اطلاعیه مهم

توجه: از این پس ما را در آدرس جدیدمان در بلاگ بیان دنبال کنید

استادان علیه تقلب :: pap.blog.ir

۱۳۸۷ مهر ۱۲, جمعه

فروش علنی مدرک دانشگاهی؟


اینم برخی از نرخ‌ها: دکتری از دانشگاه‌های «عالی» ۸ میلیون تومان!

البته این شرکت مدعی است که این مدارک را در قبال تجربه‌ی کاری به متقاضیان می‌دهد و کارشان قانونی است. اما آیا وزارت علوم این مدارک را به رسمیت می‌شناسد؟

ACCEPTING MORE THAN ONE OFFER IS UNETHICAL

One of the problems that I have recently witnessed in our universities, is related to the behavior of students when they apply for a foreign graduate school. Let me explain the problem, then argue why it is unethical and tarnishes their personality and our reputation.

It makes sense that a prospective student applies to several schools to increase her/his chance for a funded position. In such a circumstance, one may get more than one offer. There is nothing illegal or unethical so far, but a serious problem shows up when the student gets 2 or 3 offers and accepts all of them.

It is now a "common behavior" among our students that a student tries to get one offer from US universities, one from Canada and a third one from Western Europe. S/he then accepts all those
offers, and assures at least two professors about his/her availability by the next fall semester. S/he then applies for visas. This is the moment that two or three professors are simultaneously waiting for this student and all of them have already agreed to pay assistantship (from their grants) to their newly admitted student.

The student under investigation starts with those countries that have embassies in Tehran. S/he just gets appointment, is shortly interviewed, and since s/he has his/her offer letter plus all financial documents, the visa is granted. The prospective student then travels to a third country and applies for a US visa. The story enters its strange episode from now on. If that student does not get the US visa, s/he travels to Canada or Europe and informs his/her host in the US about the visa denial (I could not come because your department of state did not allow me in). However, if that student gets the US visa, s/he flies to the US while at least another professor is waiting for him/her in Canada (or Europe). Unfortunately, this happens almost late August and it is too late to decline the offers made by other schools and give them time to find a replacement. This is an unacceptable and unethical action that most (if not all) students commit.

When I asked one of our students about her reason of doing so, she answered that "come on, this is a norm and it is not our fault. This is a normal reaction to the unusual treatment of western countries toward us. They have created visa problems for us and what we do is quite ethical". She then continued that "if I had known that I would be treated like a citizen of those countries that can easily travel to anywhere that they want, I would accept only one offer".

My own opinion is that whatever the diplomatic relations may be, and whatever the chance of getting a visa is, accepting more than one offer is unethical. It looks like selling a good to more than one customer (at the same time) while none of them knows about less than 50-precent chance of owning the purchased material.

Please educate your students that: getting or not getting a visa, getting or not getting an admission, getting or not getting financial support, all depend on enormous factors, and this is LIFE. If I was in Bam few years ago, I had most likely died by the quake. Or, if I had come into existence at the time of Newton when the plaque killed thousands, again, I would have probably died! But now I am on the planet Earth. This is life. In short term, sometimes we get what we deserve and sometimes no. But in long term, we DEFINITELY get what we deserve.

What do you think ?



۱۳۸۷ مهر ۹, سه‌شنبه

اطلاع رسانی اینترنتی یک راه موًثر در پیش‌گیری از تقلب

فرض کنید که آزمون نهایی درس شما با ۵۰ دانش‌جو برگزار می‌شود. امتحان هم کمی سخت است. اگر شما با اطلاع به دانش‌جویان اتاق را به مدت نیم ساعت ترک کنید و ممتحنی آن‌جا نباشد، به نظرتان چند در صد از بچه‌ها تقلب می‌کنند (جواب مساله‌ها را می‌رسانند یا می‌گیرند)؟ ۵۰٪؟ ۶۰ٌ٪؟ ۸۰٪؟

هر چند افرادی هستند که در هیچ شرایطی تقلب نمی‌کنند، اما به نظر من اگر امکانش باشد خیلی‌ها به تقلب وسوسه می‌شوند و ممکن است آن‌‌را انجام ‌دهند. مشکلات متعدد فرهنگی در کشور، رواج دروغ‌گویی در خیلی‌ جاها، علنی‌ و رسانه‌ای شدن برخی تقلب‌ها، نبود موردی از برخورد جدی با تقلب‌های علمی، نبود آموزش مناسب و .. و .. به این مشکل دامن زده است‌. بعضی‌ها هم شاید تقلب را حق خودشان بدانند (تقلت توانگر کند مرد را؟!)

همان‌طور که وجود استاد در جلسه‌ی برگزاری آزمون از انجام بسیاری از تقلبات پیش‌گیری می‌کند، به نظر من اطلاع رسانی اینترنتی هم نقش بسزایی در این پیش‌گیری دارد.

به این موارد اندک که امکان تقلب یا تخلف در آن‌ها به‌وجود می‌آید توجه کنید. در این‌جا به عمد حالت حاد و شاید اغراق‌آمیز این موارد بیان شده است و امید است برداشتی توهین آمیز از آن نشود:

۱- دانش‌جو بیرون کار می‌کنه، چند درس سنگین هم داره، قراره apply هم بکنه، واقعا فرصت انجام یک پروژه‌ی خوب رو نداره. از شانس او استادانی در دانشکده هستن که با کمال میل «هدایت» هر پروژه‌ای را می‌پذیرن. موسساتی هم هستن که در قبال پول «رساله‌» تولید میکنن. حتا رساله‌های دانشگاه‌های خوب خارج را دانلود و حرفه‌ای ترجمه‌ می‌کنن. خوب ممکنه بیارزه که با صرف هزینه‌ای یک «رساله‌» خوب به دست آورد که امکان کشف «تقلبی‌» بودن آن نباشه. کسی هم در دانشکده چک نمیکنه.

۲- دانش‌جو برای کسب نمره‌ی خوب در رساله و مهم‌تر از اون اخذ پذیرش به‌شدت به paper نیاز داره. استادش هم همین‌طور. او که نمی‌خواد مقاله کپ بزنه. ولی می‌تونه یک مقاله‌ی خارجی مربوط به کارش رو ترجمه کنه (یا بده دیگران این کارو بکنن) و اونو به کنفرانس داخلی بفرسته. کیه که چک کنه؟

۳- استاد درس گفته که برای گرفتن نمره‌ی خوب از این درس ارشد باید paper بدین. دانش‌جو هم که فرصت‌شو نداره و اصلن در مدت دو سه ماه کی تونسته مقاله‌ی خوب تهیه‌ کنه؟ موضوع مقاله هم با خود دانش‌جوست. استادهم که مقاله‌ها رو نمی‌خونه در نهایت فقط ورق می‌زنه. خوب اگه مث بند بالا انجام بشه هم نمره‌ی درس خوب میشه هم به apply کمک بزرگی میشه. استاد هم که یک مقاله به تعداد مقالاتش اضافه می‌شه!

۴- دانش‌جوی دکتری بدجوری گیر کرده. برای فارغ‌التحصیلی به یکی دو مقاله در مجله‌ی آی‌اس‌آی نیاز داره. اگه پذیرش این مقالات رو بیاره بالاخره رساله‌رو یه جوری سرهم میکنه. استادش هم که اصلن به موضوع تسلطی نداره. دانشکده هم که سخت نمی‌گیره. هیات داوران هم که وقت چک کردن کیفیت علمی تز رو ندارن و فقط به اعتبار یکی دو مقاله‌ی آی‌اس‌ای تز رو قبول می‌کنن. چندین مجله‌ی «در پیت‌» آی‌اس‌آی هم هستند که در عرض چند هفته هر مقاله‌ای رو می‌پذیرن. حتا اشکالات انگلیسی‌ش‌ رو هم برطرف می‌کنن. فقط یه کم‌ خرج داره ولی میارزه. استادش هم میتونه دانشیار بشه. چی از این بهتر!

۵- استاد به‌شدت نیاز داره رسمی قطعی یا دانشیار بشه. خودش که وقت نوشتن مقاله‌‌ی تکی رو نداره، اصلن دیگه حال و حوصله‌ی این کارا رو نداره. دانش‌جوست که این‌ کارا رو انجام میده. تقاضا هم که برای ورود به دکتری زیاده. یکی دو دانشجوی دکتری می‌گیره. موضوع تز رو هم خود دانش‌جو میاره یا بعدن پیدا می‌کنه‌. هر موضوعی باشه او قبول می‌کنه. پس از چند سال دانش‌جو مجبوره که مقاله بده. کیفیت مقاله یا مجله هم خیلی مهم نیست. فقط باید آی‌اس‌آی باشه. کسی هم در دانشکده یا کمیته‌ی ممیزه کیفیت رو چک نمی‌کنه. یک کمی فشار به دانش‌جو می‌تونه چندین مقاله به استاد تقدیم کنه. پس به‌جای پژوهش می‌شه «مدیریت پژوهش‌» کرد و این کار خیلی خوب از استاد بر میاد. خوب دانش‌جو به دکتراش، استاد به مرحله‌ی بعدی استخدام، معاونت پژوهش هم با تهیه‌ی لیست مقاله‌‌های آی‌اسی‌آی به بودجه‌ی پژوهشی بیش‌تر می‌رسه‌. آمار«تولید علم‌»‌ در کشور هم بالا می‌ره. همه خوشحال!

این‌ها نمونه‌هایی است---هر چند نادر---از مواردی که ممکن است به تقلب یا تخلف علمی بیانجامد. خیلی از این موارد را می‌شود پیش‌گیری و باید از اشاعه‌ و عادی شدن‌ آن نیز جلوگیری کرد. به‌نظر من اطلاع‌رسانی اینترنتی یکی از روش‌های موثر برای این‌کار است‌. وزارت علوم و دانشگاه‌ها اگر می‌خواهند این معضل کم‌تر شود باید برای آن هزینه کنند:

۱- همه‌ی اطلاعات تزهای کارشناسی‌، کارشناسی ارشد و دکتری در سایتی در اختیار همگان قرار گیرد. شاید مرکز اسناد علمی وزارت علوم باید این کار را بکند. وجود به‌روز شده‌ی این اطلاعات خیلی از موارد کپی، و تقلب احتمالی را افشا می‌کند. استاد و دانش‌جو را وادار می‌کند که تز را به دقت بیشتری بررسی کنند، چون آبروی علمی آن‌ها در میان است. قبلا هم در این مورد صحبت شده بود. این کار را می‌شود از همین رساله‌های جدید شروع کرد و به تدریج گذشته‌ را هم به آن اضافه کرد.

۲- دانش‌جوی دکتری موظف باشد موضوع رساله، خلاصه‌ای از آن و نیز در پایان هر ترم آخرین پیش‌رفت علمی خود (مقاله و .. ) را بر روی اینترنت در اختیار همه قرار دهد. با این اطلاعات امکان انجام تز تکراری، امکان چاپ مقالات کپی پیستی، و چاپ در مجلات خیلی ضعیف تقریبا از بین می‌رود. کم‌تر کسی حاضر است کارهای ضعیف خود را در معرض دید همه قرار دهد.

۳- هر ترم یا هر سال رکورد پژوهشی هر استاد (شامل فایل مقالات چاپ شده، خلاصه‌ی کتاب، اسامی دانش‌جویان دکتری و ارشد عناوین تزهایشان) بر روی اینترنت قرار گیرد. این کار بسیاری از مشکلات را حل می‌کند. البته همه می‌دانند که اکثر استادان این کار را نمی‌کنند. اما تقریبا همه مجبورند برای گرفتن بودجه‌ی پژوهشی این اطلاعات را به معاونت پژوهشی و یا برای ارتقا به کمیته‌های ممیزه بدهند. معاونت پژوهشی می‌تواند رسما موظف به این اطلاع‌رسانی شود. در دانشگاه شریف استادان مجبورند این اطلاعات را در پرتال پژوهشی وارد کنند ولی مشکل این‌جاست که این داده‌‌ها همان‌جا می‌ماند و امکان بررسی آن‌ها توسط بقیه نیست.

به نظر من وزارت علوم با تخصیص بودجه‌ی کافی و تهیه‌ی بخش‌نامه‌های لازم می‌تواند این‌‌کار مهم را انجام دهد و گامی بسیار موثر در پیش‌گیری از تخلف‌های علمی در دانشگاه‌ها بردارد.

شما چه فکر می‌کنید؟ ‌