آیا تا کنون نمونهای در ایران شنیدهاید که مثلاً مدرک اعطایی یا حکم ارتقای فردی را بهعلت کشف تقلب او بعد از صدور لغو کرده باشند؟ من که چنین چیزی نشنیدهام.
کاملاً قابل تصور است که مثلاً فردی مقاله یا کتابی را برای ارتقا به کمیتهی ممیزه داده باشد و آن کمیته بر اساس مدارک ارسالی ارتقای او را تصویب کرده باشد ولی پس از چند ماه معلوم شود که مثلا مقاله کپی بوده یا در مجلهی «پولی» مثل WSEAS چاپ شده و کمیته آنموقع از کیفیت این مجله مطلع نبوده است. یا معلوم شود که کتابی که فرد ادعای تالیف آنرا داشته نه تنها ترجمهی کتاب دیگری بوده، بلکه خودش هم ترجمه نکرده و مثلا در قبال دریافت مزد فرد دیگری این کار را به اسم او انجام داده است.
یا کسی به اعتبار یک مقالهی «کات-و-پیستی» که جایی چاپ شده مدرک دکتری گرفته باشد و این تقلب او بعداً فاش شود.
آیا این جسارت در سیستم آموزشی ما هست که در صورت اثبات تقلب، چنین حکم ارتقا یا مدرک دکتری را ابطال کند؟ من بسیار بعید میدانم. با کمال تاسف شاهدیم که در دانشگاههای ما «خر اگر از پل گذشت» دیگر برنمیگردد!
در صورتی که نمونههای متعددی از برخوردهای جدی با چنین مواردی در کشورهای دیگر در خبرها دیده میشود. مثلا هنوز پس از ۲۰ سال دست از سر آقای جو بایدن (معاون انتخابی باراک اوباما) برنمیدارند، چرا که او که در انتخابات ۱۹۸۸ آمریکا نامزد ریاست جمهوری شده بود، شعارهای انتخاباتی فرد دیگری را---که چند سال قبل از او مطرح کرده بود---بدون ذکر نام او در تبلیغاتش استفاده کرده بود و به همین دلیل هم مچبور شد از نامزدی انتخابات انصراف دهد. این یادداشت را بخوانید.
یا آن استاد دانشگاه که جعلی بودن منحنیهای مقالههایش پس از چند سال شهرت اثبات شد و مجبور شد تمام کمکهای مالیای در آنسالها گرفته بود پس دهد و مفتضحانه از کار برکنار شد. (لینک خبرش را پیدا نکردم!)
یا نمونههای دیگر دانشگاهی.
راستی اگر چند نمونه از این نوع برخوردها در اخبار دانشگاههای ایران هم منتشر شود، و جامعهی علمی از آن حمایت کند، آیا این چنین شاهد فراگیری تقلب علمی خواهیم بود؟
اطلاعیه مهم
۱۳۸۷ شهریور ۹, شنبه
تکالیفم را سگ خورد: موجه یا نه؟
دانشجويي براي تبرئه خودش از نمره ضعيفي که گرفته بود عنوان کرد سگ خانگي شان مسوول تمامي اين اتفاقات است. بن پارکر که در درس انگليسي نمره ضعيف D و در درس تاريخ نمره E گرفته، گفت سگش حافظه USB يي را که هزاران لغت درسي را در آن ذخيره کرده بود، قورت داده است. به گزارش ديلي تلگراف اين سگ دو ساله در عرض 10 دقيقه نتيجه ساعت ها تلاش اين دانشجوي ممتاز را به هدر داد. پارکر 26 ساله در اين رابطه مي گويد؛ «زماني که اين اتفاق افتاد من منزل نبودم. وقتي برگشتم مادرم از من پرسيد در USB چه اطلاعاتي داشتم. من هم گفتم همه چيز، آن وقت بود که مادرم جريان را برايم تعريف کرد. سگم روبي، USB را يک مرتبه قورت نداده بود بلکه تا مي توانست آن را جويده بود. به همين دليل هيچ اميدي به بازگرداندن اطلاعات حياتي آن حافظه سيار نداشتم. آنقدر عصباني بودم که مي خواستم هر چه سريع تر يک تاکسيدرميست خوب پيدا کنم و روبي را به او بدهم. اما نمي توان از دست توله کوچکي با چشم هاي براق مدت زيادي عصباني بود.» او که پيش از شروع دوره دو ساله اين کلاس، تمامي استراليا و امريکا را زير پا گذاشته بود، مي افزايد؛ «وقتي به استادان گفتم سگم تکاليفم را خورده آنها چشمان شان را تنگ کردند و گفتند اين دليل صحيحي نيست و هيچ استثنايي براي من قائل نمي شوند (به نقل از روزنامه اعتماد).»
حذف پزشکی!
در چند سالی که مدیر گروه بودم به شدت با سهل انگاری در اجرای مقررات آموزشی مقابله میکردم. یکی از موارد آزاردهنده سوء استفاده از "غیبت موجه"، موضوع تبصره 2 ماده 11 آیین نامه آموزشی، بود. بر اساس این ماده تشخیص موجه بودن غیبت دانشجو در جلسه آزمون با شورای آموزشی است. این ایین نامه در مورد اینکه بیماری غیبت را موجه میکند یا نه ساکت است. اما در عرف دانشگاه چیزی بنام "حذف پزشکی" باب شده است که براساس آن دانشجو یک گواهی پزشکی، مبنی بر لزوم استراحت، به پزشک معتمد دانشگاه ارائه میدهد و مجوز غیبت در آزمون و سپس حذف درس را میگیرد. با آگاهی تلخ از سوء استفاده های متعدد از این امکان "دلسوزانه" آماری از 140 مجوز صادر شده، برای یک دوره امتحانات ده روزه در دانشکده، تهیه کردم. موارد زیر عبرت آمیز است:
نیمی از گواهی ها مبنی بر مسمومیت دانشجو بود در حالیکه هیچ مورد اشکال در غذای دانشگاه گزارش نشده بود.
حدود 80 درصد گواهی های مسمومیت از یک جا در سر خیابان منتهی به دانشگاه و البته نزدیک خوابگاه صادر شده بود.
در موردی یک دانشجو درست در روزهای دو آزمون خاص مسموم شده بود.
بعد از یک تلاش یک ساله، و به کمک همکاران دانشکده، موفق شدم حق شورای آموزشی دانشکده در تشخیص صحت و سقم این مجوزها را بازستانم. با استدلال درست بعضی از همکاران که ممکن است دانشجوئی به واقع عذر پزشکی داشته باشد، ولی موفق به تهیه به موقع گواهی نشده باشد، و از طرفی ما در موضع زیر سئوال بردن گواهی پزشکی نیستیم، اعلام کردیم که شورای آموزشی دانشکده در طول دوره کارشناسی حد اکثر 2 بار غیبت دانشجو در امتحانات را موجه می انگارد. جالب اینکه پس از اعلام و اجرای این شیوه مخالفتی از سوی دانشجویان ابراز نشد، بلکه کثیری از آنان این موضع را تایید کردند.
نیمی از گواهی ها مبنی بر مسمومیت دانشجو بود در حالیکه هیچ مورد اشکال در غذای دانشگاه گزارش نشده بود.
حدود 80 درصد گواهی های مسمومیت از یک جا در سر خیابان منتهی به دانشگاه و البته نزدیک خوابگاه صادر شده بود.
در موردی یک دانشجو درست در روزهای دو آزمون خاص مسموم شده بود.
بعد از یک تلاش یک ساله، و به کمک همکاران دانشکده، موفق شدم حق شورای آموزشی دانشکده در تشخیص صحت و سقم این مجوزها را بازستانم. با استدلال درست بعضی از همکاران که ممکن است دانشجوئی به واقع عذر پزشکی داشته باشد، ولی موفق به تهیه به موقع گواهی نشده باشد، و از طرفی ما در موضع زیر سئوال بردن گواهی پزشکی نیستیم، اعلام کردیم که شورای آموزشی دانشکده در طول دوره کارشناسی حد اکثر 2 بار غیبت دانشجو در امتحانات را موجه می انگارد. جالب اینکه پس از اعلام و اجرای این شیوه مخالفتی از سوی دانشجویان ابراز نشد، بلکه کثیری از آنان این موضع را تایید کردند.
اجرای قانون بد
اصلاح مقررات آموزشی در جهت کاهش اضطراب دانشجو و ایجاد آرامش، برای پرداختن دانشجو به "دانش جویی" از ضروریات آموزش عالی است. اما تا وقتی این مهم صورت نگرفته است اجرای قانون بد بهتر از بی قانونی یا خود قانونی است. به خصوص از اساتید علوم و مهندسی که در امور علمی خود همیشه با الگوریتم ها و دستورالعمل های هدفگرا سر و کار دارند و از این رو به معنای واقعی کلمه اصولگرا هستند انتظار می رود دقت در ارزیابی فعالیت علمی را، به صورت یک فرهنگ، در میان دانشجویان گسترش دهند. در مقابل متاسفانه بعضی از اساتید و مسئولین آموزش اگاهانه یا ناخودآگاه موجب گسترش فرهنگ سهل انگاری و توجیه وسیله برای هدف می شوند. به این مثال ها توجه کنید:
دانشجوی کارشناسی ارشد، با داشتن مدرک کارشناسی معتبر از بهترین دانشگاه و معدل خوب، در پاسخ به اعتراض استاد که چرا رساله صد در صد کپی تحویل داده است می گوید: من چون در رفتنم به خارج مشکل پیش آمد همینطوری اینجا آمدم و میخواهم سریع دفاع کنم و بروم!
تصور میکنم سهل انگاری های بعضی از ما در ابراز این مواضع وقیحانه بی تاثیر نیست، به عنوان مثال:
استاد می گوید هر دانشجوئی که با من پروژه کارشناسی دارد و در آزمون کارشناسی ارشد قبول شود نمره اش 20 است.
دیده شده است که به دانشجوئی که تمام وقتش را در ورزش قهرمانی صرف کرده است چندین نمره ارفاق شده است تا در عین بیسوادی فارغ التحصیل شود.
یکی از موارد رسوا استفاده متواتر بسیاری از دانشجویان از امکان "حذف پزشکی" است که دانشجو با عدم شرکت در آزمون و ارائه گواهی پزشکی، بدون اینکه به واقع بیمار باشد، موفق به حذف درس می شود. رسوائی اینکار تا بدانجا بود که همان دانشجو، خیلی سر حال، به هنگام برگزاری آزمون در دانشکده دیده می شد و به اصطلاح به ریش استاد و معاون آموزشی می خندید. تجربه مقابله با این ناهنجاری را جداگانه پست می کنم.
کوتاه آمدن من و شما در ایجاد این باور که "نمره ملک طلق استاد است و در اعطاء یا منع آن فعال مایشاء است" باعث شده است که دانشجویان معتمد به تواتر از استادی که بدون تصحیح ورقه نمره میدهد (در بهترین حالت به صورت تصادفی) شکایت کنند. تا بعد که از این باغ بری برسد!
دانشجوی کارشناسی ارشد، با داشتن مدرک کارشناسی معتبر از بهترین دانشگاه و معدل خوب، در پاسخ به اعتراض استاد که چرا رساله صد در صد کپی تحویل داده است می گوید: من چون در رفتنم به خارج مشکل پیش آمد همینطوری اینجا آمدم و میخواهم سریع دفاع کنم و بروم!
تصور میکنم سهل انگاری های بعضی از ما در ابراز این مواضع وقیحانه بی تاثیر نیست، به عنوان مثال:
استاد می گوید هر دانشجوئی که با من پروژه کارشناسی دارد و در آزمون کارشناسی ارشد قبول شود نمره اش 20 است.
دیده شده است که به دانشجوئی که تمام وقتش را در ورزش قهرمانی صرف کرده است چندین نمره ارفاق شده است تا در عین بیسوادی فارغ التحصیل شود.
یکی از موارد رسوا استفاده متواتر بسیاری از دانشجویان از امکان "حذف پزشکی" است که دانشجو با عدم شرکت در آزمون و ارائه گواهی پزشکی، بدون اینکه به واقع بیمار باشد، موفق به حذف درس می شود. رسوائی اینکار تا بدانجا بود که همان دانشجو، خیلی سر حال، به هنگام برگزاری آزمون در دانشکده دیده می شد و به اصطلاح به ریش استاد و معاون آموزشی می خندید. تجربه مقابله با این ناهنجاری را جداگانه پست می کنم.
کوتاه آمدن من و شما در ایجاد این باور که "نمره ملک طلق استاد است و در اعطاء یا منع آن فعال مایشاء است" باعث شده است که دانشجویان معتمد به تواتر از استادی که بدون تصحیح ورقه نمره میدهد (در بهترین حالت به صورت تصادفی) شکایت کنند. تا بعد که از این باغ بری برسد!
۱۳۸۷ شهریور ۵, سهشنبه
بازی با اعداد را متوقف کنید: مقالهای مرتبط در CACM
۱۳۸۷ شهریور ۳, یکشنبه
teaching professional ethics
Dear Prof. Ghodsi,
Salaam and thanks for your efforts. I read the postings and share the concerns with you and the other colleagues. In my opinion, in addition to the blog, we need to teach the students professional ethics in addition to the technical material that we normally teach. We also need to discuss the concerns with our colleagues in our official departmental meetings as well as casual friendly discussions. Last but not least, we need to have regulations in place to deal with those who may not follow the ethics in the end.
Sorry to write in English as I'm currently out of the country and don't have access to a Farsi editor.
Best regards,
Hamid Soltanian-Zadeh, PhD
Salaam and thanks for your efforts. I read the postings and share the concerns with you and the other colleagues. In my opinion, in addition to the blog, we need to teach the students professional ethics in addition to the technical material that we normally teach. We also need to discuss the concerns with our colleagues in our official departmental meetings as well as casual friendly discussions. Last but not least, we need to have regulations in place to deal with those who may not follow the ethics in the end.
Sorry to write in English as I'm currently out of the country and don't have access to a Farsi editor.
Best regards,
Hamid Soltanian-Zadeh, PhD
آیا بین بخشش نمره و بخشش از بیت المال بنام خود تفاوتی هست؟
باسمه تعالس-اشاره دکتر خدیوی به توجه به امور آموزشی در منشور اخلاق علمی مرا به یاد این مورد مهم انداخت:
نمره دانشجو در هر درس باید منعکس کننده مهارت و یا دانش وی در موضوع آن درس باشد. اگر قرار بود نمره تمام دانشجویانی که در یک درس رد می شوند برابر (مثل 9 یا 9.5) باشد قانونگذار فقط یک نمره مردودی تعیین می کرد. تفاوت نمره های 0 تا 9.5، با تاثیرش روی معدل کل، برای تمایز مهارت و دانش دانشجویان در عرصه های مختلف کار و ادامه تحصیل مفید و برای تصمیم گیران راهگشاست. هم چنین است تاثیر تفاوت نمره های قبولی در مشروط شدن و حتی اخراج دانشجو. از این رو اساتیدی که به همه، یا هر که درخواست کند، نمره ردی بالای 9 میدهند و یا یک یا چند نمره ارفاق می کنند تا از مشروط شدن جلوگیری کنند با صراحت نظم آموزشی را مخدوش کرده و باعث می شوند که کارنامه دانشجو واقعیت مهارت و دانش دانشجو را نشان ندهد. اگر استدلال استاد دلسوزی برای دانشجو باشد با همان استدلال نمی توان همکلاسی وی که در جلسه امتحان به او کمک می کند را سرزنش کرد. چرا مقررات یک محیط آموزشی را از مقررات یک رقابت ورزشی بی ارزش تر می کنیم. به المپیک نگاه کنید، یک قهرمان بعد از چند سال زحمت طاقت فرسا با یک آسیب جزئی فرصتی را از دست می دهد که ممکن است هیچگاه دوباره میسر نگردد. به کنکور بنگرید، داوطلبی که خواب مانده، مریض شده، یا در ترافیک به دام افتاده ممکن است فرصت ادامه تحصیل در رشته دلخواهش را برای همیشه از دست بدهد. پس چرا ما باید چون دلسوز و رئوف هستیم، که بسیار پسندیده است، مقررات را که ضامن قوام و دوام نظام آموزشی اعتبار آفرین است تضعیف کنیم؟ چرا رافت و دلسوزی ما به صورت کمک و راهنمائی خصوصی به دانشجوی گرفتار جلوه نمی کند. فرق ما در بخشش نمره با آنکه از بیت المال به عزیزان خود می خوراند چیست؟
نمره دانشجو در هر درس باید منعکس کننده مهارت و یا دانش وی در موضوع آن درس باشد. اگر قرار بود نمره تمام دانشجویانی که در یک درس رد می شوند برابر (مثل 9 یا 9.5) باشد قانونگذار فقط یک نمره مردودی تعیین می کرد. تفاوت نمره های 0 تا 9.5، با تاثیرش روی معدل کل، برای تمایز مهارت و دانش دانشجویان در عرصه های مختلف کار و ادامه تحصیل مفید و برای تصمیم گیران راهگشاست. هم چنین است تاثیر تفاوت نمره های قبولی در مشروط شدن و حتی اخراج دانشجو. از این رو اساتیدی که به همه، یا هر که درخواست کند، نمره ردی بالای 9 میدهند و یا یک یا چند نمره ارفاق می کنند تا از مشروط شدن جلوگیری کنند با صراحت نظم آموزشی را مخدوش کرده و باعث می شوند که کارنامه دانشجو واقعیت مهارت و دانش دانشجو را نشان ندهد. اگر استدلال استاد دلسوزی برای دانشجو باشد با همان استدلال نمی توان همکلاسی وی که در جلسه امتحان به او کمک می کند را سرزنش کرد. چرا مقررات یک محیط آموزشی را از مقررات یک رقابت ورزشی بی ارزش تر می کنیم. به المپیک نگاه کنید، یک قهرمان بعد از چند سال زحمت طاقت فرسا با یک آسیب جزئی فرصتی را از دست می دهد که ممکن است هیچگاه دوباره میسر نگردد. به کنکور بنگرید، داوطلبی که خواب مانده، مریض شده، یا در ترافیک به دام افتاده ممکن است فرصت ادامه تحصیل در رشته دلخواهش را برای همیشه از دست بدهد. پس چرا ما باید چون دلسوز و رئوف هستیم، که بسیار پسندیده است، مقررات را که ضامن قوام و دوام نظام آموزشی اعتبار آفرین است تضعیف کنیم؟ چرا رافت و دلسوزی ما به صورت کمک و راهنمائی خصوصی به دانشجوی گرفتار جلوه نمی کند. فرق ما در بخشش نمره با آنکه از بیت المال به عزیزان خود می خوراند چیست؟
منشور
در ادامه پست آقای دکتر جهانگیر، به نظر اینجانب نیز، تهیه یک منشور در رابطه با اخلاقیات پژوهش در دانشگاه های ایران نه تنها مفید، بلکه ضروری است. در این صورت، در مرحله اول، اعضای هیات علمی دانشگاه ها به صورت داوطلبانه این منشور را پذیرفته و نسبت به آن پایبند می مانند. طبیعی است که در صورتی که این منشور فراگیر شود، به نوعی جنبه رسمی پیدا خواهد کرد و زمینه ساز رعایت هرچه بیشتر اخلاق پژوهش در دانشگاه های کشور خواهد بود.
این مساله کاملاً طبیعی است که هر یک از استادان عضو این وبلاگ، به نوعی به رعایت اخلاق پژوهش، انتشارات و حتی آموزش (همه آنچه که فعالیت اصلی دانشگاهی را بنا می نماید) پایبند هستند، اما، وجود یک سند (حتی در حد یک وبلاگ) می تواند زمینه ساز فراگیر شدن این اخلاقیات در جامعه علمی کشور عزیزمان گردد. در این صورت، هریک از ما، می تواند با شجاعت اعلام نماید که به رعایت اصول این منشور پایبند است و همکاران و دانشجویان را نیز به رعایت این اصول تشویق نماید. علاوه بر این، بر سر آنچه اساسی تر است توافق حاصل می گردد. به عبارت دیگر، چنین سندی، به عنوان یک نقطه مرجع (و حداقل برای اعضای وبلاگ، معتبر) در نظر گرفته می شود.
به نظر اینجانب، برخی از مواردی که می تواند در این منشور گنجانده شود عبارتند از:
- پیش از انتشار هر سند علمی و انجام هر فعالیت پژوهشی، اصول اخلاقی را در نظر گرفته و آن را سرلوحه همه فعالیت های خود قرار می دهم.
- در زمان ارسال یک مقاله به یک کنفرانس یا ژورنال، از صحت مطالب مندرج در آن اطمینان حاصل می نمایم.
- از انتشار مطالب دروغ و خلاف واقع به صورت عمدی پرهیز می نمایم.
- در زمان داوری یک مقاله یا سند علمی، تا حد امکان تلاش می کنم تا داوری، عادلانه و دقیق باشد.
- از سرقت مطالب منتشر شده توسط دیگران به شدت پرهیز می نمایم.
- دوستان، همکاران و دانشجویان خود را به رعایت اخلاق علمی تشویق می نمایم.
- به عنوان یک استاد و در راهنمائی دانشجویان، وظایف خویش را به طور کامل و با رعایت وجدان کاری و اخلاق حرفه ای انجام می دهم.
- به عنوان یک دانشجو، از فریب استاد خود (در تمام مراحل تحصیلی و به هر نحو) پرهیز می نمایم.
واضح است که موارد پیشنهادی بسیار مقدماتی است و صرفا به عنوان نقطه شروع ذکر شده اند. امید است تا اعضای دیگر وبلاگ، با افزودن موارد دیگر و اصلاح موارد پیشنهادی، زمینه تهیه منشور اخلاقی پژوهش را فراهم نمایند.
اشتراک در:
پستها (Atom)