز و بره سفید ،بلانسبت، نام خود و دو تن از همکاران یا همکلاسی های خود را بالای مقاله بنویسد و از امتیاز پژوهشی و یا نمره پایان نامه آن بهره مند شود.
سلام
اولاً اگر قرار بود به خاطر چاپ یک چکیده تقلبی در یک کنفرانس، مقالات ایرانیها «بایکوت» شوند، قبل از آن باید این اتفاق برای پیش کسوت های این موضوع در دانشگاه ام آی تی رخ می داد.
ثانیاً، به نظر بنده این مقاله یک مقاله جدی است و مخاطب آن هم همه ایرانی هایی هستند که کار آنها به پژوهش مرتبط است. استاد و دانشجوی ایرانی پس از خواندن این چکیده باید از خود سوال کند که آیا ارزش مقالاتی که ارائه کرده یا خواهد کرد، بیشتر از این مقاله است؟ متولیان پژوهش و علم سنجی نیز باید به فکر فرو روند که آیا واقعاً شمارش «تعداد» مقالات روش مناسبی برای ارزیابی پیشرفتهای پژوهشی است؟ انصافاً اگر در همین مقاله به جای کله پاچه از عبارت دهن پرکنی نظیر
support vector machine
استفاده می شد و مثلاً به جای آبلیمو از
statistical analysis
چه کسی اصلاً در عدم اصالت این چکیده تردید می کرد؟
من تصور میکنم بیش از تقلب مشکل جامعه علمی ایرانی مقالاتی باشند که حرف زیادی برای گفتن ندارند به عنوان مثال فردی به نتایج یک مقاله میرسد و سپس ذوق زده میشود و آن را تبدیل به یک مقاله جدید میکند. اصولا تشخیص این مقاله ها هم برای داور کار ساده ای نیست تنها چیزی که میتواند این مقالات را تمیز دهد کسانی هستند که موضوع کاریشان خیلی نزدیک به موضوع یاد شده است. که اساسا دسترسی به این افراد هم کار ساده ای نیست. ولی در نهایت میبینیم که تعداد مقالات پر ارجاع ایرانی به مقالات یکی از دانشگاه های خوب دنیا هم نمیرسد که اصولا چون یک میانگین گیری از کل سیستم است نمیتوان آن را به گردن موضوع و یا شرایط ویژه یا غیره انداخت.
سلام،
همانطور كه آقاي كيامهر نوشته اند اين متن بجز جمله آخر كاملا علمي بوده كه با توجه به مهارت استفاده از كلامات تقلبي، به نظر من هيچگونه ايرادي نمي توان به داوري يك كنفرانس غير بومي وارد كرد. متن اصلي اين مقاله از پارگراف اول مقاله علمي زير كپي شده است،
http://www.bagherbandi.com/abstract/abstract7.pdf
كساني كه تاكنون داوري مقالات بخصوص خلاصه مقالات بين اللملي را انجام داده اند مي دانند كه چرا بنده معتقدم نمي توان به داوري و كنفراس ايراد گرفت
In conference faghat Abstract mikhaste ehtemalan. Vase hamin motevajjeh nashodan. Vali be har hal be nazaram conference khoobi nemitooneste bashe. Author haye maghale hatta esme institution i ke toos hastan ro nayavordan.
Shookhie besiar bi mazze i bood be nazaram.
شرکت در کنفرانس برای کسب امتیاز و ارتقا نیست. بلکه فرصتی است برای تبادل ایده ها و نظرات تازه و آشنايي با پژوهشگران مختلف در یک زمینه تخصصی. بنابراین داوری در کنفرانس که در بیشتر موارد تنها از روی یک چکیده انجام می شود، با داوری مقاله کامل متفاوت است.( البته ظاهرا در رشته های فنی و مهندسی جایگاه کنفرانس کمی متفاوت از سایر رشته ها است.) باید توجه داشت که برگزارکنندگان کنفرانس بر این باورند که ارائه دهنده مقاله در کنفرانس حاضر شده و مقاله کامل خود را به صورت پوستر یا سنخرانی برای جمع زیادی از متخصصان ارائه خواهد کرد که مسلماً مزخرفاتی از قبیل مقاله حاضر را نمی توان ارائه کرد. به هر حال فارغ از جنبه اخلاقی فرستادن چنین مقاله هایی برای کنفرانس، تنها نتیجه ای که می توان گرفت این است که به کنفرانس با دید امتیاز و ارتقا و غیره نباید نگریست.
۱-به نظر تعدادی از دوستان نگراناند که با این کار (فرستادن چنین مقالهای به یک کنفرانس خارجی) حیثیت علمی سایر دانشپژوهان ایرانی و مقالاتشان زیر سوال رود.
۲- از سوی دیگر برخی نیز نسبت به کنفرانسها و مجلات بینالملی آنچنان بدبین شدهاند که احساس میکنند احتمالا اگر در این مقاله جای تعدادی از کلمات با کلمات «دهان پر کن» تری عوض میشد، احتمالا هیچکس به اصالت علمی آن (چه از نظر محتوایی و چه از لحاظ تقلبی نبودن) شک نمیکرد.
--
در این راستا توضیحات زیر شاید مفید باشد.
طبیعتا اولین کاری که بعد از دیدن این مقاله انجام دادم، جست و جوی صفحهی مربوط به مقالات پذیرفته شدهی این کنفرانس در گوگل بود.
http://tinyurl.com/bs6j2w
در نهایت شگفتی متوجه شدم که صفحهی مربوطه توسط گوگل حتی ایندکس هم نشده (که مشخصا عجیب است، از آنجا که گوگل صفحات بسیار پرتتری از یک کنفرانسِ حتی رده پایین را هم سریعا ایندکس میکند.)
[البته این کار را دو روز پیش انجام دادم. الان که خواستم لینک جست و جو را اینجا بگذارم، متوجه شدم که نتایج جست و جو بر خلاف دو روز پیش خالی نیست، که به دلیل گذاشته شدن لینک آن صفحه در روزهای اخیر در وبسایتهای خبری مختلف و همچنین رد و بدل شدن آن بین جامعهی کاربران عمدتا ایرانی اینترنت است.]
بعد از اینکه متوجه عدم ایندکس شدن صفحه توسط گوگل شدم، شروع به جست و جو در مورد کل این وبسایت کردم.
www.copernicus.org
از توضیحات صفحهی اولاش اینطور بر میآید که یک ناشر آنلاین مجانی است. تا اینجا همه چیز خوب است، اما قضیه آنجا جالب میشود که متوجه میشویم این وبسایت در مجامع علمی مربوطه کاملا ناشناخته است و هیچ کس به آن اهمیتای نمیدهد. تا حدی که حتی مدخل ویکیپدیایی برای این ناشر وجود ندارد:
http://en.wikipedia.org/wiki/Copernicus_(disambiguation)
(رجوع کنید به بخش academic institutions)
همچنین این وبسایت بر خلاف ادعای گردانندگاناش هیچ ارتباطای با «جامعهی ژئودزی اروپا» ندارد.
طبعا هر مقالهای را هم که دریافت میکند، انتشار میدهد.
---
تمام این توضیحات بالا در تایید این نکتهی همیشه-گفته-شده در این وبلاگ و جاهای دیگر بود که اصولا کنفرانسها و مجلات معتبر بینالمللی در اکثر موارد کارشان را درست و دقیق انجام میدهند. استثناءها واقعا انگشتشمارند.
و از طرف دیگر فهمیدن این نکته هم که آیا یک کنفرانس، کنفرانس معتبری است یا خیر، معمولا کار چندان سختای نیست. با کمای جست و جو این طرف و آن طرف اینترنت و کمای پرس و جو از همکاران متخصص آن شاخه میتوان تا حد خوبای به میزان اعتبارشان پی برد.
فقط لازم است که صرفا به خارجی/بینالمللی بودن کنفرانس یا به امتیاز آی.اس.آی اش یا به رنکینگ وزارت علوماش اکتفا نشود.
آرش اسدپور-
دو نفر به خوبی اشاره کردند که انتشار این مقاله بیشتر از آنکه خنده داشته باشد به یک واقعیت اشاره می کند که همانا شمارش مقالات برای ارزیابی قدرت آکادمیک افراد و دانشگاه هاست. آقای دکتری را می شناسم که جزو پژوهشگران برتر کشور شناخته شد و در رزومه خود سالها دبیری شیمی و ریاست یکی از واحدهای دانشگاه آزاد را یدک می کشد. طی چند سال گذشته که به یک دانشگاه دولتی منتقل شده هم نزدیک به چهارصد مقاله کنفرانس و ژورنال چاپ کرده است. البته نام کله پاچه توی هیچکدام از مقالات وی وجود ندارد ولی بوی کله پاچه از همه آنها به مشام میرسد.
درست است که این کنفرانس شاید در بین متخصصین ارزش کمی داشته باشد. شاید فلان ژورنال آی اس آی هم خیلی معتبر نباشد ولی فعلا مبنای ارزش گذاری در ایران مقالات افراد است. هرکه مقالاتش بیش اعتبارش بیشتر
نکته ای که برای من جای سوال داره اینه که نویسندگان این مقاله هویت واقعی ندارند و هیچ آدرس ایمیل و نام دانشگاه هم از اونها وجود نداره. اگر به داور خارجی حق بدیم که معنی کله پاچه رو ندونه، اما در مورد ناشناس بودن نویسنده ها فکر نمیکنم بشه توجیهی برای کسی که مقاله رو پذیرفته وجود داشته باشه. نکته دیگه تعداد افراد ایرانی هست که در این کنفرانس مقاله دادن، به نظرم جالبه
http://meetingorganizer.copernicus.org/EGU2009/poster_programme/463
با سلام،
من هم با نظر دوستانی که اینکار و اینطور اعتراض رو خیلی نسنجیده و ناپسند شمرده بودند کاملا موافقم. خدا واقعا آخر و عاقبت اینکار و پیامدهاش رو برای محققین واقعی مملکت ما و کل ایرانی های به خیر بگذرونه. به قول یکی از دوستان اگه بفهمن قضیه چی بوده و قصد مقابله به مثل داشته باشن، دیگه فکر نکنم به این راحتی ها حتی یه خلاصه مقاله از ما ایرانی ها تو مجامع علمی پذیرش کنن.
اینجاست که بزرگان و اساتید و اهل فن ما باید دست به کار بشن یه جوری قضیه رو ختم به خیرش کنن. البته اینکه درپیت بودن این قبیل کنفرانس ها یه جوری بالاخره باید فاش بشه، درش حرفی نیست ولی نه به اینگونه روشها که عواقبش ممکنه برای جایگاه محققین ما دردسر ساز و مشکل ساز بشه.
در خیلی از کنفرانسها، در بخش ارائه پوستر سابمیت کردن یک خلاصه ممکن است بدون داوری جدی انجام گیرد. به هر حال فرض بر این است که دانشجوهایی میخواهند نتایج اولیه کارشان را هرچند غلط یا نامربوط باشد، در حد پوستر ارائه دهند. اصولا فرض بر این نیست که عدهای سوبمیت کردن خلاصه را جزو تفریحاتشان میدانند. هیچ به نتیجه این کار (قرار دادن این تصویر در این وبلاگ) فکر کردهاید؟ از فردا دانشجوهای مریض و بیکار (که تعدادشان در دانشگاههای ایران کم هم نیست) شروع میکنند به بازی مفرح "چرند سابمیت کردن". و بعد با توجه به اینکه کشور و حتی دانشگاهی که از آن مقاله سابمیت شده به راحتی از روی آی پی آدرس قابل شناخت است، اعتبار علمی دانشجویان و محققان ایرانی از وضع فعلی هم بیشتر زیر سوال خواهد رفت. و ارائه مقاله برای دانشجویان واقعی سخت تر و سخت تر خواهد شد. علاوه بر اینکه این کار اختلال در روند علمی برگزاری کنفرانسها محسوب میشود. پیشنهاد میکنم سریع این پست را حذف کنید و به مساله تقلب جدی تر نگاه کنید.
سلام.ما كه زياد حاليمون نشد چي به چيه....
ولي كله پاچه زبووون چشم با آبليمو خداييش خيلي فاز ميده.ما كه گشنمون شد...خدا خيرش نده...
بنده حقیقتا از برخی اظهار نظرها متعجبم. گفته می شود که مقاله علمی است مقاله ای که ما فقط چکیده اش را داریم و آنهم به گفته یکی از دوستان از جای دیگر کپی شده است، کجایش علمی است؟ برخی می ترسند که دیگر از ایرانیان مقاله قبول نکنند (آیا این اولین باری است که کسی مزخرف برای یک کنفرانس میفرستد؟) و می گویند داوری چنین مقالاتی سخت است و نمی توان آنها را تشخیص داد. اگر قرار باشد که هر کس هر مزخرفی را به کنفرانس بفرستد و داوران از تشخیص سره از نا سره ناتوان باشند چه حاجت است به داور. خب هر کس زودتر مقاله فرستاد قبول شود تا جایی که ظرفیت کنفرانس پر شود و بعد هم همه بیایند مقالاتشان را ارائه دهند. اگر مقاله نوشتن به این راحتی است چرا عده ای به خودشان زحمت تقلب می دهند خب بیایند یک متن بی سروته تهیه کنند و برای کنفرانس بفرستند.
اما خوشبختانه اینچنین نیست و در غالب کنفرانس ها چنین مقالاتی را بی تردید رد می شوند و در مورد حاضر هم داوران به دلیل تنبلی یا بی سوادی در مظان اتهام هستند و اگر کنفرانس آنطور که گفته شده نا معتبر باشد این اتفاق فقط موجب افتادن تشت رسوایی برگزارکنندگان آن گردیده است.
دوستان عزیز این مقاله از طرف برگزار کنندگان برگشت خورده است.امیدواریم که نویسندگان مقاله عبرت گرفته باشند
بي ادبي نويسندگان نسبت به کنفرانس EGU قابل قبول نيست و از سوي ديگر پذيرفته شدن اين مقاله در يک "کنفرانس معمولي" هم براي کساني که فعاليت علمي دارند چيز عجيبي نمي باشد.
اما اين ماجرا مي تواند پيام آموزنده اي براي کساني (در داخل) داشته باشد که بجز شمردن تعداد مقالات کار ديگري بلد نيستند و به آنها نشان دهد که نسبت "مقاله" با "علم" چيست و به عبارت ديگر توليد مقاله با توليد علم چه تفاوتي دارد.
I would like also, as a couple of friends pointed out already, to say that contributing to science and knowledge is completely different from publishing papers. Unfortunately, that's one of the wrong ways by which we, in Iranian academies , usually measure science advancement. But, I would argue how many papers in a single year in a specific department (say CS department) do we produce that will gain a high citation impact factor? How many researchers are there in a given field with an h-index of higher than say 20? Publishing worthless papers is as easy as spending several hundred dollars. I do not blame solely those who have done this, but also the system in which so-called researchers thrive!!!
نوشته اند Sadeghi آقای
«متن اصلي اين مقاله از پارگراف اول مقاله علمي زير كپي شده است،
http://www.bagherbandi.com/abstract/abstract7.pdf
»
من به نکته جالبی بر خورد کردم.
خود آن مقاله هم از مقاله دیگری که در آدرس زیر قابل دسترس است، کپی شده است
http://www.ucalgary.ca/~blais/Sahabi2006.pdf
جالب است مگه نه.
آیا این مقاله نیز کپی یک مقاله دیگر است؟
سلام. به نظر من ، این ، بی انصافی دوستان مدافع ارائه ی این گونه مقالات است . واقعاً به این قشر افراد تحصیل کرده تاسف می خورم.
تصور من اینه که نویسنده ی مقاله ، دچار نوعی بیماری وسواسی است و همین بیماری به احتمال زیاد در متخصص شدن ایشان نقش بزرگی داشته.در تخصص ایشان در رشته ی تحصیلی اش شک ندارم با این حال مطمئنم که در هیچ زمینه ی دیگری ، غیر از درس پیشرفتی ندارد که حتی تفریحات خودش را هم به این کار اختصاص داده.
دوست عزیز ، اگر از جریان عمده ی داخل کشور ، که فقط تعداد مقالات را ، معیار پیشرفت علمی می شمرد عصبانی هستی ، شاید دلیلش این باشد که از جامعه انتظار داری به امثال تو که تمام وقت ، عمر و انرژیش را صرف علم کرده بیشتر بها بدهد ، در غیر این صورت اگر مکانیزم بهتری را می شناسی ، اعلام کن.
اگر فکر میکنی این کارها ، پیشرفت صنعتی ما را مختل میکند و انرژی جوانان ما را صرف نوعی رقابت بیهوده می کند ، بدان که این ها نتیجه و سیاست نظام ماست نه مقالت دانشگاه ها.
امتداد این جور بدبینی ها ، وسیاه شمردن ها که نه واقعیت بلکه نوعی احساس درونی شما نسبت به محیط اطرافت را نشان می دهد و بیشتر زمینه ی روانشناختی دارد تا علمی ، احتمالاً شما را به ناامیدی بسیار بیشتری سوق می دهد و از طرفی احتمالاً نوعی غرور کاذب ایجاد می کند که شما را از جامعه ایزوله می کند.
شما به شدت پدیده های اطرافت را تعمیم می دهی و فکر می کنی حالا با ارائه ی این یک مقاله و تفسیر غیر منصفانه ات ، اعتبار علمی این گونه موسسات را زیر سوال بردی که این طور نیست.
به احتمال زیاد ، شما از آن دسته افرادی هستی که ایران را بی فایده برای تحصیل می دانی و شوق زیادی برای تحصیل در خارج از کشور داری. اما این نکته را به یاد داشته باش که این نتیجه توحش تخصص است و در هر کجا که باشی ، وضع همین است ، چرا که درون تو مشکل وجود دارد.
حتی برخی افراد شبیه به شما ، آنقدر سطح علمی دانشگاه های کشور را پایین می دانند که حاضرند در دوره فوق لیسانس شرکت نکنند و ایران بمانند تا اینکه فرصتی ایجاد شود و به خارج مهاجرت کنند.
قطعاً سطح دانشگاه های ایران بسیار پایین است و من هم اگر بتوانم برای تحصیل مهاجرت می کنم ، اما این برخورد رادیکال این گونه افراد است که مشکل آفرین برای زندگی شخصیشان می شود.
امید وارم تمام این حدس های من غلط باشد اما اگر این طور نبود سعی کن دیدت را عوض کنی.خواهش می کنم این Comment را پاک نکنید.
ارسال يک نظر