اطلاعیه مهم
۱۳۸۷ شهریور ۲, شنبه
Turnitin زنگ خطر را برای متقلبین
http://www.turnitin.com/static/plagiarism.html
۱۳۸۷ شهریور ۱, جمعه
فرصت کافی برای راهنمایی دانشجو
یکی از همکاران در دانشگاه USC در گروه تحقیقاتی خود حدود 40 دانشجوی دکتری دارد. ایشان 170 مقاله ژورنال و 400 مقاله کنفرانسی دارند که حتما این ژورنالها "آی اس آی" هستند. البته این موضوع که ژرونال " آی اس آی" باشد فقط برای اساتید و دانشجویان داخل مهم است. سئوال : چگونه است که در ایران بعضی از استاید اگر پنج شش تا دانشجوی تحصیلات تکمیلی داشته باشند عموما برای کار آنها موضوع پیدا نمی کنند و فرصت رسیدگی به کار آنها را ندارند؟
تمام مسائل و مصائب از همین جا ناشی می شود که بعضی از اساتید فرصت کافی برای رسیدگی و نظارت بر کار دانشجو را ندارند ولی "تعداد" زیاد مقاله را دوست دارند.
سئوال: دانشجویان آن دوستی که در USC است حتما در چند گروه به کار تحقیقاتی مشغول هستند حتما نتایج کار خود را مستند می کنند و به عنوان تز منتشر می نمایند. آیا تزهای آنها مشابه است؟ آیا مسئله کات و پیست در آنجا هم وجود دارد؟
سئوال: چه دلیلی دارد که استادی فرضا در آمریکا 40 دانشجوی دکتری در تیم تحقیقاتی خود داشته باشد؟ آیا برای هدایت این دانشجویان حق الزحمه می گیرد یا باید هزینه تحصیل آنها را نیز پرداخت کند؟ چه دلیلی دارد که در ایران اگر موضوع برای تز دانشجو نداریم یا فرصت رسیدگی به کار دانشجو را نداریم بخواهیم تعداد "زیادی" دانشجو را راهنمایی کنیم؟
مشابه با دستبردن در توصیه نامه، تهیه رزومه نادرست نیز از موارد تقلب در درخواست پذیرش است. یک نمونه آن که به طور مستقیم شاهد آن بودم: دانشجوئی، اسم خود را به عنوان یکی از نویسندگان یکی از مقالات مستخرج از پایان نامه دوست خود اضافه کرده بود. دوست او دانشجوی من بود و طبعاً نام من نیز به عنوان نویسنده مقاله ذکر شده بود. دانشجوی مذکور از استادی درخواست پذیرش کرد که من را می شناخت. استاد با من در این رابطه تماس گرفت و من نیز توضیحات لازم را در این رابطه ارائه کردم. جالب اینجا است که من هرگز آن دانشجو را ندیده بودم.
۱۳۸۷ مرداد ۳۱, پنجشنبه
حذف مصداق ها
۱۳۸۷ مرداد ۳۰, چهارشنبه
تخلف استاد یا تقلب دانشجو
ایجاد این بلاگ پس از بحثهایی بود که بین تعدادی از همکاران در مورد تخلفهای عیان خودمان درگرفت، به این امید که بتوانیم بدون ذکر نام، کجرویهای خودمان را هم بیان کنیم، تا تذکری باشد به همه. تا کمک کنیم که راستی و درستی که خداوند در ضمیر همهی ما نهاده است، دوباره احیا شود و تلاش کنیم تا تخلفات موجود به امور عادی تبدیل نشوند.
چند نمونه:
۱- وقتی یکی از ما مثلا در ۲ سال بیش از ۷۰ مقاله فقط در یک ژورنال «آیاسآی» چاپ میکند (یعنی حدود ۳ مقاله در ماه!) و بهخاطر آن هم جوایز متعددی میگیرد، دانشجو و همکارش چه فکر میکنند؟
۲- وقتی دانشجویان هجوم یکبارهی ما را برای چاپ مقاله در مجلاتی مانند WSEAS میبینند که فقط با پول ظرف دو سه هفته مقالهی مشترکمان را چاپ میکند،
۳- وقتی همکاران جوان ما، مقاومتمان را در مقابل هر گونه واکنش در مقابل افرادی که مقالاتی به کنفرانس ما فرستادهاند که تقلبی بودن آنها اظهر من الشمس است، به این بهانه می بینند که «بابا همکار ماست!» یا «کار دانشجوشه خودش اطلاع نداره!» و میبینند که هنوز پس از چند سال هیچ کاری در قبال صدها مقالهی «کات و پِیستی» انجام نمیدهیم،
۴- وقتی دانشجو «کمفروشی» عیان بعضی از ماها را در برخی از کلاسهای درس میبیند،
۵- وقتی دانشجو میبیند که بعضی نمرهی درس او را منوط به چاپ یک مقاله در یک کنفرانس کردهاند،
۶- وقتی دانشجو میبیند که برخی با کمال میل «هدایت» هر پروژهای را که او در هر زمینهای بیاورد میپذیرند،
و .. و
چه انتظاری از دانشجو میتوان داشت؟ واقعاُ تخلف استاد مهمتر است یا تقلب دانشجو؟
مبادا از این یادداشت برداشت نادرست شود. از نظر من بسیاری از همکاران اخلاق حرفهای را خیلی بهتر از بنده رعایت میکنند و برخیشان برای این حقیر الگو هستند. و میدانم که افرادی که ممکن است کارهای فوق را انجام دهند، حتماً اندک اند. اما نمیتوان تاًثیر گستردهی همین تخلفات اندک را نادیده گرفت.
توصیه نامه
عموما توصیه نامه های دانشگاه های خارج سئولاتی در مورد قدرت خلاقیت و یا قابلیت کار گروهی را از توصیه کننده می پرسند. این نوع سئوالات را افرادی می توانند پاسخ دهند که دانشجو را در یک گروه تحقیقاتی دیده باشند و کار او را در آن گروه ارزیابی کرده اند. به این ترتیب فقط می توان به دانشجویانی توصیه نامه داد که پروژه ای تحقیقاتی با شما انجام داده اند. حال اگر دانشجویان را دو دسته کنیم و فقط به آنهایی که واقعا می شناسیمشان و قابلیت های تحقیقاتی آنها را دیده ایم توصیه نامه بدهیم آنگاه مسئله اینکه هر دانشجویی از هر استادی تقاضای توصیه نامه کند تا حدودی حل می شود. البته بحث تعارف و رودربایستی را نیز باید تا حدودی کنار گذاشت. اگر قرار باشد که هر دانشجویی که با من درس گذرانده تقاضای توصیه نامه کند و من هم حاضر به این کار بشوم آنوقت جواب های من به سئوالاتی مانند اینکه قدرت نوآوری دانشجو چقدر است یا "نمی دانم" می شود یا غیر واقعی خواهد بود. در صورتی که اگر قلبا نمی خواهم به یک دانشجو نامه بدهم به او بگویم که من ترا به اندازه کافی نمی شناسم و نمی توانم به تو توصیه نامه قوی دهم دیگر نیازی به گرفتن نامه اضافی و باز کردن آن و دیگر مسائل نخواهد بود
در رابطه با توصیه نامه و درخواست پذیرش
۱۳۸۷ مرداد ۲۹, سهشنبه
توصیهنامه
هر سال چندین هزار توصیهنامه از ایران نوشته میشود و ما شاهد معدود دانشجویانی هستیم که از اهمال اساتید سوء استفاده میکنند و کارهای خلاف زیر را انجام میدهند. شاید خودشان هم ندانند که کار خطاست اما ما با عدم توجه کاری میکنیم که انگیزهی انحام آنرا پیدا کنند:
۱- گرفتن یک توصیه نامهی اضافی از هر استاد برای یک دانشگاه که دانشجو قصد ارسال درخواست به آنجا را ندارد. باز کردن آن و اگر خوب بود ارسال توصیهنامههای آن استاد به بقیهی دانشگاهها. متاسفانه با نیت خیر یک سیدی از سوی یکی از دانشجویان خوب ما بین دانشجویان پخش شده تا بچهها را از ابعاد ادامه تحصیل و راهوچاه آن مطلع کند. در آنجا این «کلک» را هم به بچهها یاد داده است. استاد هم بیخبر از همه جا با صرف وقت توصیهنامهای را تهیه میکند که ممکن است سر از سطل آشغال در بیاورد. راهحل: فقط توصیهنامههای آنلاین را قبول کنید (هر چند وقتگیر است) یا خودتان آنها را پست کنید. به دست دانشجو توصیهنامه ندهید.
۲- متاسفانه برخی بهعلت کمبود وقت میدهند خود دانشجو توصیهنامهها را پر کند و برای امضا به استاد تحویل دهد. این دیگر آخر تنبلی است و آموزش خیلی بدی است به دانشجو. راهحل هم معلوم.
۳- برخی توصیهنامههای «تیپ» دارند و فقط اسم و شاید کمی محتوی را عوض کنند. اینم اعتبار اساتید ما را نزد دانشگاههای خارج زیر سوال میبرد. دانشجو هم باید بداند که دانشگاهها توصیههای تیپ را تشخیص میدهند و آنها نادیده میگیرند.
۴- جعل امضای استاد و ارسال توصیهنامه به نام او. این فقط اگر دانشگاهها متن را برای استاد بفرستند قابل چک کردن است و اکثرا این کار را نمیکنند. راهحل: توصیهنامهی آنلاین.
۵- من شنیدم که بین بچههای دانشکدهی ما کپی تعدادی از توصیهنامههای قبلی برخی از اساتید توزیع شده، تا اگر استادی برای یک دانشجو بد نوشته است دیگر دانشجویان سراغ آن استاد نروند (و این اتفاق یک سال افتاد!). میدانید که خود دانشجو بعدا در خارج میتواند کپی توصیهنامه را از دانشگاه مربوطه بگیرد، مگر آنکه این امتیاز خود را waive کرده باشد. اگر اساتید در فرم توصیهنامه دقت کنند که این اختیار از داوطلب سلب شود، چنین امکانی بعدا نخواهد داشت.
دانشجو باید بداند که پذیرش او در هر مرحلهای قابل لغو است، اگر تقلبی از اواثبات شود یا استاد به دانشگاه اطلاع دهد که توصیهنامهی او مخدوش است.
خوبست دیگران این لیست را تکمیل کنند.
ضمنا توجه شما را به یک نمونه از تبعات دستکاری در توصیهنامه جلب می کنم .
نتیجه دست بردن دانشجو در توصیه نامه
۱۳۸۷ مرداد ۲۸, دوشنبه
چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی؟
یک راهکار تجربه شده برای مقابله با گزارشهای علمی حاوی انواع موارد خلاف واقع
لذا بنظر میرسد پیروی از این راهکار برای نهادهای مسئول مناسب باشد.
Managing Committee
Salaam and thanks and my appreciation for your efforts. Please include me in your list and I will try to do my share as best as I can. Some comments you may already be aware but as a reminder
1- The blog would need continuous management and direction so it would not be turned into a routine “complaint” site with eventual filtering and/or natural shut down. This is not to portray a pessimistic component and downplay the importance of the task initiated but to improve the probability of failure free effort. To avoid that, a dedicated group (because it requires a lot of time input not possible or expected from one individual)- with known informal hierarchy and organization and necessary experience- needs to devise a roadmap and direct the discussions (pros and cons).
2- It should be borne in mind that the suggestions for solutions to problems will be inherently gradual and piecewise. Compilation and integration of the comments received is very time-consuming but highly required. As such, the managing group have to assume the role of a think-tank (soliciting inputs from experts as required) with an overall objective of producing an action plan within a certain period of time. This will be submitted to relevant officials. The prevailing legislative, judiciary, and executive limitations have to be taken into account when drafting such a document.
3- With time, other similar blogs (education, research, higher education goals, technology, etc) can be solicited and initiated by the managing group. This is needed because (1) the current problems we face, are the result of years of poor management and can not be solved overnight, and (2) we have lagged in integrated approach in almost all of our decision making approaches; somebody makes cars and others make roads and they do not talk to each other. We do the same in higher education. In summary, we need to bring it the relevant stakeholders gradually.
All the best
Torkian
۱۳۸۷ مرداد ۲۷, یکشنبه
نیاز به منشور اخلاقی
فکر می کنم وقت آن رسیده باشد تا یک منشور اخلاقی چه برای آموزش و چه برای پژوهش تهیه و بین اساتید علافه مند طرح و تصویب شود تا اخلاقیاتی که این قدر در دین ما بدان توصیه شده است (مثل صداقت، امانت داری، یا "لیس للانسان الا ما سعی") در محیط کارمان نیز یک معنی مشخص و "زمینی" و عینی داشته باشد. بدیهی است این کار را نیز خود ما ها باید انجام دهیم و از متولیان رسمی دین انتظار ترجمه مفاهیم اخلاقی به شرایط کاری امان کمی دوردست به نظر می رسد.
امیر حسین جهانگیر