اطلاعیه مهم

توجه: از این پس ما را در آدرس جدیدمان در بلاگ بیان دنبال کنید

استادان علیه تقلب :: pap.blog.ir

۱۳۸۷ مهر ۲۶, جمعه

کاوشی در عوامل چاپ مقالات مشابه در مجلات علمی پژوهشی

از: محمد ابطحی

دستیابی به جایگاه اول علمی در منطقه یکی از بخشهای سند چشم انداز بیست ساله کشور است. یکی از نشانه های توسعه علمی تعداد مقالات پژوهشی است که در مجلات علمی پژوهشی داخلی و مجلات ISI منتشر می شود. در سالهای اخیر در مورد جایگاه مجلات ISI و قرار گرفتن آن به عنوان معیار سنجش توسعه علمی تردیدهایی صورت گرفته و تلاش شده که حل مسائل داخلی و انعکاس آن در نشریات داخلی در اولویت قرار گیرد. اما این مسئله محقق نمی شود مگر با تلاش و نظارت تمامی اشخاص حقیقی و حقوقی و مراکز آموزشی و پژوهشی و به بیان دیگر با شکل گرفتن جامعه علمی به معنایی که در ادبیات جامعه شناسی و فلسفه علم از آن یاد می شود.

چند روز پیش فصلنامه دانش مدیریت به دستم رسید. داشتم فهرست مقالات آن را می خواندم که نگاهم به عنوانی کاملا آشنا افتاد. نام مقاله و نویسنده را قبلا در مجله ای دیگر دیده بودم. به مجله قبلی مراجعه کردم و دریافتم که دو مقاله دقیقا مشابه است. تنها تفاوت این دو مقاله در آن بود که یکی روش تحقیق آمیخته را رویکردی برتر برای پژوهش در عرصه مدیریت و دیگری رویکردی برتر برای پژوهش در عرصه تعلیم و تربیت معرفی کرده بود. این دو مقاله عبارتند از:

1. روش تحقیق آمیخته: رویکردی برتر برای مطالعات مدیریت، ع.ب.ه، فصلنامه علمی پژوهشی دانش مدیریت، دوره 21 شماره 81، تابستان 1387، ص 19-37.

2. روش های تحقیق آمیخته: رویکردی برتر برای کند و کاو در مسائل نظام آموزشی و حل آنها، ع.ب.ه، مجله علمی پژوهشی روانشناسی و علوم تربیتی، سال 37، شماره 3، پائیز 1386، ص 101-119.

آری غیر از چند جمله بسیار مختصر و یک مثال، دیگر بخشهای مقاله، حتی جمله بندی های آن کاملا شبیه هم بود. از این قبیل اتفاقات گاه و بی گاه در مجلات علمی پژوهشی کشور مشاهده می شود. در این مقاله برآن هستم تا به کاوشی در علل و دلایل وقوع یک چنین پدیده ای پرداخته و با بهره گیری از نظرات اساتید و پژوهشگران و مسئولان امر راهکارهایی برای پیشگیری از وقوع این قبیل موارد پیشنهاد شود.

در یک جمع بندی کلی می توان عوامل چندی از جمله تعهد اخلاقی و علمی نویسنده، فضای نشریات علمی کشور، فرایند ارزیابی مقالات، آئین نامه ها و عملکرد کمیسیون بررسی نشریات علمی وزارت علوم، آئین نامه ارتقاء اعضاء هیئت علمی، رسانه های جمعی و ... را در وقوع این پدیده موثر دانست.

عدم تعهد علمی و اخلاقی نویسنده مقاله:

1. یکی از شروط نشریات علمی پژوهشی آن است که مقاله قبلا یا همزمان برای نشریه دیگری ارسال نشده باشد. نویسنده ای با سابقه ای که این شرط را نادیده می گیرد، به تعهد اخلاقی و علمی عمل نکرده است.

2. انگیزه های مالی نویسنده مقاله: برخی نشریات به نویسندگان مقاله حق التالیف پرداخت می کنند. از طرف دیگر مطابق مصوبه وزارت علوم، وقتی عضو هیئت علمی مرکزی، مقاله ای را در یک نشریه علمی پژوهشی منتشر کند، آن مرکز موظف است طبق محاسبات مشخص شده مبلغی را به نویسنده پرداخت کند.

3. انگیزه ارتقاء رتبه علمی: مطابق آئین نامه ارتقاء اعضاء هیئت علمی مراکز آموزشی و پژوهشی وزارت علوم، هر مقاله پژوهشی هفت امتیاز دارد. ارتقاء رتبه دانشگاهی علاوه بر افزایش اعتبار دانشگاهی، مزایای اقتصادی نیز برای عضو هیئت علمی به همراه دارد.

فضای عمومی نشریات علمی کشور:

4. عدم پایبندی به آئین نامه اعتبار نشریات علمی: مطابق آئین نامه اعتبار نشریات علمی، نشریات علمی پژوهشی باید به درج مقالاتی اقدام کنند که نتیجه یک پژوهش بوده و دربردارنده یک نوآوری باشد. مقاله مورد بحث اصولا یک مقاله پژوهشی نبوده و نوآوری هم در بر ندارد و صرفا یک مقاله مروری و ترویجی به حساب می آید.

5. امور داخلی نشریات علمی کشور: بقای یک نشریه علمی وابسته به کمیت و کیفیت مقالاتی است که دریافت و منتشر می کند. از طرف دیگر با توجه به کثرت مجلات علمی! کشور، تعداد مجلات علمی پژوهشی بیش از تعداد مقالات پژوهشی تولید شده است. نتیجه آنکه نشریات برای کسب اعتبار و بقای خویش دست به دامان اساتید شناخته شده می شوند و با اصرارهای مدام خود، زمینه های تهیه مقاله ترویجی در قالب پژوهشی و حتی ارسال مقاله مشابه به دو نشریه را فراهم می آورند.

6. با توجه به آئین نامه اعتبار نشریات علمی، نشریات علمی موظف بر چاپ 7-8 مقاله در هر شماره هستند. این امر باعث می شود در مواردی که یک نشریه با کمبود مقاله روبرو می شود(نشانه کمبود مقاله تاخیر زیاد نشریات علمی پژوهشی در چاپ مجله می باشد) برخی از مقالات را با توجه به درجه علمی یا موقعیت نویسنده آن یا حتی با ملاحظات دیگر، از فرایند ارزیابی خارج کرده و به نشر آن اقدام می کنند.

فرایند ارزیابی مقالات:

7. عدم صلاحیت ارزیابان: رسم نشریات علمی پژوهشی آن است که یک مقاله را برای سه داور ارسال می کنند. عبور از این مرحله به این معناست که آن مقاله مورد تایید جامعه علمی قرار دارد. حال سوالی مطرح می شود که چرا سه ارزیاب متوجه تکراری بودن یک مقاله نشده اند؟ عوامل چندی در این زمینه موثر است. برای مثال اساتید ارجمند تمایلی یا فرصتی برای خواندن مقالات داخلی ندارند. نشانه این آن است که اساتید داخلی کمتر به مقالات داخلی (البته به استثنای مقالات خودشان) ارجاع می دهند.

8. محدود بودن حوزه اطلاعات ارزیاب: عامل دیگر که در این مورد خاص نقش برجسته تری دارد آن است که ارزیابان یک نشریه تخصصی که در حوزه خاصی از علوم فعالیت می کند، معمولا از اساتید همان حوزه علمی انتخاب می شوند. این اساتید در بهترین شرایط مقالات نشریات علمی حوزه خود را مطالعه می کنند، اما نمی توان از آنها انتظار داشت که مجلات علمی دیگر رشته ها را هم مطالعه کنند. در مورد مورد بحث یکی از مقالات در نشریه تخصصی مدیریت و دیگری در نشریه تخصصی روانشناسی و علوم تربیتی چاپ شده و احتمالا برای ارزیابان محترم این امکان وجود نداشته که متوجه تکراری بودن مقاله بشوند.

9. تاخیر در چاپ مقاله و اختلال در فرایند ارزیابی: با توجه به اینکه مقاله مورد بحث در شماره پائیز 1386 مجله روانشناسی و علوم تربیتی و شماره تابستان 1387 فصلنامه مدیریت به چاپ رسیده است، کدام یک از دو نشریه فوق در فرایند ارزیابی بی دقتی کرده اند؟ در وهله اول به نظر می رسد فصلنامه دانش مدیریت که چند فصل بعد از مجله روانشناسی و علوم تربیتی منتشر شده، در ارزیابی بی دقتی کرده است. اما این دیدگاه مبتنی بر این پیش فرض است که مجله روانشناسی و علوم تربیتی واقعا در پائیز 1386 منتشر شده باشد. در این صورت می توانستیم انتظار داشته باشیم که ارزیابان فصلنامه دانش مدیریت متوجه تکراری بودن مقاله بشوند، اما تحقیق انجام شده نشان می دهد که شماره مورد بحث مجله روانشناسی و علوم تربیتی در اواخر تابستان 1387 منتشر شده است.

کمیسیون بررسی نشریات علمی کشور

10. نوع نگاه کمیسیون بررسی نشریات علمی کشور به مسئله: نگاه صوری کمیسیون بررسی نشریات علمی به مسائل، عامل دیگری است که در این زمینه ایفای نقش کرده است. نداشتن تعریف روشن از مقاله پژوهشی، اعتماد به اعضاء هیئت تحریریه و ارزیابی های ادعا شده با وجود اینکه بسیاری از اعضاء هیئت تحریریه مجلات در جریان فعالیت های فصلنامه نیستند و حتی از مقالاتی که در نشریه منتشر می شود، خبر ندارند و ... با این نگاه صوری هیچگاه نشریه علمی نمی تواند نماینده جامعه علمی در کشور باشد.

11.ضعف عملکرد نظارتی کمیسیون بررسی نشریات علمی: کمیسیون بررسی نشریات علمی باید به دقت به وظیفه نظارتی خود عمل کند. چرا درصد بالایی از اعضاء هیئت تحریریه برخی از مجلات علمی پژوهشی از اعضاء مرکز وابسته هستند؟ چرا در یک شماره بیش از حد مجاز مقالات توسط اعضاء هیئت تحریریه نوشته شده است؟ چرا کمیسیون بررسی نشریات علمی تخصصی شدن نشریات را به جد دنبال نمی کند. وقتی صحبت از تخصصی شدن نشریات می شود، انتظار می رود که حتی نشریه ای تحت عنوان دانش مدیریت نداشته باشیم و هر یک از نشریات مدیریتی به یکی از حوزه های این دانش بپردازند. با این وضعیت تکلیف مجله روانشناسی و علوم تربیتی هم روشن می شود. البته باز هم این مجله از وضعیت بهتری برخوردار است چرا که نشریات علمی پژوهشی وابسته به دانشگاه ها(برای مثال دانشگاه شیراز) هر شماره به یک رشته اختصاص دارد و شرط دیگر آئین نامه مبنی بر اینکه در هر موضوع در هر سال دست کم دو شماره منتشر شود را رعایت نمی کنند. اگر کمیسیون بررسی نشریات تخصصی شدن حوزه فعالیت نشریات را دنبال می کرد و نشریات مجبور بودند حوزه فعالیت خودشان را در اساسنامه شان به دقت بیان کنند و آن را به اطلاع همگان برسانند و از پذیرش مقالاتی که اختصاص به حوزه فعالیتشان ندارد، خودداری می کردند، این قبیل اتفاقات کمتر رخ می داد. برای مثال اگر نشریه تخصصی که به مباحث عام روش تحقیق بپردازد در کشور وجود داشت و فصلنامه دانش مدیریت و مجله روانشناسی و علوم تربیتی از پذیرش مقاله ای عام در بحث روش خودداری می کردند، یک چنین اتفاقی نمی افتاد. آیا کمیسیون بررسی نشریات نباید برای این قبیل موارد(چاپ مقاله تکراری، انتشار دیرهنگام نشریه، چاپ مقاله ای که به صورت تخصصی وابسته به حوزه فعالیت آن نشریه نیست و ...) امتیاز منفی به نشریات بدهد؟

وزارت علوم تحقیقات و فناوری

12. ریشه تمامی این مشکلات را باید در قوانین بخشهای مختلف وزارت علوم دید. وقتی ارتقاء اعضاء مستلزم چاپ مقاله در نشریات علمی پژوهشی می شود نه کیفیت مقاله، زمینه های فساد در جامعه علمی فراهم می آید. استاد مقاله دانشجوی خود را به نام خود یا با کلی گذشت با نام مشترک چاپ می کند. با عدول از تعهدات اخلاقی و علمی چگونه می توان به توسعه پایدار و پویای علمی در کشور امید بست؟

13.رسانه های جمعی کشور

حضور رسانه های جمعی در بین عوامل یاد شده در چاپ مقاله مشابه در دو نشریه، در نگاه اول تعجب برانگیز است. رسانه های جمعی کشور چه نقشی می توانند در وقوع یا پیشگیری از این قبیل وقایع داشته باشند؟ اما متاسفانه جو سیاسی حاکم بر فضای رسانه ها باعث شده که بررسی مسائل علمی، تنها به مواردی توجه کنند که ارتباطی هم با سیاست داشته باشد. برای مثال در مورد اعتبار مدرک وزیر محترم کشور جناب آقای علی کردان، رسانه ها حساسیت به جایی به خرج داده و جامعه نسبت به این مسئله حساس شد. در مورد مقاله خانم دکتر ابتکار سایت الف مطلبی درج کرد و خانم ابتکار پاسخی به نشریه درج کننده خبر و سایت الف دادند و مسائل قدری روشن شد. این فضای سیاست زده رسانه های جمعی کشور باعث شده است که برخی از اساتید به دور از جو سیاسی و در حاشیه امن فعالیت های آکادمیک اقداماتی خلاف تعهدات اخلاقی و علمی انجام دهند. اگر رسانه های عمومی کشور در کنار مسائل سیاسی نسبت به این مسائل علمی و فرهنگی هم حساسیت نشان دهند، می توانند تاثیر بسزائی در پیشگیری از وقوع این امور که به جایگاه علمی اساتید و مراکز آموزشی و پژوهشی لطمه می زند داشته باشند.


۱۳۸۷ مهر ۲۵, پنجشنبه

ارزیابی پژوهش در رشته‌ی علم کامپیوتر

به‌نظرم لینک مورد اشاره در پست آقای علیپور در این مورد جالب بود. فکر کردم به‌عنوان یک پست مستقل شاید توجه‌ بیش‌تری را جلب کند.

این گزارش اولیه‌ی کمیته‌ی انفورماتیک اتحادیه اروپاست در مورد نحوه‌ی ارزیابی پژوهش‌ در رشته‌ی علم کامپیوتر. این گزارش برای متخصصان این رشته جالب است به‌خصوص آن‌که به‌خوبی نشان می‌دهد که شاخص‌های پژوهش خوب در این رشته با دیگر رشته‌ها چه‌قدر متفاوت است‌. مثلا در این رشته جاپ مقاله در کنفرانس‌های معتبر بسیار با ارزش‌تر است از چاپ در ژورنال‌های متوسط. آیا می‌توان کاری کرد که هیات‌های ممیزه و کمیته‌هایی که این پژوهش‌ها را ارزیابی می‌کنند، این نکات را در نظر بگیرند؟ یا کمیته‌های داوران دانش‌جویان دکتری‌. من خیلی بعید می‌دانم.

پ.ن: با این‌که در گزارش نوشته شده«Not For General Circulation» اما گزارش در سایت فوق موجود است. بنابراین فکر کردم پست آن در این‌جا هم بدون اشکال است.

قوانین پژوهشی و اثر نا مطلوب بر آموزش

این مطلب شاید آنچنان مرتبط با اهداف این وبلاگ نباشد اما دانشگاهی است و به نظر من و بسیاری از همکارانم باید چاره اندیشی جدی شود. در سالهای اخیر فشار بر اساتید دانشگاهها برای تحقیق چه در قالب تشویق (گرنت) و چه در قالب تنبیه (تبدیل وضع) شدت گرفته و تنور مقاله نویسی (یا مقاله پراکنی) گرم شده اما آموزش چه؟

صورت مساله را مرور می کنم.

از شما خواسته می شود که هفته ای به جای 9 ساعت 14 ساعت و یا به جای 3 درس 5 درس ارایه کنید و اگر مقاله ژورنال نداشته باشید قرارداد شما تمدید نمی گردد، ترفیع نمی گیرید، ارتقا نمی یابید، گرنت نمیگیرید و یا به شما خانه سازمانی تعلق نمی گیرد. اگر بخواهید تدریس خوبی داشته باشید و دانشجویان را واقعا آموزش دهید با داشتن دستیار مجرب حداقل به 20 ساعت زمان برای آماده و بروز کردن دروس، طرح تمرین، تصحیح تمرین و ... نیاز دارید. اگر بخواهید از مواهب دانشگاه به عنوان پژوهشگر برجسته استفاده کنید چه می کنید؟(جواب آنرا به شما می سپارم.)

حال باید مسولان به این سوالات جواب دهند که: چقدرقوانین پژوهشی و افزایش ساعات موظفی باعث پایین آمدن تلاش اساتید در تدریس شده؟ چقدر اساتید و دانشگاهها فشار قوانین را به سمت دانشجویان هدایت کرده اند؟ (خودکشی اخیر دو دانشجوی دکتری در کشور از عوارض نامطلوب این قوانین است.) تا چه حد باعث گرایش اساتید به مجلات بی اعتبار شده؟ و آیا در کنار جوایز رنگارنگ پژوهشی جایزه و یا ارتقایی برای آنهایی که خود را وقف آموزش خوب دانشجویان کرده اند دیده شده است؟ این مساله در دانشگاه های کوچکتر ، اساتید جوان و یا گروه هایی که مقاطع تحصیلات تکمیلی ندارند حادتر است.

به نظر حضور دانشجو و وظیفه ی تربیتی اساتید در سایه این قوانین آموزشی و پژوهشی رنگ باخته. لذا لازم است توقعات آموزشی و پژوهشی با توجه به چشم اندازهای ترسیم شده استاندارد گردد.

۱۳۸۷ مهر ۲۴, چهارشنبه

چند نکته در مورد ارزیابی تولیدات پژوهشی

آنچه اکنون در حال بررسی آن در این وبلاگ هستیم مقابله باتقلب علمی در دانشگاهها و تشویق دانشگاهیان به پژوهش اصیل می باشد. تا کنون اززوایای مختلفی این مباحث مورد بررسی قرار گرفته است مانند پیشنهاد برخورد با اساتید خاطی، معرفی مجلات کم اعتبار و معرفی نمونه های تقلب. چند پیشنهاد و نکته اولیه زیر را جهت برخورد ریشه تر با اهداف ابن وبلاگ را جهت بررسی و اظهار نظر خوانندگان ارایه می گردد.

1- سنجش اعتبار خروجی تحقیقات شاخه های علوم با یکدیگر متفاوت است، مثلا در یک رشته مقاله ژورنال بسیار با ارزش است اما در رشته هایی که پویایی و دگرگونی زیادی دارند مانند علوم کامپیوتر مخصوصا شاخه هایی مانند مهندسی نرم افزار یا شبکه عموما مقالات مهم، مقالات کنفرانس های معتبر هستند. به همین دلیل لازم است معیارهای دیگری بسته به هر رشته سنجیده شده و برای ارزیابی کارهای علمی مورد استفاده قرار گیرد. برای مثال گزارش اولیه اتحادیه اروپا برای ارزیابی آثار پژوهشی در علم کامپیوتر جالب است.

2- به نظر ISI و نمایه ها معیار کاملی برای سنجش علم نیستند شاهد اینکه مجلات معرفی شده در اینجا در برهه هایی دارای نمایه ISI بوده اند. از سوی دیگر ISI و یا هر نمایه ی دیگر را مترادف علم دانستن و توجه بیش از حد به آن باعث دامن زدن به نابهنجاری
های پژوهشی فعلی کشور است. متاسفانه این موضوع تا جایی بیش رفته که در بعضی جاها برای دادن خانه سازمانی تعداد مقالات
ISI را می شمارند!! و یا بعضی مسولان می پندارند که اگر بتوان با توافق موسسه تامسون همه مجلات داخلی را نمایهISI نمود مقام اول تولید علم منطقه را خواهیم داشت!!!

3- در معاونت پژوهشی برخی از دانشگاهها کمیته علم سنجی تشکیل شده است، مثل دانشگاه صنعتی اصفهان. به نظر سایر دانشگاهها نیز باید این کار را انجام دهند و با توجه به امکانات خود خصیصه های پژوهش شاخص را معین نمایند. اگر این کمیته ها مصوبات خود را بر روی اینترنت قرار دهند شاید باعث هم افزایی بین دانشگاهها و طرح قوانین بهتری در دانشگاهها و مجموعه ی وزارت علوم گردد.

4- لازم است در مورد تکراری بودن مقالات ، پایان نامه های و طرح های دانشگاهی فارسی ابزاری خودکار تهیه و معرفی گردد که این موضوع همکاری اساتید علم کامپیوتر را می طلبد از سوی دیگر دانشگاهها بایستی این آثار را بر روی وب قرار دهند تا استفاده مطلوب شود و به تولید علم کمک نماید. عموما از محتوای پایان نامه ها تنها اساتید راهنما اطلاع دارند و طرح های پژوهشی نیز در مجموعه معاونت پژوهشی خاک می خورد. اگر این موارد بر روی وب قرار گیرد تقلب با توجه به احتمال بالاتر کشف ریسک بالاتری را می طلبد.

۱۳۸۷ مهر ۲۳, سه‌شنبه

پروفسور ها و دانشجويان بادكنكي همديگر را تقويت مي كنند

وظيفه استاد دانشگاه يا هر موسسه تحقيقاتي ديگر پيشبرد پروژه هاي تحقيقاتي در زمينه تخصصي يا مورد علاقه اش است. اگر فرض بر اين است كه پژوهش در مرزهاي دانش انجام مي شود، هر پژوهشگري بايد بداند كه چه كسي در كجاي دنيا (در زمينه مورد علاقه اش) كار مي كند. اگر نداند، پس نمي داند كه چه مسئله اي قبلا حل شده و چه مسئله ای حل نشده است. پس نمي تواند مسئله جديد هم تعريف كند. امروز هم با 30 سال پيش خيلي فرق دارد و با وجود اينترنت هيچ پوزشي در خصوص عدم اطلاع از كارهاي ديگران قبول نيست! حتي اگر 30 سال پيش بود و مثلا رقابت بين بلوك شرق و غرب مطرح بود، حتي با وجود تدابير امنيتي شديد، بسياري از كارهاي دانشمندان دو قطب جهان به روشهاي مختلف به اطلاع رقيبان آنها مي رسيد. در مواردي هم كه دو طرف از هم خبر نداشتند و واقعا يك نظريه يا آزمايش بصورت مستقل توسط دو نفر و در زمانهاي مختلف مطرح مي شد، نام اين افراد مشتركا روي آن نظريه يا يافته جديد گذاشته مي شد.

پس اگر در جهان امروز پژوهشگري مقاله اي چاپ كند كه قبلا توسط ديگرن انجام شده، دو نتيجه سريع مي توان گرفت:
. فرد به اندازه كافي به ادبيات رشته خود تسلط ندارد و تصادفا ويراستار علمي و داور ژورنال (يا كتاب) هم چنين تسلطي را نداشته اند
محتوي مقاله (يا كتاب) كار فرد مدعي نيست
در هر دو صورت پژوهشگر ياد شده حتما نياز به سرپرست علمي رده بالايي دارد و نمي تواند نام استاد يا پژوهشگر مستقل را يدك بكشد. حال چگونه تشخيص مي دهيم كه فردي در آينده ممكن است مقاله اي يا كتابي بنويسد كه ماحصل فكر خودش نيست؟

علاوه بر ارائه سمينار تخصصي چند ساعته و يا كارگاه آموزشي كه متاسفانه بسياري از اساتيد ما از زير آن در مي روند (چون توان آن را ندارند)، يكي از راه هاي آزمودن تسلط فرد نحوه ارائه پيشنهاد پژوهشي توسط وي به دانشجويان است. وقتي مي گوييم فردي پژوهشگر است يعني مي خواهد ماه ها يا سال ها روي موضوعي كار كند و از آن نتيجه بگيرد (يا نشان دهد كه نتيجه نمي دهد!). چنين فردي نمي تواند بصورت تصادفي موضوع پژوهشي تعريف كند چون پس از حدود يك دهه جز چند كار پراكنده نتيجه اي از عمرش به جا نمي گذارد. ظاهرا تمام حرفهاي من تا به اينجا مورد قبول شماست.

مشكل از لحظه اي شروع مي شود كه دانشجويي در اتاق شما را مي زند و براي مشورت در مورد انجام پروژه وارد مي شود. اين روزها هم كاملا عادي است كه دانشجو بگويد به موضوع داغي نياز دارد تا در طول دوره تحصيلش مقاله شود و او بتواند به يك دانشگاه خارجي تقاضاي ادامه تحصيل دهد. من در اين شرايط خودم را كنترل مي كنم و يواش يواش به او توضيح مي دهم كه پروژه هايي كه دارم ممكن است در طول عمر تحصيل شما جواب ندهند و نياز به چندين رساله پي در پي داشته باشند و لذا تضميني براي چاپ زود هنگام نيست. اما اگر روزي چاپ شد، حتما نقش شما در آن كار نمايان خواهد بود (يا به عنوان نويسنده يا در تقدير و تشكر). اما دانشجوي متقاضي ناگهان موضوع را به اين سمت مي كشاند كه او مي خواهد در اينترنت جستجو كند، كارهاي داغ در حال انجام در دانشگاههاي خارجي را مرور و از بين آنها موضوعي را براي كار انتخاب كند. در اين لحظه است كه من ديگر علاقه اي براي صحبت با چنين دانشجويي ندارم. اما درصد بالايي از همكاران چنين دانشجويي را نعمت مي دانند و با پروژه اي كه دانشجو روي ميز آنها مي گذارد كار با او را شروع مي كنند. نطفه تقلب، كپي زني و هزاران مشكل ديگر از جمله بي سواد ماندن استاد مربوطه در سالهاي آينده، همين لحظه بسته مي شود.

نتيجه صحبت طولاني من كوتاه است: انجام كارهاي پراكنده با گشتن موسمي در وب سايت و مقالات ديگران نتيجه اي جز تربيت استادان بادكنكي و دانشجويان همنوع شان به دست نمي دهد. آقايان و خانم هاي عزيز: استاد بايد بداند روي چه موضوعي كار مي كند و بايد در مطالعه مداوم باشد. يعني بايد مكتب پژوهشي براي خود داشته باشد. در اينصورت به هر ژورنالي مقاله نمي فرستد، ارزش عمر خود را مي داند و به همين دليل به حريم ديگران تجاوز نمي كند.

اما ممكن است مواردي باشد كه نام فرد بدون اطلاع او جزو نويسندگان يك مقاله تقلبي قرار گرفته باشد (اين اتفاق چند بار گزارش شده است). در اينصورت براحتي مي توان با تماس با ويراستاران علمي، عكس العمل معقول نشان داد و افراد خطا كار را به همه شناساند.

۱۳۸۷ مهر ۲۱, یکشنبه

«آش با جاش» مقاله‌ای در مجله‌ی شهروند امروز در مورد سرقت علمی معروف در ایران

فقط جهت اطلاع: تعداد مقالات نویسندگان ایرانی در مجله‌ی AJAS

Amirkabir University of Technology (23)
Daneshgahe Elm va Sanat e Iran (22)
Daneshgahe Azad Eslami (10)
Daneshgah-e-Khajeh Nassir-o-dine Toosi (9)
University of Kashan (8)
Shahid Beheshti University (8)
University of Social Welfare and Rehabilitation Sciences (8)
University of Tehran (7)
Daneshgahe Shahid Bahonar-e-Kerman (7)
Concordia Université (6)
Daneshgahe Tarbiat Modares (5)
Daneshgahe Tabriz (3)
Kerman University of Medical Sciences (3)
Shiraz University of Medical Sciences (3)
Iranian Academic Center for Education, Culture and Research (2)
Urmia University (2)
Shahid Rajaee Teacher Training University (2)
Daneshgahe Mazandaran (2)
University of Illinois at Chicago (2)
Daneshgahe Sanati Shahrood (2)
Tafresh University (1)
Iran Space Agency (1)
Vali-Asr University (1)
Iranian National Regulatory Authority (1)
Science and Technology University (1)
Daneshgahe Yazd (1)
Universiti Sains Malaysia (1)
Mashhad University of Medical Sciences (1)
Universiti Kebangsaan Malaysia (1)
Hamedan University of Medical Sciences and Health Services (1)
Luleå tekniska Universitet (1)
Kermanshah University of Medical Sciences (1)
Iran Polymer and Petrochemical Institute (1)
Sahand University of Technology (1)
Iranian Institute for Health Sciences Research (1)
Golestan University of Medical Sciences (1)
Shahed University (1)
Shahid Beheshti Medical University (1)
Macquarie University (1)
Harbin Institute of Technology (1)
تهیه‌کننده: محمد امین علی‌پور (آیا این شامل همه‌ی شماره‌های این مجله است؟)