اطلاعیه مهم

توجه: از این پس ما را در آدرس جدیدمان در بلاگ بیان دنبال کنید

استادان علیه تقلب :: pap.blog.ir

۱۳۸۷ دی ۱۴, شنبه

آیا همه باید دانشیار و استاد‌تمام شوند؟

این سوال مدتی است ذهنم را درگیر ساخته است. برخی مرتبه‌ی دانشیاری و نیز استاد‌تمامی را یک حق برای خود و دیگران می‌دانند و معتقدند آنان‌که مطابق مقررات وزارت علوم امتیاز لازم را برای ارتقاء به دست می‌آورند، باید به حق خود برسند تا کمی به حقوق ماهیانه‌ای که می‌گیرند اضافه شود.

قدیم‌ها که دانش‌جوی دکتری نبود یا کم بود، برای کسب امتیاز لازم برای ارتقاء، متقاضی باید خودش و بدون کمک دیگران حداقل یک مقاله‌ی پژوهشی، حتا در مجلات معتبر داخلی چاپ و چندین سال تدریس می‌کرد تا امتیاز لازم را به دست آورد. همه یادشان هست که به علت قلت تعداد استادان، معمولا این افراد چندین مسولیت در داخل و خارج دانشگاه را هم بدوش می‌کشیدند و نگارش یک مقاله به تنهایی کاری دشوار و با ارزش بود.

اما اکنون، حتا در دانشگاه‌های خیلی خوب، مثل شریف، به برکت چند دانش‌جوی دکتری باهوش که کم هم نیستند، فرد می‌توان با وجود داشتن شرایطی مانند زیر مثل آب خوردن، امتیاز لازم را برای مرتبه‌ی دانشیاری و نیز استاد‌تمامی «کسب‌» کند:
  • درس‌های پژوهشی (ارشد) که استاد می‌دهد در زمینه‌ی A است ولی مقاله‌هایش که از کار دانش‌چوی دکتری او به دست آمده در زمینه‌های کاملا متفاوت C، B و ..
  • استاد ممکن است اصلا توانایی علمی برای فهم مفاله‌ای که خود یکی از مولفانش هست نداشته باشد.
  • استاد ممکن است توانایی نگارش مقاله‌ی مستقل به زبان انگلیسی (یا زبان دیگر) را نداشته باشد، چون یا سال‌ها از زمانی که دکتری گرفته گذشته یا اصلا خودش تا کنون مقاله‌ی مستقلی ننوشته است.
  • استاد ممکن است نتواند حتا یک سخن‌رانی علمی به زبان انگلیسی (یا یک زبان دیگر) ارائه دهد.
  • استاد ممکن است هم‌زمان مدیر عامل یک شرکت باشد یا چند مسولیت وقت‌گیر در دانشگاه یا وزارت‌‌خانه‌های دیگر داشته باشد.

بوده‌اند افرادی که تا قبل از پذیرش دانش‌چویان دکتری، به سختی رسمی آزمایشی و سپس پس از سال‌ها به صورت ناپلئونی رسمی قطعی شدند، اما با ورود دانش‌جوی دکتری یک‌باره دانشیار شدند وشاید حال متقاضی کسب مرتبه‌ی استادتمامی باشند.

دانش‌جویان دکتری‌ این امور را به خوبی می‌دانند و خیلی از مسایل را متوجه‌اند. این‌ها به ما و به این سیستم ارتقاء می‌خندند. آیا وقت آن نرسیده که برخی از دانشگاه‌های خوب پیش‌گام شوند و فکری برای این معضل نمایند؟

آیین‌نامه‌ی جدید وزارت علوم برای ارتقای علمی، با همه‌ی کاستی‌هایی که دارد، خواسته است که فرد متقاضی دانشیاری یا استادی نقش «محوری» یا leading role در پژوهش داشته باشد و آن‌را برای ارتقا به مرتبه‌ی استادی ضروری دانسته است. آیا تفسیر این کلمه با هیات ممیزه‌ی دانشگاه‌ها نیست؟ پس چرا خیری از آن‌ها نیست؟

۱۳۸۷ دی ۹, دوشنبه

یک گام به پیش

همکاران گرامی

بنظر می رسد که در دعوت قبلی خود با تعارف تهیه غذا از کافه تریای دانشکده پا را از حریم یک میزبان خوب فرا تر گذاشتم. از این بابت از دوستان پوزش خواسته و در نوبت بعد خودم آشپزی خواهم کرد 

من با علاقه بیانات علاقمندان را دنبال کردم بخصوص بیانات آقای پیامی، آقای ریاضی و آقای دکتر دنیا گر را مطالعه کردم. بر این اساس به دو دلیل تصمیم گرفتم که خلاصه اجرایی را برای مدیرکل امور پژوهشی دانشگاه تهران ارسال نکنم: ا

اول اینکه تعجیل در این امر  بدون در نظر گرفتن همه ابعاد مسئله ممکن است در دانشگاه تهران به رویه و روالی منجر شود که برای همه دانشگاه های ایران قابل اجرا نباشد. به عبارت دیگر ممکن است استانداردسازی اجرا بطور بسنده مورد راست آزمایی قرار نگیرد

دوم بعد از خواندن مطالب دوستان تصمیم گرفتم که این طوفان مغزی را تله ماتیک تر کنم. پروتکلی موسوم به آی.دیو. یو. که در اواسط دهه 1980 در ایالات متحده برای توسعه محصول بکار گرفته می شد را به این منظور اصلاح کردم. به موارد زیر توجه کنید::

یک عضو هیئت علمی در دانشکده شما عضو دیگری  را به تاراج فکری یا نقض مالکیت فکری متهم می کند. اگر مورد به شما احاله گردد چه خواهید کرد؟

دانشجویی از استادی نزد شما شکایت می کند که از وی در تحقیقی که در آن کار از دانشجو و هدایت از استاد بوده است اعتبار لازم دریغ شده است. یا اینکه قسمت اعظم دوندگیها با دانشجو بوده است. از طرفی عضو هیئت علمی دانشجو را به دزدی یا نا اهلی در کار علمی یا بدتر تصرف و تملک سوء ایده ناب تحقیقاتی متهم می کند. رویکرد شما به مسئله چگونه است؟

استادی از یک دانشگاه دیرپا در خارج کشور یکی از اعضای هیئت علمی دانشگاه شما را به سرقت علمی و ایراد فعلی بر خلاف شئونات رویه علمی متهم می کند. شما برای استاد مذکور احضاریه ثبوت شهادت را ارسال می دارید. استاد مذکور برای شما یک سوگند نامه ارسال می کند. اعتراض ممکن است به موردی باشد که بر اساس آیین نامه های داخلی و قوانین محلی شما تاراج علمی محسوب نمی گردد، اما در کشور استاد مدعی جرم تلقی گردد. فرایند حکمیت را چگونه می بینید؟

پاسخ های خود را به 200 کلمه محدود کرده و برای دستیار پژوهشی من سرکار خانم شاهد رشیدی به نشانی زیر

Shahed Rashidi AT Yahoo.com
ارسال نمایید. در طی چهار روز آینده من یا خانم رشیدی با شما برای درک بهتر پاسخ شما تماس خواهیم 
گرفت. علیرغم رعایت روال دقیق ناشناس ماندن، مستدعی است به ما مجوز دهید تا برخی از موارد مطروحه را با سایر اعضای این بلاگ در میان بگذاریم. اگر هم در کار کاستی می بینید لطفا من و سایر اعضای آزمایشگاه را در جریان امر قرار دهید. در ضمن به این سوال فکر کنید که آیا مثل هکر کلاه سفید، تاراج گر سفید هم داریم یا نه؟

از صبر شما سپاسگزارم

نادر نقشینه. 

دوم 

One Step at a time

Dear colleagues
With the exception of Mr. Marashi of Shiraz who had shown interest but could not make it over for the meeting, and one colleague from carnegie Mellon U, Portugal branch, who said that he might do a web conference, the meeting in the Lab did not take place with our associates. Most probably I had overstepped the bounds of being a good host by offering food from our canteen. For the next meeting I cook. 

However, there had been a tremendous response by our graduate students. I was incessently grilled about the issue. Some interesting ideas were floored, I decided to hold the reins on sending that executive summary to the University of Tehran Administrative Central for two reasons:

1- If University of Tehran rush the matter of anti-plagiarism and academic Misconduct protocol,  there is a distinct possibility of letting the genie out of the bottle too soon. Many universities may attempt to follow suite without having the means of implementing nor enforcing the measures effectively. We might cook the goose prematurely

2- I have been following the posts and comments of many interested parties, especially Dr. Donyagar, Mr. riazi, and Unstructured Observation.  I have decided to modify a technique I learned for product development, called IDEO U for this exercise. While my invitation stands (for Dr. Donyagar the offer is good whenever he visits Iran), I hope that interested parties should consider the following:


A) A Faculty member accuses another faculty member of plagiarism or infringement of intellectual property. If they refer the case to you what would you do?

B) A student complains about a member of faculty not giving credit where credit is due in a research that was under the faculty member direction but executed by the student, or that the student did the primary legwork. The faculty member accuses the  student of theft and misconduct or worst misappropriation of original research ideas. How would you approach the issue.

C) A professor from an established university accuses a member of your faculty of mispropriety of intellectual domain, in another word,  unabashed plagiarism. You send him a missive of  attestation, he/she sends over a sworn statement. Under the local law or even by-laws of your university the act may not be plagiarism, but it could be under the foreign professor's country of origin. How do you foresee the arbitration process?

Please limit your responses to no more than 200 words per scenario and send it to my research assistant, Miss Shahed Rashidi at Shahedrashidi  AT  yahoo.com.

In the course of the next four days Miss Rashidi would also contact some of the members, founders and supporters of this blog. Please make certain that we have the right to discuss some of your points with others. We would follow a strict anonymity procedure but it would be nice if you let us know of any fine details we might miss.  Please also consider the fact that whether in your opinion do we have any white plagiarism like white hacking we use in security audits?

With best regards

Nader Naghshineh
Information Studies Lab
University of Tehran


P.S. A farsi translation will follow shortly